فصل تازه در قدرتنمایی جبهه مقاومت
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی
در سالهای اخیر، تحولات منطقهای بهویژه پس از عملیات «طوفان الاقصی» وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن جبهه مقاومت بیش از گذشته به شکل منسجم و هماهنگ در برابر جریانهای استکباری و صهیونیستی ظاهر شده است. اگرچه پیش از این نیز گروهها و جریانهای مختلف مقاومت در میدانهای گوناگون حضور داشتند و در مقاطع مختلف توان عملیاتی خود را نشان داده بودند، اما پس از این عملیات، نوعی اعلام موجودیت رسمیتر و آشکارتر از سوی این مجموعه شکل گرفت.
در گذشته، برخی از این نیروها در مواجهه با تهدیدهایی مانند داعش توان و ظرفیت خود را در عمل نشان داده بودند، اما تحولات پس از طوفان الاقصی باعث شد که این جریانها بیش از پیش در قالب یک جبهه هماهنگ و همافزا دیده شوند. در این میان، گروههایی مانند حماس و جهاد اسلامی فلسطین، حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن هر یک در چهارچوب ظرفیتها و شرایط خود در این روند نقشآفرینی کردند و به مرور زمان نوعی همگرایی عملی میان آنها شکل گرفت.
در این دوره، هر یک از این بازیگران تصمیمات خود را بهطور مستقل اتخاذ کردند، اما در عین حال نوعی هماهنگی کلی میان آنها قابل مشاهده بود. این وضعیت باعث شد که اقدامات نظامی و سیاسی آنها در کنار یکدیگر معنا پیدا کند. در برخی مقاطع نیز آتشبسهایی برقرار شد، اما در عین حال بسیاری از این گروهها با صراحت بر مواضع خود تأکید و اعلام میکردند در صورت تعرض به هر یک از اعضای جبهه مقاومت، واکنش مشترک و متقابل نشان خواهند داد.
به عنوان نمونه، در مقطعی بحث خلع سلاح حزبالله مطرح شد، اما این موضوع با ایستادگی و مخالفت روبهرو شد. در مورد انصارالله یمن نیز با وجود برخی توافقها و آتشبسها، این موضع بهروشنی اعلام شد که اگر علیه یکی از اعضای جبهه مقاومت اقدامی صورت گیرد، آنها نیز وارد میدان خواهند شد. این رویکرد نشان میدهد که مفهوم «جبهه مقاومت» بیش از آنکه صرفاً یک عنوان سیاسی باشد، بهتدریج به نوعی شبکه هماهنگ از بازیگران منطقهای تبدیل شده است.
در این میان، نقش ایران نیز بهعنوان یکی از محورهای اصلی این جریان مورد اشاره قرار میگیرد. هرچند هر یک از گروهها تصمیمات خود را بر اساس شرایط داخلی و منطقهای اتخاذ میکنند، اما در مجموع نوعی همسویی راهبردی میان آنها شکل گرفته است. بر اساس این نگاه، گسترش دامنه درگیریها و تحولات منطقهای نیز تا حدی در چهارچوب همین همگرایی قابل تحلیل است.
اینک انصارالله یمن، در میانه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، عملاً پا به میدان نهادهاند. آنها با تشخیص بموقع و نقشی راهبردی، تصمیم گرفتهاند برای پشتیبانی از جبهه مقاومت، بهویژه ایران، با تمام توان وارد عمل شوند. این همان پیشبینی دقیق امام خامنهای بود که گسترش میدان نبرد را اجتنابناپذیر میدانستند. امروز، این پیشبینی به تحقق پیوسته است. انصارالله یمن با ورود رسمی خود، پیام روشنی به آمریکا و رژیم صهیونیستی فرستادهاند: اینکه جبهه مقاومت اکنون با بازوی تازهای از موشک و پهپاد، ضرباتی سنگینتر و پیاپی بر پیکره دشمن وارد خواهد کرد. این اتحاد و حضور نو، افزون بر بازدارندگی، توان عملیاتی و نظامی جبهه را به سطح بیسابقهای ارتقا داده، مضاف بر اینکه حالا گزینه بستن تنگه باب المندب هم در میان است و این یعنی تأثیرات مخرب امنیتی و اقتصادی جنگ برای متجاوزان و حامیان بیش از پیش خواهد شد. از امروز، جبهه مقاومت با توانی مضاعف و عزمی راسخ، وارد فاز تازهای از نبرد شده است. آنچنان که سبب شده برخی ناظران منطقهای از مرحله تازهای در معادلات قدرت در غرب آسیا سخن بگویند. خدا را شاکریم که این وحدت و هماهنگی، وعده پیروزی نهایی را بیش از پیش نزدیک کرده است. به امید روزی که با یاری خدا، میدان نبرد به سود جبهه حق و محور مقاومت، به سرانجامی افتخارآمیز برسد.

