فعالان اقتصادی در گفت و گو با «ایران»از آمادگی بخش خصوصی برای بازسازی آسیب های جنگ خبر دادند
برگ برنده در اقتصاد پساجنگ
بخش خصوصی ایران توانمندی نوسازی و بازسازی آسیبهای بعد از جنگ را دارد. این پاسخ فعالان اقتصادی به پرسش روزنامه ایران است. آنها اعتقاد دارند که در سال های اخیر بسیاری از صنایع ایران توانسته اند به خودکفایی برسند و داخلی سازی کنند. از این رو از نظر فنی و مهندسی، مشکلی در بازسازی و نوسازی کشور وجود ندارد. اما نکته ای که فعالان اقتصادی بر آن تأکید دارند، شیوه های تأمین مالی، سیاستهای اقتصادی پس از جنگ و نیاز به همکاری و همراهی دولت برای کمک به بخش خصوصی است. موضوع دیگری که در اذهان عمومی دغدغه هایی را ایجاد می کند، از دست رفتن بازارهای منطقه ای به واسطه جنگ تحمیلی است که در این باره نیز گزینه های زیادی برای جایگزینی وجود دارد و در مجموع، تجارت ایران چندان تحت تأثیر جنگ تحمیلی قرار نخواهد گرفت.
پایداری شرایط بعد از جنگ مهم است
سجاد غرقی، عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران و فعال حوزه معدن در گفت وگو با روزنامه ایران اعتقاد دارد بخش خصوصی کشور قطعاً توانایی نوسازی و بازسازی کشور و صنایع را دارند. اما این موضوع ارتباط مستقیم با پایداری شرایط بعد از جنگ دارد. او می گوید: «جبران لطمات وارد شده چنانچه شرایط به ثبات برسد و سیاست های اقتصادی کشور از حالت انقباضی خارج شود، امکان پذیر است.»
غرقی عنوان می کند: «البته در صورتی که جنگ تداوم داشته باشد نیز نیاز است دولت با اعمال سیاست های درست، به تاب آوری زنجیره های تولید و بنگاه های اقتصادی کمک کند.»
کاهش فشار درآمد دولت
از روی دوش بخش خصوصی
او می افزاید: «نخستین گامی که باید برداشته شود، کاهش فشارهای درآمد دولت از دوش بخش خصوصی است. به عنوان مثال، در مالیات ستانی و عوارض ستانی باید تجدید نظر شود.»
این عضو هیأت نمایندگان اتاق ایران و تهران دومین گام را تسهیل روزنه های صادراتی می داند و می گوید: «نیاز است که دولت روزنه های صادراتی را تسهیل کند و با شرایط جدید، سیاست های جدید جایگزین شود. از جمله اینکه عوارض و تعهد ارزی برداشته شود و اجازه صادرات هر آنچه در توان کشور است، داده شود. از این طریق است که دولت و کشور می تواند درآمدهای ارزی کسب کند و از این محل به ترمیم واحدهای آسیب دیده کمک کند. در حال حاضر با اینکه شرکت های فولادی هدف حمله دشمن قرار گرفته اند، همچنان توان صادراتی سایر تولیدات در برخی از کالاهای زنجیره وجود دارد.»
صنایع ما داخلی سازی شده اند
سید حمید حسینی، یکی دیگر از فعالان اقتصادی بر این باور است که در بسیاری از صنایع ما داخلی سازی شده اند و مهندسان داخلی ما می توانند در مدت زمان کوتاهی آنها را بازسازی کنند. او در گفت وگو با خبرنگار روزنامه ایران به واحدهای صنعتی که در این جنگ آسیب دیده اند اشاره میکند.
در برخی موارد نیاز به واردات داریم
به گفته حسینی، در بخش نفت و گاز ما اینقدر ظرفیت داریم که بلافاصله بازسازی و نوسازی را استارت بزنیم. البته ممکن است نیاز باشد برخی از تجهیزات را وارد کنیم.
فولاد خود را ترمیم می کند
او به صنعت فولاد نیز اشاره کرده و می گوید: «این صنعت درسالهای گذشته با ظرفیت های داخلی رشد کرده و حالا هم می تواند از این ظرفیت برای ترمیم خود استفاده کند.»
در بازسازی تأسیسات برقی مشکلی نداریم
حسینی همچنین با اشاره به صنعت برق و تأسیسات برقی اظهار می کند: «حدود 95 درصد صنعت برق در ایران به خودکفایی رسیده و حتی در برخی از بخش ها صادرات انجام می دهیم. بنابراین من در این بخش هم برای بازسازی و نوسازی مشکلی نمی بینم.»
از ظرفیت های خالی ساختمان سازی
استفاده می کنیم
بازسازی ساختمان ها از دیگر موارد مورد تأکید این فعال اقتصادی است که در این باره عنوان می کند: «ما در بخش ساخت و ساز ظرفیت های خالی بسیاری داریم. بنابراین به شرط در اختیار داشتن منابع مالی، بازسازی ها میتواند ظرفیت های خالی ما را پر کند. ما به عنوان یکی از تولیدکنندگان مصالح ساختمانی در منطقه هستیم و بنابراین نباید نگران برپایی پروژه های بازسازی باشیم.»
بازسازی پل بی 1 در اولویت باشد
او می افزاید: «به اعتقاد من نخستین بازسازی، باید در مورد پل بی 1 کرج انجام شود که شاهکار مهندسان ایرانی را به دنیا نمایش دهد. نیروی مهندسی و فنی ما توان دارند تا هر آنچه را دشمن خراب کرده در مدت کوتاهی بسازند. شاید کمی زمان از دست بدهیم ولی به معنی این نیست که ناتوانیم.»
از عوارض تنگه هرمز برای ترمیم آسیب ها
استفاده کنیم
حسینی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تنگه هرمز اشاره داشته و می گوید: «ما می توانیم عوارض ستانی در تنگه هرمز را ادامه دهیم و منابع حاصل از آن را به ترمیم آنچه تخریب شده تخصیص دهیم. ولی ما در جنگ دست برتر را داریم و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. از این رو به اعتقاد من درآمدهای نفتی ما نیز افزایش خواهد یافت.»
سرنوشت بازارهای صادراتی
حسینی در پاسخ به این سؤال که در چنین شرایطی، آیا بازارهای صادراتی ما تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، چنین توضیح می دهد: «چین نخستین مقصد صادراتی ماست و در این شرایط ما باز هم بازار چین را در اختیار داریم. چراکه این کشور به دلیل رقابت با آمریکا حتی انگیزه بیشتری برای خرید از ما دارد. چینی ها در بزنگاه های مهمی حمایت خود را از ایران آشکار کرده اند. در خصوص صادرات به عراق هم باید دید نتیجه انتخابات چه می شود. اگر نوری مالکی به عنوان نخست وزیر انتخاب شود، قطعاً شرایط تجاری و صادرات ما به عراق بهبود می یابد. چراکه ایران از او حمایت کرده است. تجارت با ترکیه و افغانستان نیز همانند گذشته انجام خواهد شد. شاید تنها نگرانی بابت از دست رفتن بازار امارات است که باید به این نکته توجه داشته باشیم که امارات تنها یک بارانداز برای ایران محسوب می شد و مشتری نبود. حال گزینه های جایگزین روی میز است. قطعاً بخشی از این واسطه گری به عمان می رود. حتی هند و مالزی نیز می توانند نقش امارات را در تجارت ایران ایفا کنند. ضمن اینکه ظرفیت پاکستان را هم نباید نادیده بگیریم.» او در پایان سخنان خود پیشنهاد داد که برای تسهیل تجارت، دولت استفاده از رمز ارز را قانونی کند و اجازه دهد این ابزار در تجارت به کار گرفته شود.
پیشنهاد ویژه بخش خصوصی برای تأمین مالی جبران خسارات
فرشید شکر خدایی، رئیس کمیسیون سرمایه گذاری اتاق بازرگانی ایران نیز در گفت وگو با خبرنگار «ایران» به مولدسازی دارایی های غیرمولد دولت و بخش خصوصی اشاره می کند و می گوید: «حجم زیادی از دارایی های ثابت در ایران وجود دارد که شامل مسکن، دلار و طلا می شود. این موارد دارایی های غیرمولد محسوب می شوند که نیاز است در دوران نوسازی بعد از جنگ به دارایی مولد تبدیل شوند. بنابراین نیاز است تدبیری اندیشیده شود که چنین دارایی هایی تبدیل به پشتوانه و تأمین مالی برای نوسازی پروژه های آسیب دیده شود.»
او عنوان می کند: «برای عملی کردن چنین ایده ای، پیشنهادم این است که صندوقی درست شود که جنبه ملی داشته باشد و بتواند به صورت ترکیبی تمام دارایی های غیرمولد بخش خصوصی و حتی مردم را در خود جای دهد. تجمیع این داراییها در صندوق، می تواند پشتوانه مناسبی برای بازسازیها باشد. بر اساس این ایده، حتی مردم هم می توانند پای کار بیایند.» به گفته او، اتاق بازرگانی، کمیسیون سرمایه گذاری و تأمین مالی با یک اتاق فکر متشکل از نخبگان مالی کشور در حال طراحی ساز و کارهای این صندوق و پیشنهاد آن به وزیر اقتصاد هستند.
یادداشت
بخش خصوصی در میدان؛ آغاز عصر بازسازی
فرج الله معماری
رئیس کمیسیون اقتصادکلان اتاق بازرگانی
در پاسخ به پرسش «آیا بخش خصوصی ایران توان بازسازی اقتصاد را دارد؟» بر اساس تجربه عینی روزهای اخیر، روشن و بدون ابهام است، بخش خصوصی نه تنها توان بازسازی را دارد، بلکه در عمل، توان مدیریت اقتصاد در شرایط خاص را نیز اثبات کرده است.
در ایامی که کشور با شدیدترین فشارها مواجه بود، این بخش خصوصی بود که با تداوم تولید، حفظ زنجیره تأمین و ایفای مسئولیتهای اجتماعی، اجازه نداد جریان زندگی اقتصادی متوقف شود. این یک ادعا نیست، یک واقعیت آزمودهشده است.
بخش خصوصی در بحران، تماشاگر نبود؛ ضامن پایداری اقتصاد بود.
اما اینجا یک نکته تعیینکننده وجود دارد؛ مسأله اقتصاد ایران، فقدان ظرفیت نیست، بلکه نحوه به کارگیری ظرفیتها در چهارچوب حکمرانی اقتصادی است.
اگر بازسازی را صرفاً به عنوان یک پروژه مالی ببینیم، پاسخ ناقص خواهد بود؛ اما اگر آن را یک فرآیند نهادی بدانیم، آنگاه روشن میشود که موفقیت یا شکست آن، بیش از منابع، به کیفیت حکمرانی وابسته است.
تجربههای جهانى در اروپا پس از جنگ جهانی تا اقتصادهای نوظهور آسیا یک پیام مشترک دارند؛ بازسازی موفق، از اصلاح قواعد حکمرانی آغاز میشود، نه از تزریق منابع.
در این چهارچوب، پاسخ به بخش دوم سؤال نیز روشنتر میشود؛ دولت برای فعالسازی ظرفیت بخش خصوصی، بیش از آنکه نیاز به ابزارهای مداخلهای داشته باشد، نیازمند ایجاد بسترهای نهادی است.
نخستین و مهمترین بستر، ثبات در سیاستگذاری اقتصادی است؛ هیچ سرمایهای در فضای بیثبات، به تولید تبدیل نمیشود.
دوم، کاهش نااطمینانی و افزایش پیشبینیپذیری اقتصاد است.
سرمایهگذاری، قبل از آنکه به منابع مالی وابسته باشد، به اعتماد وابسته است؛ این اعتماد، محصول ثبات و انسجام در تصمیمگیری است.
سوم، تضمین حقوق مالکیت و امنیت سرمایهگذاری است.
سرمایه، جایی میماند که احساس امنیت کند، نه جایی که صرفاً سودآور باشد.
چهارم، اصلاح مقررات و کاهش هزینههای مبادله است.
اقتصادی که در آن مسیر فعالیت، پرهزینه، مبهم و زمانبر باشد، حتی با وجود منابع، قادر به رشد نخواهد بود.
و در نهایت، توسعه مشارکتهای واقعی دولت و بخش خصوصی در پروژههای بازسازی، که میتواند منابع، دانش و کارایی را همزمان به میدان آورد.
اما در کنار همه این موارد، یک متغیر کلیدی وجود دارد که کمتر درباره آن سخن گفته میشود و آن باور در سطح حکمرانی است.
تا زمانی که بخش خصوصی به عنوان یک شریک راهبردی دیده نشود، نه به عنوان یک بازیگر حاشیهای، بازسازی اقتصادی به نتیجه نخواهد رسید.
واقعیت این است که اقتصاد ایران در یک نقطه عطف قرار دارد. ادامه مسیر گذشته، یعنی بازسازی اداری؛ تغییر مسیر، یعنی بازسازی واقعی اقتصاد.
بخش خصوصی، ظرفیت خود را در میدان عمل نشان داده است. امروز دیگر پرسش از توان نیست؛ پرسش از اراده در اصلاح حکمرانی اقتصادی است.
اگر این اراده شکل بگیرد، بازسازی اقتصاد ایران میتواند به نقطه آغاز یک دوره جدید از رشد، تابآوری و شکوفایی تبدیل شود. و اگر شکل نگیرد، حتی بزرگترین منابع نیز، به نتیجهای پایدار منجر نخواهند شد.

