محسن اسلام‌زاده، مستندساز جنگ در گفت‌وگو با «ایران»:

ایستاده‌ایم تا حقیقت قربانی نشود

نیلوفر ساسانی
گروه فرهنگی

 در روزهایی که صدای انفجار و بوی باروت در هوا می‌پیچد، دوربین مستندسازان خاموش نمی‌شود.  آنها میان آوار و اضطراب، بیشتر از هر چیز به دنبال آدم‌ها هستند؛ به دنبال چهره‌ها، روایت‌ها و لحظه‌هایی که نشان می‌دهد زندگی حتی در دل بحران هم جریان دارد.  مستندساز در چنین موقعیتی فقط شاهد جنگ نیست، راوی تجربه انسان‌هاست؛ تجربه‌ای که اگر ثبت نشود، خیلی زود ممکن است در هیاهوی خبرها گم شود. محسن اسلام‌زاده، مستندساز و سازنده مستندهایی چون «پاییز پنجاه سالگی»، «تنها میان طالبان»، «اسرار زندان ابوسلیم» و ... در گفت‌وگویی با «ایران» از نسبت دوربین با رنج در جنگ‌ها و تجاوزهای نظامی، مسئولیت روایت حقیقت در جنگ ها، جنگ روایت‌ها و محدودیت‌هایی می‌گوید که مستندسازان در میدان با آن روبه‌رو هستند.

فراتر از انفجار
روایت انسان در دل جنگ
مواجهه دوربین و رنج انسان، نقطه شروع گفت‌وگوی ما با محسن اسلام‌زاده است.  مستندسازی که تجربه حضور در میادین بحران جنگ از جمله جنگ اخیر اسرائیل علیه لبنان و در نقطه صفر مرزی این کشور را داشته و می‌گوید، مواجهه دوربین با جنگ اغلب با صحنه‌های دردناک همراه است؛ انفجارها، مرگ انسان‌ها و لحظه‌هایی که به‌طور طبیعی نگاه فیلمساز یا خبرنگار را به سمت خود می‌کشند. به گفته او، بسیاری از کسانی که برای فیلمسازی یا تهیه گزارش به چنین فضاهایی می‌روند، ناخواسته بیش از هر چیز تحت تأثیر همین تصاویر تلخ قرار می‌گیرند. با این حال اسلام‌زاده معتقد است، «اگر قرار است از چنین موقعیت‌هایی فیلم ساخته شود، باید یک گام فراتر رفت و به لایه‌های عمیق‌تر روایت توجه کرد.» او در این باره می‌گوید: «وقتی می‌خواهیم از چنین موقعیت‌های دردآوری فیلم بسازیم، لازم است یک قدم جلوتر برویم و به سراغ روایت‌های زیرمتنی‌تر و عمیق‌تر حرکت کنیم.» او تأکید می‌کند، تمرکز صرف بر محل اصابت بمب‌ها یا صحنه‌های انفجار، رویکردی سطحی است و آنچه می‌تواند روایت را معنادار کند، توجه به انسان و مواجهه او با جنگ است. به باور او برای رسیدن به چنین روایتی باید به آدم‌ها نزدیک شد؛ به کاراکترها، زندگی و قصه‌هایشان. اسلام‌زاده می‌گوید: «وقتی به آدم‌ها نزدیک می‌شویم، می‌بینیم هر کدام روایت و حرف خاص خودشان را دارند و به تعبیری قصه‌ای برای شنیدن.» به اعتقاد این مستندساز، روایت جنگ تنها به نمایش رنج محدود نمی‌شود و باید مقاومت انسان‌ها و دلایل این ایستادگی را نیز دربرگیرد؛ همان جایی که به گفته او«می‌توان حرف متفاوتی زد».

مرز باریک حقیقت و فاجعه
در روایت جنگ
جنگ فقط میدان نبرد نیست، میدان روایت هم هست. در چنین وضعی، پرسش از حدود و مسئولیت مستندساز جدی می‌شود: آیا همه واقعیت جنگ قابل نمایش است؟  و مرز ثبت حقیقت با بهره‌برداری از رنج کجاست؟ اگر تصویری واقعی باشد اما بتواند به وحشت عمومی یا سوءاستفاده رسانه‌ای منجر شود، آیا باید منتشر شود؟ و آیا ثبت صرفاً خشونت یا صرفاً تراژیک جنگ، یا افراط در تصاویر تکان‌دهنده، در نهایت به از دست رفتن حقیقت انسانی و آسیب به حافظه تاریخی جامعه نمی‌انجامد؟ محسن اسلام‌زاده در ادامه با اشاره به تجربه مواجهه مستقیم با واقعیت جنگ می‌گوید: «همه‌چیز در چنین موقعیتی الزاماً قابل نمایش نیست و مرز میان ثبت حقیقت و بهره‌برداری از فاجعه، به نوع نگاه فیلمساز و فیلمبردار برمی‌گردد.» به باور او، «نمایش رنج و ویرانی اگر به افراط و هیجان‌زدگی بینجامد، می‌تواند جامعه را ملتهب کند؛ همان‌طور که پنهان کردن واقعیت نیز راه‌حل نیست.» او تأکید می‌کند: «در مواجهه با جنگ، هم سانسور واقعیت مسأله‌دار است و هم تبدیل فاجعه به ابزاری برای تحریک احساسات.» این مستندساز معتقد است، «روایت جنگ نیازمند هم نگاه تفسیری است و هم ملاحظات اخلاقی.» از نظر او، «رسانه باید بداند چرا تصویری را ثبت یا منتشر می‌کند و انتشار پیاپی تصاویر تلخ، اگر ضرورتی در دل روایت نداشته باشد، می‌تواند از ثبت حقیقت فاصله بگیرد و به نوعی مصرف تصاویر رنج تبدیل شود.» او بار دیگر تأکید می‌کند: «آنچه اهمیت دارد نزدیک شدن به جوهره وقایع و تجربه انسانی مردمی است که درگیر جنگ شده‌اند.» نگاهی که به گفته اسلام‌زاده به الگوی «روایت فتح» و شیوه روایت شهید آوینی نزدیک می‌شود؛ رویکردی که به گفته او به‌ جای تمرکز بر ویرانی، بر تجربه زیسته انسان‌ها و روایت دفاع تکیه داشت. او در توضیحات تکمیلی می‌گوید: «ما به آوینی به چشم اسطوره نگاه می‌کنیم و به نوعی خود را نسل‌های بعد از آوینی در روایت فتح می‌دانیم. ما در ایران در هیچ دوره‌ای آغازگر جنگ نبودیم؛ نه ما نه فلسطینی‌ها و نه لبنانی‌ها.»
به گفته او، «در چنین موقعیتی که مردم هدف حمله قرار گرفته‌اند، جنگ مقدس می‌شود چرا که دفاع از مرز جغرافیای کشور، خانواده و زندگی مقدس است و از همین‌جا نیز مفهوم «روایت دفاع» شکل می‌گیرد.» اسلام‌زاده تأکید می‌کند: «با چنین نگاهی دیگر رسانه قرار نیست بی‌طرفی تهی و بی‌موضع را بازتولید کند؛ رسانه روایتگر است، اما این روایت باید تا حد ممکن از قضاوت‌زدگی دور بماند چون وظیفه مستندساز روایت کردن است.»
او همچنین معتقد است: «شیوه روایت باید متناسب با مخاطب تنظیم شود؛ برای کودکان شاید اولویت با آرام‌سازی باشد، برای افکار عمومی داخل کشور باید هم تلخی‌های جنگ دیده شود و هم جلوه‌های مقاومت و حماسه و در آثار بین‌المللی ممکن است تأکید بر ابعاد انسانی و تلخی جنگ پررنگ‌تر شود.»
با این حال، به باور این مستندساز یک اصل در همه این سطوح ثابت می‌ماند: «نباید به حقیقت خدشه وارد شود؛ نه دروغ، نه تحریف و نه دستکاری واقعیت.» او تأکید می‌کند: «مهم‌ترین وظیفه فیلمساز و رسانه، وفاداری به واقعیت در کنار حفظ اخلاق روایت است.»

جنگ روایت‌ها
و ضرورت سواد رسانه‌ای
در روزهای تجاوز دشمن، ضعف سواد رسانه‌ای بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد؛ جایی که مرز میان خبر، شایعه، عملیات روانی و روایت مستند کمرنگ می‌شود و مخاطب باید در میان انبوه روایت‌ها راهی برای دیدن درست و قضاوت منصفانه پیدا کند. این مسأله برای یک مستندساز نیز بخشی از مسئولیت روایت واقعیت است. محسن اسلام‌زاده در ادامه به مسأله سواد رسانه‌ای مخاطبان در شرایط جنگ اشاره می‌کند و معتقد است: «یکی از جدی‌ترین ضعف‌ها در چنین موقعیت‌هایی، ناتوانی بخشی از جامعه در تشخیص خبر درست از شایعه است.» به گفته او، «فضای مجازی افسارگسیخته، به‌ویژه با حضور کانال‌ها و منابع خبری زرد و نامعتبر، شرایطی ایجاد کرده که در آن جذب مخاطب به هر قیمت بر دقت و صحت خبر غلبه می‌کند.»
او از این رسانه‌ها به عنوان آفت یاد می‌کند و می‌گوید: «این رسانه‌ها صرفاً به دنبال جذب مخاطب به هر قیمتی هستند. در چنین فضایی اخبار دروغ ــ چه منفی و چه حتی مثبت اما جعلی ــ خیلی سریع منتشر می‌شوند و همین مسأله جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.» به باور این مستندساز، «پیامد چنین وضعیتی فقط متوجه افکار عمومی نیست و گاهی حتی ممکن است برخی تصمیم‌گیران را به تحلیل‌‌های غیردقیق برساند.» نتیجه انتشار اخبار زرد، به گفته او، شکل‌گیری جامعه‌ای ملتهب، سردرگم است. اسلام‌زاده در عین حال بر مسئولیت مخاطبان نیز تأکید می‌کند و معتقد است: «پیگیری اخبار باید محدود به رسانه‌ها و منابعی باشد که سابقه دروغ‌پردازی ندارند.» او هشدار می‌دهد، «صفحاتی که برای افزایش دنبال‌کننده از فضای هیجانی استفاده می‌کنند، معمولاً خبر را به کالایی مصرفی تبدیل می‌کند، نه ابزاری برای آگاهی.»
در چنین شرایطی، به باور او نقش مستندسازان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اسلام‌زاده می‌گوید: « چون مستندساز در اصل جست‌وجوگر حقیقت است و برای جلب مخاطب، حقیقت را قربانی نمی‌کند.» به نظر او، «تولیدات میدانی و بی‌واسطه مستندسازان، به‌ویژه تجاوز اخیر به کشور و جنگ 12‌روزه، می‌تواند تصویری واقعی‌تر و قابل‌اعتمادتر از وضعیت برای جامعه ترسیم کند.» 
ضرورت مستندهای سریع
در دل بحران
در شرایط امروز این پرسش مطرح است که مستندهای به‌روز چه نقشی می‌توانند در رسانه‌های عمومی داشته باشند؟ آیا وظیفه آنها صرفاً روایت واقعیت و آگاهی‌بخشی است یا باید به نمایش بحران‌ها، تقویت امید و شکل‌دهی به درک عمومی از رخدادها نیز بیندیشند؟ در عین حال، میان مستندهایی که برای واکنش به مسائل روز ساخته می‌شوند با آثاری که هدفشان ثبت حافظه تاریخی است چه تفاوتی وجود دارد و مستندساز تا چه اندازه باید به مخاطب جهانی و روایت آنچه در ایران می‌گذرد نیز فکر کند؟ محسن اسلام‌زاده معتقد است: «در شرایط امروز، به‌ویژه در بستر جنگ و بحران، مستندساز باید  «به‌روز» و واکنش‌مند باشد.» به گفته او، «در چنین موقعیتی صرفاً تولید مستندهای بلندمدتی که ماه‌ها بعد آماده نمایش شوند کافی نیست؛ هرچند این آثار برای حافظه تاریخی و ثبت روایت درست ضروری‌اند اما در لحظه‌ای که مخاطب داخلی و خارجی منتظر داده، تصویر و روایت معتبر است، اولویت با مستندهای کوتاه، سریع و زودبازده است.» او در ادامه می‌افزاید: «در چنین نگاهی مستندساز حتی می‌تواند از خبرنگار یا تولیدکننده محتوای اینترنتی هم مؤثرتر عمل کند، زیرا امکان تولید روایت‌های غیرتبلیغاتی و متکی بر گفت‌وگو با مخاطب را دارد.»
تأکید او بر ساخت آثار اقناع کننده و برقراری دیالوگ با مخاطب است. به باور او، «اگر اثر مستند بخواهد اقناع‌کننده باشد، باید از فضای صرفاً خبری فاصله بگیرد و بتواند ارتباط واقعی با مخاطب برقرار کند.» این مستندساز در عین حال تأکید کرد: «این رویکرد به معنای نفی تولیدات بلندمدت نیست. مستندهای بلند همچنان برای ثبت تاریخی، روایت‌پردازی عمیق و ساخت حافظه جمعی لازم‌اند؛ اما در وضعیت امروز آثاری که به‌سرعت تولید و پس‌تولید می‌شوند، اولویت بیشتری دارند.» اسلام‌زاده همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که در تجاوز اخیر به کشور نیز مستندسازان بیکار نبوده‌اند و در این چهارچوب به چند نمونه نیز اشاره می‌کند که خود با برخی از این آثار همکاری داشته است؛ از جمله مستند «خداحافظ مامان» درباره نوجوانی کلاس پنجمی که در مدرسه آبیک به شهادت رسیده و این اثر در تلویزیون و بخش‌های آرشیوی آن و نیز از برخی شبکه‌های مهم دنیا نیز پخش شده است. همچنین مستند «فرشته‌های خونین» درباره کودکان مینابی که تصویربرداری آن توسط مستندسازان بندرعباس انجام شده و آقای امینی کارگردانی و تدوین آن را برعهده داشته است. از دیگر نمونه‌ها مجموعه «از قلب ایران» به تهیه‌کنندگی وحید فرجی است که تاکنون حدود ۱۵ قسمت آن تولید شده و ۸ یا ۹ قسمت آن به پخش رسیده و توانسته جریان‌سازی کند. وی ادامه
می دهد: جمع‌بندی این دیدگاه آن است که میان تولید مستندهای کوتاه و بلند تعارضی وجود ندارد. هر دو لازم‌اند، اما در شرایط جنگی مستندهای کوتاه سریع‌الانتشار که توان ارتباط مستقیم با مخاطب را دارند، اولویت پیدا می‌کنند؛ به‌ویژه اگر با ادبیاتی قابل‌فهم برای مخاطب جهانی ترجمه و عرضه شوند. او در پاسخ به پرسش دیگری توضیح می‌دهد: «از منظر محتوایی این آثار می‌توانند طیفی از موضوعات را پوشش دهند: از آگاهی‌بخشی و ثبت بحران‌های ناشی از تجاوز دشمن تا بازنمایی نگاه حماسی مردم.»  اسلام‌زاده تأکید می‌کند: «تحقق این هدف مستلزم نزدیک شدن به سوژه‌ها و کاراکترهای فراوانی است که این روزها در متن جامعه و کف خیابان حضور دارند.»

 

بــــرش

نیاز به بهبود شرایط رسانه‌ای در میدان نبرد

 معمولاً در شرایط جنگی، مستندسازان با محدودیت‌های متعددی روبه‌رو هستند؛ از دشواری دسترسی به میدان‌های واقعی روایت گرفته تا محدودیت‌های زمانی و ملاحظات خبری که وجود دارد. مجموعه این عوامل بر شیوه کار مستندساز و نوع روایت او از واقعیت تأثیر می‌گذارد.  محسن اسلام‌زاده مهم‌ترین محدودیت مستندسازان و خبرنگاران در شرایط بحران را نبود یک سازوکار روشن برای صدور مجوز می‌داند. به گفته او، «در وضعیت فعلی، مستندساز برای فعالیت ناچار است به روابط شخصی تکیه کند؛ خلأیی که در میدان خود را نشان می‌دهد.» او در این باره می‌گوید: «ما وقتی به محل حادثه می رویم نیروهای امدادی، انتظامی و خدماتی هرکدام لباس، کارت و هویت مشخص دارند، اما متأسفانه خبرنگار و مستندساز هنوز نشانه هویتی روشن و مجوز ندارندما مذاکرات بسیاری کرده‌ایم تا برای خبرنگاران و مستندسازانی که شناخته شده هستند،مجوزهای لازم فراهم شود.»
این مستندساز معتقد است: «از همان ابتدا باید نیروهای رسانه‌ای شناسایی و ثبت‌نام می‌شدند و مجوز رسمی دریافت می‌کردند.»
او می‌گوید: «بهتر بود پس از تجاوز 12 روزه دشمن تمهیدات لازم اندیشیده می‌شد و خبرنگاران و فیلمسازان برای انعکاس واقعیت جنگ به جهان و برای نشان دادن ظلمی که بر کشور و مردم ما می‌رود آماده می‌شدند. برای جنگ باید کاورها و علائم شناخته شده به خبرنگاران جنگ داده شود و نیروهای حاضر در میدان توجیه شوند که خبرنگار و فیلمساز و فیلمبردار در واقع بازوی رسانه‌ای جنگ است و در ابعادی دیگر برای دفاع از کشورش و برای نشان دادن حقیقت خونین و تلخ جنگ تحمیلی به جهان تلاش می‌کند. این مطالبه باید وجود داشته باشد و این واقعیت باید پذیرفته شود که برای شکست نخوردن در جنگ رسانه‌ای چاره‌ای جز پذیرش قواعد این جنگ رسانه ای نیست. فیلمسازان و خبرنگاران سربازان خط مقدم این نبرد هستند و نگاهی به شرایط کنونی جهان امروز نشان می‌دهد که هرچه دست این مبارزان بازتر و هرچه مسلح‌تر باشند و بتوانند صدا و تصویر خود را رساتر و گسترده‌تر به گوش و چشم جهانیان برسانند، از حق ملت بزرگ ایران و ملت‌های تحت ظلم بهتر دفاع خواهد شد.» او همچنین بر ضرورت تهیه و تدارک یک نشان مشخص در صحنه جنگ تأکید می‌کند؛ کاور یا جلیقه‌ای که هویت خبرنگار و مستندساز را در میدان روشن کند. امکانی که مهیا نشدن آن با وجود تجربه جنگ 12روزه با سوال و مطالبه جدی روبه روست. اسلام‌زاده برای توضیح پیشنهاد خود به الگوی کشور لبنان اشاره می‌کند: «جلیقه سرمه‌ای رنگ با عنوان «PRESS» برای خبرنگاران و علامت‌گذاری خودروها با نوشته  شبرنگ «PRESS»، به شکلی که فقط افراد دارای هویت رسمی اجازه تصویربرداری داشته باشند.»
به گفته او، «چنین سازوکاری اقدامی درست و ضروری   است و می‌تواند جلوی بی‌نظمی و اصطکاک‌های تکراری را بگیرد.» او در پایان تأکید می‌کند: «ضعف در ساماندهی رسانه‌ای فقط مشکل میدانی نیست و بر کیفیت روایت رسمی نیز اثر می‌گذارد.» اسلام زاده برای روشن شدن پیامد این ضعف به مقطع حساس حضور رئیس جمهوری در سازمان ملل اشاره کرده و می‌گوید: «در موقعیت مهم و حساس سفر آقای پزشکیان به سازمان ملل، تصاویر و عکس‌های موجود به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت، کافی و درخور نبود.» به گفته او، «هرچند حالا فضا نسبت به قبل بازتر و آسان‌تر شده، اما هنوز فاصله زیادی تا نقطه‌ای که بتواند روایتی شایسته از مردم را در عرصه جهانی ارائه دهد، وجود دارد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • کتاب
  • ایران زمین
  • حوادث - ورزشی
  • خودرو- اندیشه
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و سه
 - شماره هشت هزار و نهصد و هشتاد و سه - ۲۵ اسفند ۱۴۰۴