ایران و تصعید تنش در جبهههای جدید
محمد محسن فایضی
کارشناس مسائل فلسطین
در شانزدهمین روز جنگ رمضان، که ایران دومین بار برای حفظ عزت و استقلال خودش در سال 1404 مقابل تهاجم آمریکایی-اسرائیلی ایستاده است، سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا در بیانیه ای موضوع جدیدی را مطرح کرد. در آن بیانیه تأکید شد: «حضور ناو هواپیمابر جرالد فورد آمریکا در دریای سرخ، بهعنوان تهدیدی علیه ایران محسوب میگردد. لذا مراکز لجستیکی و خدماتدهی به ناوگروه یاد شده در دریای سرخ، بهعنوان هدف نیروهای مسلح ایران محسوب میشود.»
تأکید بر هدف قرار دادن این ناو آمریکایی در دریای سرخ، اولین گمانه زنی هایی را که به ذهن می رساند، نقش آفرینی آن بازیگری است که طی نزدیک به دو سال در حمایت از مقاومت غزه، کشتی های آمریکایی را در دریای سرخ هدف قرار می داد. درست روز قبلش البخیتی عضو شورای سیاسی انصارالله که به عنوان سخنگوی یمنی ها هم شناخته می شود در مصاحبه با المیادین تأکید کرده بود: «میان کشورهای محور مقاومت از جمله یمن هماهنگی کاملی وجود دارد. تصمیم در یمن برای ایستادن در کنار ایران گرفته شده است. ما اوضاع را زیرنظر داریم و همانطور که رهبرمان عبدالملک حوثی گفته است انگشت ما روی ماشه است.»
همچنین در هفته ای که گذشت چندین بار از سوی رسانه های عبری به نقل از مقامات ارتش رصد جابه جایی وآمادگیها در یمن برای پیوستن به جنگ رمضان منتشر شده است. اما سوال اینجاست که چرا انصارالله تا کنون وارد نشده است؟
در پاسخ باید گفت اگرچه راهبرد ایران جنگ منطقه ای و بالا بردن هزینه برای همه کشورهای نقش آفرین مستقیم و غیر مستقیم در نبرد علیه ایران است، اما سطح تنش و شدت حملات به کشورهای عربی را کنترل شده و گام به گام پیش برده است و از مسیر دیپلماسی هم سعی کرده است با تماسهای مختلف سطح روابط را کنترل و توجیه کند. ورود انصارالله و کارکرد اصلی او می تواند در دریای سرخ، باب المندب و حملاتی به منافع آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد. لذا ورود انصارالله می تواند سطح تنش منطقهای را دوچندان کند؛ اما به نظر می رسد در صورت تداوم حملات و گام برداشتن آمریکا به سوی تصعیدهای بالاتر آنگاه ایران با وارد کردن انصارالله به معادلات می تواند وضعیت انرژی را برای ترامپ بسیار بغرنج تر کند.
از سوی دیگر محور لبنان هم یک هفتهای است با اعلامیه ای رسمی وارد نبرد شده است و حزب الله ضمن شلیک موشک به شهرک های شمالی و حتی تلآویو بواسطه نزدیکی و دیرعمل کردن هشدارها و سخت تر بودن رهگیری، اسرائیلی ها را درگیر کرده است. ارتش اسرائیل دیروز از آغاز رسمی حمله زمینی به جنوب لبنان خبر داد. تصمیمی که اکنون اسرائیل مجبور به اجرایی کردن آن بدون تکمیل برنامه زمانی اش است. یوسی یهوشع تحلیلگر شناخته شده اسرائیلی در یدیعوت آحارونوت درباره همین مسأله می گوید: «به دلیل جنگ با ایران، ارتش اسرائیل عنصر غافلگیری را در برابر حزب الله از دست داد و با قدرت پاسخ داد اما نه طبق طرح اصلی زیرا بیشتر توان درگیر جنگ ایران است.»
رسانه های صهیونیستی در تحلیلهایشان نگران اند ایران در حال کشاندن ترامپ به تله تصعید تنش منطقه ای است، درست مانند اسرائیل که خود را در داخل تله نبرد زمینی جنوب لبنان میبیند. میدانی که دست برتر با حزب الله خواهد بود.
بازگشت به جنگ لبنان، انتقادات زیادی را در داخل لبنان برانگیخته است. زیرا نتانیاهو نه برای پروپاگاندای منطقه ای بلکه برای مخاطب داخلی بارها و بارها از پایان حزب الله خبرداده بود و حالا بازگشت حزب الله به میدان با میانگین روزانه 25 تا 30 عملیات ارتش اسرائیل را در مرز سوال و متهم به دروغ گویی قرار داده است.
این تله غیر از نگرانی در خصوص موفقیت عملیات و طولانی شدن آن است. یواف لیمور تحلیلگر نظامی اسرائیل هیوم در یادداشتی تأکید کرده است که مقامات اسرائیلی به این نتیجه رسیده اند که شانس سرنگونی نظامی ایران بسیار کمتر از برآوردهای اولیه شان است و احتمالاً با پایان یافتن این جنگ هم محقق نخواهد شد. ضمن آن که در صورت باز شدن دو محور لبنان و یمن، تصمیم گیری و بازگردان این دو محور به وضعیت پیش از جنگ رمضان برای صهیونیست ها مشکلتر خواهد بود.

