تکتک شهرهای ایران بوی زندگی میدهند
معاون سردبیر
تهران در دو تجاوز نظامی امسال به کشور، دو وضعیت متفاوت را تجربه کرد. در روزهای نخست تجاوز 12روزه رژیم صهیونیستی، تهران به زندگی عادی ادامه داد تا این که رژیم حملات نظامی به محله ها را آغاز کرد. تجاوز نظامی به میدان ولیعصر(عج)، بلوار کشاورز، خیابان صابونچی، سهروردی و دیگر نقاط شهر که جای زندگی و کسب و کار مردم هستند و ویژگی محلی و مدنی دارد، باعث شد تهرانیها رفته رفته خروج از تهران را انتخاب کنند. برای همین در پنج روز پایانی این تجاوز 12روزه، تهران خلوت شده بود، البته بیشتر در مناطق میانی و بالایی تهران به ویژه از خیابان انقلاب به سمت شمال تهران. در همه 12 روز تجاوز نظامی دشمن اسرائیلی به ایران، در مرکز تهران و پایینتر از آن، مردم کموبیش زندگی عادی خود را دنبال کردند.
قصه تهران در تجاوز نظامی دوم به ایران متفاوت است. این بار ایران نه با یک دشمن، بلکه با دو دشمن رو به روست؛ یکی رژیم صهیونیستی و دیگری ارتش متجاوز آمریکا. برای همین از ابتدای این تجاوز، احتمال خطر و آسیب غیرنظامیان تهران از بمبارانها بیشتر از تجاوز 12روزه پیشبینی میشد. اما عجیب این که این بار رفتار تهرانیها و وضعیت این کلانشهر با تجاوز نظامی اول کاملاً متفاوت است. گویی که در خرداد و تیرماه و سپس اسفندماه 1404، با دو شهر متفاوت و با دو رفتار متفاوت شهروندان رو به رو هستیم.
البته در یک هفته اول این جنگ تحمیلی، تهران خلوت شد که دو دلیل داشت: اول، اعلام یک هفته تعطیلی پس از شهادت رهبر انقلاب و دوم، درخواست نهادهای مسئول از رفتن تهرانی ها نزد اقوام و خویشان یا شهر و روستای خودشان. دلیل این درخواست این بود که دشمنان هدف خود را فروپاشی کشور اعلام کردند و تحقق این مسأله ممکن بود جان مردم بیگناه را در خطر قرار دهد.برای همین بود که دشمنان در این تجاوز نظامی، کلانتریها، پاسگاهها، خانهها و بیمارستانها را هدف گرفتند. وقتی قرار به فروپاشی کشور باشد، باید هر نشانهای از امنیت و مدنیت را نابود کرد و این کاری است که دو دشمن متجاوز تلاش کردند به آن برسند و البته به موفقیتی در این زمینه دست نیافتند.
اما داستان دو تجاوز نظامی به کشور ما سویه دیگری هم دارد. این سویه از این قرار است که دشمن اسرائیلی در جنگ اول و در جنگ دوم دشمن آمریکایی-اسرائیلی، هیچ محدودیتی برای دامنه نقاط درگیری قائل نبوده و نیستند. در تجاوز 12روزه بر اثر تجاوز دشمن، فقط در تهران 8 هزار و 200 واحد مسکونی دچار آسیب کلی یا جزئی شد. در تجاوز آمریکایی-اسرائیلی به ایران، تا 22 اسفندماه، ۱۹ هزار و ۷۷۵ واحد مسکونی و ۴ هزار و ۵۱۱ واحد تجاری تخریب یا دچار آسیب جدی شدند. به اینها باید اضافه کرد فرماندهان، شهروندان و مردمی که در تجاوز 12روزه در خانه های خود به شهادت رسیدند. به علاوه فرماندهان و مردمی که در تجاوز اخیر به کشورمان در خانه های خود به شهادت رسیدند. دیروز رسانهها تصویری از یک محله در منطقه جوادیه تهران منتشر کردند که کل محله بر اثر تجاوز دشمن اسرائیلی-آمریکایی تخریب شده بود. منطقه جوادیه نه تنها یک منطقه غیرنظامی است، بلکه به دلیل تراکم بالای جمعیتی و فرسوده بودن بافت ساختمانی آن، مقابل حملات نظامی آسیبپذیر است. این درحالی است که کولیوند، رئیس جمعیت هلالاحمر در بازدید از مناطق آسیبدیده محله بریانک تهران، اعلام کرد «سلاحهای مورد استفاده در حملات هوایی اخیر کاملاً غیرمتعارف است و همین باعث واردشدن آسیبهای جدی به مناطق مسکونی شده است.» معنی این سخن آن است که دشمن نه تنها مناطق مسکونی را بمباران میکند، بلکه در این تجاوز از سلاح های نامتعارف با تخریب بالا استفاده می کند. اساساً در تجاوز 12روزه و تجاوز اخیر به کشور ما، حملات نظامی به مناطق غیرنظامی و مسکونی برای دشمن به یک رفتار عادی تبدیل شده است. 22 اسفند در بمباران یک مجتمع مسکونی در الهیه اراک، یک خانم و یک نوجوان شهید و 35 نفر مجروح شدند. 19 اسفند، باز در اراک، دشمن اسرائیلی-آمریکایی یک خانه مسکونی دو طبقه را بمباران کرد که 5 نفر شهید و یک نفر مجروح شدند و کل ساختمان هم تخریب شد. 22 اسفند یک کارگاه شهرداری در تبریز بمباران شد که یک کارگر شهرداری به شهادت رسید. تا امروز، 2 هزار واحد مسکونی در سنندج تخریب شد.
همه این شواهد و اخبار از تجاوزات نظامی دشمن به مناطق مسکونی در شهرها و روستاهای کشور و شهدا و مجروحان ناشی از این تجاوزات، به این معنی است که دشمن جنگ را به درون خانه های ایرانیان آورده است. فرقی هم نمی کند که این ایرانی در تهران باشد، یا سنندج، یا بوشهر و تبریز و مریوان و بوکان و همدان و اراک.
اما همین دژخیمی دشمن و این که جنگ را حتی به خانههای نظامیان و غیرنظامیان آورده است، سبب شد تا یک حقیقت بزرگ عیان شود؛ آن حقیقت بزرگ این است که در تجاوز دشمن اسرائیلی-آمریکایی به ایران، خانه های مردم، خانه های من و شما به سنگر دفاع تبدیل شده است، به سنگر مقاومت و ایستادگی. فرقی نمی کند که ایرانی در تبریز باشد یا سمنان، در زنجان باشد یا اردبیل، در تهران باشد یا ورامین یا حتی روستای امینآباد شهرری که مورد تجاوز نظامی واقع شد. در همه این مناطق، ایرانیان با ماندن در خانه های خود، در حال مقاومت هستند. با حضور در خانه های خود که به معنای حضور در محله، تداوم زندگی در محله، صیانت از محله و خاطره هایش و صیانت از هممحلیها و خانه های آنان است، درحال مقاومت هستند.
تفاوت بزرگ تهران در دو تجاوز تابستان و زمستان امسال در همین است. تهران این روزها با وجود شدت گرفتن تجاوز شبانه دشمن به خانهها، به محلهها و انبارهای نفت و دارو، باز هم اکثریت قابل توجهی از آنان در خانه های خود مانده اند. این ایستادگی، آن هم در مقابل دشمنی که تجاوز و جنگ را به درون خانه های نظامیان و غیرنظامیان هم کشانده است، مقاومتی است برای حفظ و تداوم زندگی، مقاومت برای بودن و ماندن و نشان دادن این واقعیت که حتی خانه نیز وطن است.

