موج همبستگی ملی با حضور بیش از ۱۱ میلیون ایرانی در یک پویش
«جانفــــدا، برای ایــــران»
گروه اجتماعی
پویش مردمی «جانفدا، برای ایران» در کمتر از یک هفته شاهد اعلام آمادگی
11 میلیون ایرانی برای دفاع از کشور بوده است (تا لحظه تنظیم گزارش.)این یعنی 11 میلیون ایرانی با اعلام همبستگی ملی برای حفاظت از خاک وطن مقابل دشمن آمریکایی-صهیونی، اعلام کردهاند که آمادهاند اسلحه به دست گیرند و از کشور خود دفاع کنند و بار دیگر به جهانیان نشان دهند ایرانیان برای دفاع از وطن حرف نمیزنند، عمل میکنند.
حس تعلق به خاک و تعهد به آیندهای روشن، مهمترین انگیزههای افراد ثبتنامکننده در این حرکت بزرگ است. «عشق عمیق به میهن در تار و پود زندگی روزمره مردم تنیده شده است.» این جمله پولادی، معلم ۲۸ ساله در یکی از مدارس شمال کشور است. این جانفدای ایران میگوید:«حس تعلق به وطن، برای بسیاری از ما، صرفاً یک مفهوم جغرافیایی یا سیاسی نیست؛ این حس پیوندی عمیق است که از خاطرات کودکی ما نشأت میگیرد. وطن برای من فرهنگی است که من را ساخته؛ مردم ما با فرهنگ و لهجههای مختلف از شمال تا جنوب همیشه در سختی کنار هم بودهاند. مشارکت در چنین پویشهایی ادای دینی به سرزمینمان است، نه چیز دیگر.»
رستم، کشاورز و جانفدای دیگری است که زندگیاش با زمین گره خورده است. او این ارتباط را عمیقتر میبیند و میگوید:«من با خاک بزرگ شدم؛ نانم از خاک بوده، زندگیام از خاک بوده. پنجاه سال است هر بذری را که میکارم، نوعی عهد میدانم و معتقدم همانطور که از مزرعهام مراقبت میکنم، باید از ریشههای مشترک فرهنگی و اجتماعی کشورم هم محافظت کنم. همانطور که در هشت سال دفاع مقدس با افتخار خدمت کردم، الان هم برای هر نوع خدمتی در جبههها حاضر میشوم و فکر میکنم جزو اولین نفرات بودم که بعد از اعلام راهاندازی این پویش ثبتنام کردم.»
همه جانفدایان، وطن را خانهای مشترک میدانند که همگی در نگهداری از آن سهیم هستند. فرهودی، پرستار ۳۲ سالهای که در خط مقدم رسیدگی به مردم فعالیت میکند، این مسئولیت را در تجربههای شغلیاش پیدا کرده، او میگوید:«در دنیای امروز، مفهوم مسئولیت اجتماعی از مرزهای سنتی خود فراتر رفته و به تعهدی فعال و پررنگتر در قبال جامعه و محیط اطراف تبدیل شده است. اما هر کس به اندازه توانش میتواند برای حفظ زیباییهای فرهنگی و انسانی این کشور سهم داشته باشد.»
او مشارکت در بحران را فراتر از وظیفه میداند و میگوید:«شرایط خاصی مثل دوره جنگ میتواند فرصتی برای بهتر کردن اوضاع جامعه باشد، برای اینکه همبستگیها بیشتر شود و اختلافها کمتر.»
این پویش در میان قشر دانشجو هم بازتابی پررنگ پیدا کرده است. سلوکی، دانشجوی معماری، مفهوم وطن را در بستری از هویت، میراث فرهنگی و آیندهسازی میداند و میگوید:«سرزمین ما فقط متعلق به گذشته نیست؛ متعلق به آینده هم هست. هر مشارکت کوچک در فعالیتهای ملی، یعنی پذیرش نقش خودمان در ساختن آینده کشور.»
او میگوید:«نسل جوان با نگاهی تیزبینتر، به دنبال ساختن فردایی است که در آن حفظ آرامش و امنیت، اولویت جامعه است.»
پیوندی ناگسستنی
در پویش «جانفدا، برای ایران» بسیاری از خانوادهها با هم در این مسیر قدم گذاشتهاند. خانواده کرمی، ساکن کرمانشاه، نمونهای از این همبستگی خانوادگی است. پرویز، پدر خانواده میگوید:«ما تلاش کردهایم بچهها یاد بگیرند وطن فقط جایی نیست که در آن زندگی میکنیم؛ سرمایهای است که باید برایش سهم داشت. برای خانواده ما، مشارکت جمعی و اعلام همبستگی نوعی تقویت پیوندهای خانوادگیمان هم هست.»
مادر این خانواده، این همدلی را عاملی برای قویتر شدن روحیه اعضای خانواده میداند و میگوید:«وقتی کنار هم کاری میکنیم، احساس میکنیم مؤثرتر هستیم.» حتی فرزندان نوجوانشان هم این حس را تجربه کردهاند؛ آرین، پسر این خانواده چهار نفره، میگوید:«برای ما نسل جدید، مهم است که حس کنیم بخشی از آینده کشور را ما میسازیم.»
فلاح، راننده کامیونی که سالها عمرش را در جادههای ایران گذرانده، نگاهی متفاوت به مفهوم وطن دارد و میگوید:«وقتی از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب را زندگی کرده باشی، این خاک به بخشی از وجود آدم تبدیل میشود.» او میگوید:«برای من وطن یعنی همین جادههایی که بارها در روز و شب از آن عبور و مو سفید کردهام.»
او با اشاره به عضویتش در پویش «جانفدای ایران» این اقدام را نوعی بدهی به سرزمینش میداند و میگوید:«آدم باید همیشه به جایی که بزرگش کرده، بدهکار خوبیها باشد. هر قدم مثبتی که برای کشور بردارم، انگار که دینم را به آن ادا میکنم.»
پویش «جانفدا، برای ایران» و ثبتنام حدود 11 میلیون نفر(تا زمان تنظیم این گزارش) در مدتی کوتاه، فقط گوشهای از همبستگی ملی ایرانیان را برای دشمن به تصویر میکشد. دشمن باید بداند در این سرزمین، معلم، پرستار، کشاورز، دانشجو و... همگی در یک نقطه مشترکند؛ باور به اهمیت حفظ و اعتلای ایران.

