واکنش هنرمندان به روزهای جنگ در روایت‌های مجازی، حضورهای میدانی و تولید آثار تازه

ایستــــادن سمت وطــــن

نیلوفر ساسانی
گروه فرهنگی


ایستادن و در کنار مام وطن ماندن، فراتر از یک شعار، انتخابی است که در روزهای سرنوشت‌ساز، عیارِ پیوند هنرمند با جامعه‌اش را روشن می‌کند. در لحظاتی که تاریخِ یک سرزمین با گام‌هایی بلند ورق می‌خورد، نیاز به صداهایی که تپش قلب یک ملت را بازتاب دهند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. هنرمندان در این میانه، نه فقط به عنوان ناظر، بلکه به عنوان بخشی از هویت جمعی، تلاش می‌کنند تا معنای تازه‌ای به واژه‌ «همبستگی» ببخشند.
چند روز پیش، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با بازنشر پوستری با عنوان «سمت مردم» در فضای مجازی، به همین حضورِ مستمر اشاره کرد و نوشت: «هنرمندان صدای ایران بوده و هستند؛ این تصویر نمایی از هزاران هنرمند ملی و استانی است که در کنار مام وطن ایستاده‌اند.» این یادداشت، اگرچه بهانه‌ای برای دیده‌شدن یک حرکت جمعی بود، اما ریشه در واقعیتی داشت که در لایه‌های مختلف جامعه هنری جریان یافته است؛ حرکتی که نشان داد هنر، وقتی پای وطن در میان باشد، راه خود را برای رسیدن به مردم پیدا می‌کند. این همراهی، در هفته‌های اخیر، خودش را در چند ساحتِ متفاوت نشان داد؛ از شکستن سکوت در فضای مجازی و یادداشت‌های صریح هنرمندان تا حضور فیزیکی در میدان‌های شهر و در کنار نیروهای امدادی و در نهایت تداوم روایتگری در قالب خلق آثار تازه. این گزارش، مروری است بر این مسیر؛ روایتی از هنرمندانی که انتخاب کردند در کنار مردم بمانند و صدایِ رسایِ خانه‌ای باشند که به آن تعلق دارند.

ایران؛ خط قرمزی که دوباره گفته شد  
در روزهایی که جنگ وارد سومین هفته‌اش از تقویم این بحران شده، فضای عمومی جامعه فقط میدان خبرهای نظامی و سیاسی نیست؛ عرصه‌ای است که در آن چهره‌های فرهنگی هم به شیوه خود واکنش نشان می‌دهند. بعضی با یک استوری کوتاه، بعضی با یادداشتی بلند و برخی با بازنشر یک تصویر یا سکانس. مجموع این صداها در یک نقطه به هم می‌رسد: تأکید بر ایران و تمامیت سرزمینی آن.  در میان این واکنش‌ها، آنچه بیش از همه به چشم آمد، شکستن سکوت چهره‌های جدید بود. همین شکستن سکوت، برای بخشی از افکار عمومی به اندازه خود موضع‌گیری اهمیت داشت.
حامد بهداد یکی از همین چهره‌ها بود. بازیگری که پیش‌تر به خاطر سکوتش مورد انتقاد قرار گرفته بود، سرانجام با انتشار متنی در صفحه شخصی‌اش موضع خود را روشن کرد. او در پاسخ به پرسشی درباره «کدام مردم» نوشت: «همه مردم.» بهداد در ادامه از رنج هموطنانش گفت؛ از مادری که فرزندش را از دست داده، از رزمنده‌ای که دست و پایش را پای لانچر گذاشته و از بیمارستان‌هایی که بمباران شده‌اند. جمله پایانی یادداشت او صریح بود: «من از این جنگ که به میهنم وارد شده بیزارم. ایران خط قرمز من و از همه چیز مهم‌تر است.» موضعی که برای بسیاری از مخاطبانش، نشانه‌ای از پایان سکوت او تلقی شد. تقریباً همزمان، جواد عزتی نیز سکانسی از فیلم ماندگار «باشو، غریبه کوچک» را در صفحه خود بازنشر کرد؛ همان سکانسی که در آن از پیوند مردم یک سرزمین گفته می‌شود. عزتی زیر این تصویر نوشت: «ایران سرزمین ماست. ما از یک آب و خاک هستیم. ما فرزندان ایران هستیم.» اشاره‌ای کوتاه اما روشن به مفهوم همبستگی در روزهای دشوار. در میان تازه‌ترین واکنش‌ها، یوسف حاتمی‌کیا نیز با انتشار ویدئویی از نادر ابراهیمی ــ که در آن از حضور خود در دفاع مقدس روایت می‌کند ــ جمله‌ای نوشت که بیشتر شبیه یک یادآوری تاریخی بود: «ما را روایت خواهند کرد که این روزها کجا ایستاده‌ایم.» جمله‌ای که به‌نوعی مسئولیت اخلاقی و تاریخی کنشگران فرهنگی در چنین مقاطعی را یادآور می‌شود.
مستانه مهاجر، تهیه‌کننده سینما هم در واکنشی صریح خطاب به دونالد ترامپ نوشت: «سر نام تنگه هرمز با هیچ‌کس شوخی نداریم؛ اسمش تنگه هرمزِ ایران پهناور است و تمام.» واکنشی کوتاه اما صریح که بیش از هر چیز بر حساسیت افکار عمومی نسبت به هویت جغرافیایی و تاریخی این منطقه تأکید داشت. حسین پاکدل نیز در یادداشتی مفصل‌تر، نگاه خود را متوجه رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور کرد و از نقش آنها در شکل‌دهی به فضای روانی سال‌های گذشته نوشت؛ رسانه‌هایی که به اعتقاد او با ترکیبی از سرگرمی، تحریف و دامن زدن به شکاف‌ها، در طول زمان زمینه‌ای برای وضعیت امروز فراهم کرده‌اند. برخی دیگر از چهره‌ها نیز در روزهای گذشته با جملاتی کوتاه اما معنادار واکنش نشان دادند. محمود دولت‌آبادی از حفظ تمامیت ارضی ایران گفت و ابراز امیدواری کرد که «هیچ سرباز بیگانه‌ای پا بر خاک این سرزمین نگذارد». هادی حجازی‌فر با مرور خاطرات عملیات‌های «مجنون» و «خیبر» و یاد شهیدان باکری نوشت که این روزها بیش از همیشه به آن روایت‌ها فکر می‌کند. هدی زین‌العابدین نیز جمله‌ای کوتاه اما روشن نوشت: «چه بتازید و چه تمجید کنید، موضع من ایرانه.» پیش از این نیز چهره‌های دیگری از سینما و موسیقی در واکنش به تحولات اخیر، به‌ویژه شهادت کودکان میناب، یادداشت‌هایی منتشر کرده بودند؛ از ابراهیم حاتمی‌کیا و مجید مجیدی تا بهمن فرما‌ن آرا، رضا میرکریمی، علیرضا داوودنژاد، احمدرضا درویش، مریلا زارعی، پرویز پرستویی، گلاره عباسی، محمدحسین مهدویان و جمعی دیگر از هنرمندان. 

وقتی هنرمندان به خیابان آمدند
واکنش‌ها اما تنها به کلمات و یادداشت‌ها محدود نمانده است. گاهی حضور فیزیکی، ایستادن در میان جمعیت و شریک شدن در حال و هوای شهر، خود نوعی موضع‌گیری است؛ حضوری که بیش از هر بیانیه‌ای دیده می‌شود. در تهران، یکی از این صحنه‌ها در سعادت‌آباد شکل گرفت؛ جایی که ابراهیم حاتمی‌کیا همراه با فرزندش یوسف حاتمی‌کیا در جمع شبانه مردم حاضر شد. حضور کارگردانی که نامش سال‌ها با روایت‌های جنگ و مقاومت در سینمای ایران گره خورده، برای بسیاری از حاضران یادآور همان پیوند میان روایت سینمایی و واقعیت اجتماعی بود.
میدان ولیعصر نیز در روزهای اخیر به یکی از کانون‌های تجمع مردمی تبدیل شد؛ جایی که چهره‌هایی از حوزه‌های مختلف فرهنگ و هنر در میان مردم دیده شدند. احسان یاسین در یکی از این گردهمایی‌ها حضور یافت و در همان فضا حسین حقیقی، خواننده، قطعه تازه خود با عنوان «بلاگردون ایرانم» را برای جمعیت اجرا کرد.
در این میان برخی هنرمندان نقش فعالی در سامان دادن به این تجمع‌ها داشتند. فریده سپاه‌منصور، بازیگر پیشکسوت در یکی از گردهمایی‌های مردمی با شعارهای اعتراضی علیه وطن‌فروشی همراهی و میانداری جمعیت را بر عهده داشت. این حضورها تنها به تهران محدود نماند. در مشهد، سعید سهیلی در کنار مردم به میدان آمد و در بندرعباس نیز غلامرضا صنعتگر در تجمع شبانه مردم با اشاره به فاجعه مدرسه میناب گفت: «داغ ۱۶۸ کودک مینابی هرگز فراموش نمی‌شود.» در نقطه‌ای دیگر از شهر تهران، مقابل نمایندگی سازمان ملل، حسام آرین ترانه «در دلم هستی» را اجرا کرد؛ اجرایی که در اعتراض به آنچه جنایت جنگی در حمله به مدرسه میناب خوانده شد شکل گرفت و به سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد. در کنار این حضورهای خیابانی، برخی چهره‌ها نیز ترجیح دادند همدلی خود را در میدان‌های دیگری نشان دهند. داریوش فرضیایی با حضور در بیمارستان مفید به عیادت کودکان مجروح جنگ رفت و ساعتی را در کنار آنها گذراند. در این میان، یک کنش دیگر نیز توجه بسیاری را جلب کرد؛ اقدامی که از خیابان و تجمع فراتر رفت و به بازسازی آینده فکر کرد. محسن چاووشی با اعلام مشارکت در پویشی برای بازسازی مدارس آسیب‌دیده، از آغاز این حرکت مردمی خبر داد. او با انتشار تصویری از این پویش نوشت: «با هم می‌سازیم؛ برای فرزندان عزیز ایران. بسم‌الله.»

همدلی در خط مقدم
در روزهایی که خدمت‌رسانی از دلِ بحران معنا پیدا می‌کند، بعضی صحنه‌ها بیش از آنکه تصویری از امداد باشد، تصویری از روح جمعی یک کشور است. کنار نیروهای هلال احمر و آتش‌نشانی، جایی میان خستگی و امید، جایی که آدم‌ها بدون دوربین و صحنه، تنها با حضورشان معنایی تازه به همبستگی می‌دهند؛ حضوری که صرفاً نمادین نبود، بلکه نوعی تأکید بر این بود که روایت این روزها فقط متعلق به نیروهای رسمی نیست؛ هنرمندان هم بخشی از آن‌ هستند. 
سجاد بابایی یکی از چهره‌هایی است که در روزهای پرتنش اخیر به پایگاه هلال احمر رفت. او در جمع امدادگران گفت: «دست‌درازی به خاک این مملکت تحت هر شرایطی محکوم است» پردیس احمدیه نیز لحظه تحویل سال را در کنار نیروهای هلال احمر گذراند. او در گفت‌وگویی کوتاه تأکید کرد: «در طول تاریخ هیچ کشوری آزادی را با حمله کشور دیگر تجربه نکرده است.» در تهران، مهران غفوریان به یکی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی رفت تا از نزدیک با نیروهای امدادرسان ملاقات کند؛ کسانی که این روزها دوشادوش هلال احمر با پیامدهای حملات و آواربرداری‌ها درگیرند. هدیه بازوند نیز در هرمزگان، کنار امدادگرانی رفت که درگیر پیامدهای مستقیم حمله به مناطق جنوبی بودند.  در کنار این چهره‌ها، حضور طیف گسترده دیگری از هنرمندان نیز ثبت شد: پژمان جمشیدی، جواد قارایی، میثم ابراهیمی، حامد عسکری، نعیمه نظام‌دوست، محیا دهقانی، وحید رهبانی، یوسف تیموری، سیاوش چراغی‌پور، سیروس همتی، فریبا کوثری، حسین تبریزی، علی صالحی، مهدی فقیه، اتابک نادری و علیرضا استادی. 

 

بــــرش

روایت جنگ در قاب تصویر و صدا

در چنین لحظاتی، هنرمندان تنها شاهد یا همراه نیستند؛ آنها به شیوه خود هم وارد میدان شده‌اند. برای بخشی از هنرمندان، پاسخ به این روزها در بازگشت به رسالت اصلی هنر تعریف شده است؛ روایت کردن. از سریال‌هایی که همزمان با روزهای جنگ جلوی دوربین رفته‌اند تا شعرها، ترانه‌ها و حتی کاریکاتورهایی که در واکنش به این روزها خلق شده‌اند. در میان این تولیدات، شاید مهم‌ترین اتفاق به حوزه سریال‌سازی بازگردد؛ جایی که چند گروه سینمایی تقریباً همزمان تصمیم گرفتند روایت خود از این روزها را ثبت کنند. یکی از این پروژه‌ها سریال اپیزودیک «سرو، سپید، سرخ» است که تنها چند روز پس از آغاز جنگ، فرآیند نگارش و تولید آن آغاز شد. این مجموعه ۱۵ قسمتی که با محوریت جنگ رمضان ساخته می‌شود، ساختاری اپیزودیک دارد و هر قسمت آن توسط یک کارگردان مستقل در یک نقطه از ایران روایت می‌شود. بابک خواجه‌پاشا، لیلی عاج، محمود کریمی، دانش اقباشاوی، مهدی شامحمدی، امیرعباس ربیعی، محمد علیزاده‌فرد، رضا کشاورز، محمد پایدار، امیر داسارگر، حسن حبیب‌زاده، ابوذر حیدری، فرزاد رنجبر و سیدمحمدحسین حسینی کارگردانانی هستند که هرکدام بخشی از این روایت چندوجهی را شکل می‌دهند. همزمان با این پروژه، یک مجموعه اپیزودیک دیگر نیز در تهران در حال تولید است؛ سریال «اهل ایران» که طراحی و ایده آن از محمدحسین مهدویان است. این سریال ۱۴ قسمتی از ۲۶ اسفندماه جلوی دوربین رفته و تاکنون بخش قابل توجهی از آن تولید شده است. در گام نخست، هفت گروه تولید همزمان در سطح شهر به ساخت اپیزودهای اولیه پرداختند؛ اپیزودهایی که در فضایی نزدیک به واقعیت روزهای بمباران فیلمبرداری شده‌اند. سرپرستی نویسندگان این پروژه برعهده مهدی یزدانی‌خرم است و کارگردانانی چون مهدی شامحمدی، سجاد پهلوان‌زاده، محسن بهاری، علی سرآهنگ، علی جعفرآبادی، رضا شریفی، مهران مهدویان، هادی مقدم‌دوست، هادی ناییجی، رضا محبی، محمد اسفندیاری و سیدجواد هاشمی اپیزودهای مختلف آن را می‌سازند. در کنار این سریال‌ها، یک برنامه اینترنتی نیز با حال‌وهوای این روزها تولید شده است. مهرانه مهین‌ترابی پس از سال‌ها با اجرای برنامه «دلربا» به قاب تصویر بازگشته؛ برنامه‌ای که از ۹ فروردین در پلتفرم فیلم‌نت منتشر می‌شود و روایت دلدادگی ایرانی‌هایی است که به گفته سازندگانش، این سرزمین را با هیچ چیز عوض نمی‌کنند. اما واکنش هنرمندان تنها به قاب تصویر محدود نمانده است. در حوزه ادبیات، چندین شاعر نیز در واکنش به این روزها سروده‌هایی منتشر کردند. سعید بیابانکی، افشین علا، محسن کاویانی، مجید تال، امید مهدی‌نژاد، محمد مهدی سیار،محمدصالح مصلح شاعر افغانستانی، غلامرضا طریقی و ... از جمله شاعرانی بودند که به این تحولات واکنش نشان دادند. در عرصه موسیقی نیز چند اثر تازه منتشر شد. محسن چاووشی قطعه «حسبی‌الله» را خواند؛ اثری که به سرعت در فضای مجازی دست‌به‌دست شد. گرشا رضایی نیز با انتشار قطعه «مادرم ایران» به این روزها واکنش نشان داد و محسن ابراهیم‌زاده قطعه «ایران جان» را منتشر کرد؛ نماهنگی که تصاویر آن با الهام از حمله به بیمارستان گاندی تهران بازسازی شده است. فریدون آسرایی نیز اعلام کرد قطعه‌ای با عنوان «لالایی» را برای کودکان میناب منتشر خواهد کرد. حتی هنر کاریکاتور نیز بی‌واکنش نماند. سیدمسعود شجاعی طباطبایی از جمله هنرمندان این عرصه است که در یکی از تازه‌ترین آثارش به سخنان دونالد ترامپ که گفته بود «هدیه بزرگ ایرانی‌ها به من رسیده» واکنش نشان داد؛ کاریکاتوری که با زبان طنز سیاسی تلاش داشت این ادعا را به چالش بکشد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی- دیپلماسی
  • فرهنگی
  • اجتماعی- اقتصادی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و هشت - ۰۹ فروردین ۱۴۰۵