بعد از تنگه هرمز، تنگه بابالمندب هم بسته خواهد شد؟
یمن، جبهه جدید علیه دشمن متجاوز
یک ماه از آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران میگذرد و حالا تحولات میدانی به تدریج وارد مرحلهای پیچیدهتر شده است. طبق وعده صادق رهبر شهید انقلاب و همان طور که از ابتدای جنگ نیز پیشبینی میشد، این جنگ صرفاً محدود به مرزهای ایران باقی نمانده و با توجه به ماهیت شبکهای محور مقاومت، دامنه آن به دیگر بازیگران منطقهای نیز کشیده شده است. در همین چهارچوب، ورود مستقیم انصارالله یمن به این جنگ را باید یکی از مهمترین نقاط عطف در روند جنگ دانست. اتفاقی که به زعم کارشناسان و تحلیلگران، عواقب مهمی علیه دشمن آمریکایی-صهیونیستی خواهد داشت.
در همین راستا، صبح روز گذشته یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن از اجرای نخستین عملیات نظامی این کشور در حمایت از ایران و نیز محور مقاومت در لبنان، عراق و فلسطین خبر داد. به گفته وی، این عملیات با استفاده از موشکهای بالستیک انجام شده و اهدافی حساس و راهبردی در جنوب سرزمینهای اشغالی را مورد هدف قرار داده است. سریع تأکید کرد که این حمله با موفقیت به اهداف از پیش تعیین شده دست یافته و این تنها آغاز مسیر است. او همچنین تصریح کرد که عملیات نیروهای یمنی تا زمانی که «تجاوزها در تمامی جبههها متوقف نشود» ادامه خواهد داشت. عبارتی که به وضوح نشان دهنده عزم جدی صنعا برای حضور فعال و مستمر در این نبرد است.
اما ورود علنی و مستقیم انصارالله یمن به میدان نبرد، سناریوهای جدیدی در ارتباط با جنگ را پیش روی تحلیلگران قرار داده است. مهمترین این سناریوها، احتمال استفاده از اهرمهای ژئوپلتیک توسط یمن برای اعمال فشار بیشتر بر دشمن است. در این میان، تنگه بابالمندب به عنوان یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان، اهمیت ویژهای پیدا میکند. این تنگه که دریای سرخ را به خلیج عدن و سپس به اقیانوس هند متصل میکند، نقشی کلیدی در تجارت جهانی به ویژه انتقال انرژی و کالا میان آسیا و اروپا دارد. به همین دلیل، هرگونه تهدید برای بسته شدن این مسیر میتواند پیامدهای گسترده اقتصادی و امنیتی در سطح بینالمللی به همراه داشته باشد.
در همین راستا، محمد منصور، معاون وزیر اطلاعرسانی یمن نیز اعلام کرده است که مدیریت این نبرد به صورت تدریجی و مرحلهبندی شده انجام خواهد شد و بستن تنگه بابالمندب یکی از گزینههای جدی در دستور کار صنعا برای مقابله با رژیم صهیونیستی و حامیان آن است.
با همه اینها، ورود یمن به جنگ علیه دشمن آمریکایی-صهیونیستی را باید در چهارچوب همان وعدهای تحلیل کرد که پیشتر از سوی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی مطرح شده بود. اینکه در صورت لزوم، جبهههای جدیدی علیه دشمن گشوده خواهد شد. اکنون با گذشت یک ماه از آغاز جنگ تجاوزکارانه دشمن علیه کشورمان، این وعده در حال تحقق عینی است. پیش از این، حزبالله لبنان و گروههای مقاومت در عراق نیز به اشکال مختلف وارد میدان شده بودند و حالا با پیوستن انصارالله یمن، یک جبهه جدید و مهم دیگر به این معادله افزوده شده است.
اما این گسترش جبههها، عملاً موجب پراکندگی توان و تمرکز دشمن شده و هزینههای عملیاتی و راهبردی آن را به شدت افزایش خواهد داد. در واقع، اگر پیشتر تمرکز اصلی بر یک یا دو جبهه ایران و حزبالله لبنان محدود بود، آمریکاییها و صهیونیستها اکنون با یک جنگ چندجبههای مواجه هستند که از سواحل مدیترانه تا دریای سرخ و خلیج فارس امتداد یافته است.
اما اهمیت ورود انصارالله یمن از نظر ژئوپلتیکی دارای پیامدهای عمیقتری است. در طول یک ماه گذشته، تنگه هرمز به عنوان مهمترین آبراه انتقال انرژی در جهان، عملاً تحت کنترل کامل ایران قرار داشته است.
در چنین شرایطی، اضافه شدن تهدیدی دیگر در قالب احتمال بسته شدن تنگه بابالمندب، میتواند وضعیت را برای آمریکا و غربیها به مراتب بحرانیتر کند. در واقع، اگر تنگه هرمز در شرق شبه جزیره عربستان و بابالمندب در غرب آن به طور همزمان بسته شوند، عملاً دو شریان حیاتی تجارت جهانی تحت کنترل محور مقاومت قرار خواهند گرفت.
به همین دلیل میتوان گفت که انصارالله با ورود خود به جنگ، یک اهرم فشار مضاعف را علیه دشمن فعال کرده است. چه آنکه رسانه روسی اسپوتنیک نیز تأکید کرده که «بابالمندب برگ برنده ایران است که میتواند این تنگه راهبردی را برای آمریکا و اسرائیل به «تنگه اشکها» تبدیل کند.»

