به بهانه حملات دشمن آمریکایی - صهیونی به اماکن تاریخی کشور

شلیک به تمدن‌کهن ایرانی

منصوره فصیح رامندی
دانشیار پزوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات


حمله به اماکن تاریخی و مفاخر فرهنگی ایران تنها یک اقدام نظامی ذیل جنگ به‌ شمار نمی‌رود، بلکه تخریب فرهنگ ملتی است که قرن‌ها پیش از پیدایش مدعیان امروز حقوق بشر، سابقه تمدنی داشته‌ است.
این روزها مرز میان زمان عادی و زمان جنگ محو شده است؛ وقتی موشک‌های کینه رژیم بی‌هویت و بدون ریشه متخاصم اسرائیل حریم کاخ گلستان در قلب تهران را که آیینه تمام‌نمای هنر و تاریخ دوره قاجار است وحشیانه می‌درند. وقتی شکوه غرورآفرین و نیلگون میدان نقش جهان اصفهان، آماج کینه و توحش خودشیفتگی این رژیم بی‌هویت و تمدن قرار می‌گیرد، وقتی عمارت‌های تاریخی سنندج همچون سالارسعید و خسروآباد فرومی‌ریزند، دیگر با تخریب سازه‌ای از خشت و کاشی و ... روبه‌رو نیستیم، بلکه این تمدن و هویت ایرانی است که زیر خروارها آوار، تکه‌تکه و پاره‌پاره شده است. حمله به اماکن تاریخی و مفاخر فرهنگی ایران تنها یک اقدام نظامی ذیل جنگ به‌شمار نمی‌رود، بلکه تخریب فرهنگ ملتی است که قرن‌ها پیش از پیدایش مدعیان امروز حقوق بشر، سابقه تمدنی داشته‌ است.
به تعبیر یونسکو، میراث فرهنگی و تاریخی هر کشوری به تمام بشریت تعلق دارد. میراث فرهنگی به‌عنوان یکی از مظاهر تنوع فرهنگی که در ساخت هویت فرهنگی و تمدنی هر ملتی نقش سازنده‌ای دارد، یکی از اساسی‌ترین ارکان تحکیم وحدت، هویت، ایجاد خلاقیت و خودباوری ملی است که به‌واسطه آن می‌توان تمدن آداب و سنت، شیوه‌های تجاری و اقتصادی و در نهایت روند تحول سیر تکوین و تکامل انسان را در طول تاریخ مورد شناسایی و تحلیل قرار داد. میراث فرهنگی به‌عنوان مؤلفه الهام‌بخش جوامع بشری، مدرکی دال بر تداوم فرهنگی و تاریخی به‌شمار می‌روند، چراکه گنجینه معرفتی است که از نسل‌های گذشته برای آیندگان به یادگار مانده است. با این وصف، موضوع میراث فرهنگی به جغرافیا و تاریخ یک ملت یا یک تمدن خاص ارتباطی ندارد بلکه میراث فرهنگی، موضوعی متعلق به هویت بشر است که در ارتباط و یکپارچگی تمدن‌ها و تاریخ ملل شکل می‌گیرد و در این ارتباط و درهم تنیدگی است که میراث فرهنگی، ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد؛ ارزشی که بدون‌ شک قابل تقویم نیست. این مفاخر فرهنگی در حالی مورد آماج حمله وحشیانه یک رژیم بی‌تاریخ قرار گرفته است که بر مبنای منشور حقوق بین‌الملل، صیانت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات، نه یک توصیه که یک قاعده آمره است. 
کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکل الحاقی آن صراحتاً هرگونه حمله به بناهای تاریخی را که نماینده هویت یک ملت هستند، منع کرده است. ماده ۴ این کنوانسیون، دولت‌ها را ملزم به رعایت اصل احترام و اصل صیانت می‌کند؛ اما اقدام این خودشیفتگان بی‌تمدن در تخریب اماکن تمدنی و هویتی ایران عزیز و سربلند ذیل سکوت و بی‌تفاوتی جامعه بین‌الملل به خشن‌ترین شکل ممکن نقض شده است.
در مجموع باید گفت که حقوق میراث فرهنگی در گفتمان‌های حقوق بشری به‌عنوان یکی از حق‌های پرچالش و درعین‌حال در روند حمایت نظام حقوق بشر و از مصادیق حقوق فرهنگی است و مهم‌ترین هدف حقوق میراث فرهنگی تضمین حفاظت از میراث فرهنگی به‌منظور حق دسترسی بشر به این میراث است. بر این مبناست که پیگیری نسل‌کشی فرهنگی میراث تمدنی ایرانیان در محاکم بین‌المللی، تکلیفی حقوقی برای استیفای حقوق تمدنی ایرانیان است؛ تمدن و میراثی غنی که اگرچه با اصابت موشک‌های بی‌ریشگان تاریخ زخم برداشت اما همچنان نماد سربلندی و اقتدار ایران استوار است.