تا چه اندازه باید به کودکان واقعیت جنگ را گفت؟
بازی و نقاشی پناهگاه کودکان در شرایط بحرانی
مرجان قندی
گروه اجتماعی
دوران جنگ تحمیلی سوم برای همه ما ایرانیها، بهویژه برای کودکان و نوجوانان، تجربهای تلخ و دشوار است. مراقبت از کودکان و نوجوانان در این دوران، از مواردی است که باید به آن توجه بیشتری کرد تا درک بهتری از شرایط داشته باشند. در بحبوحه شرایط موجود، سوال مهمی که برای بسیاری از خانواده ها مطرح میشود این است که تا چه اندازه باید واقعیت جنگ را به فرزندشان توضیح بدهند؟ به گفته روان شناسان پاسخ این سوال نیازمند رویکردی ظریف و متناسب با سن و درک کودکان است. آنها معتقدند؛ والدین به جای وعدههای بیپایه، باید به آنها اطمینان بدهند که «تمام تلاش شان را میکنند که مراقب آنها باشند.»
مهسا شریف راز، روانشناس کودک و نوجوان، در گفت وگو با «ایران» درباره الگوهای رفتاری والدین در مواجهه با شرایط بحرانی و تاثیر آن بر سلامت روان کودکان میگوید: «در مشاهدات بالینی ، دو دسته از والدین را میبینم که رویکردهای متفاوتی در قبال کودکان خود دارند. گروه اول، والدینی هستند که نگرانی فراوان دارند، آنها حتی در مدیریت رفتار و احساسات خود مشکل دارند و به کودکان خود میگویند که بیرون ترقه بازی است، اما از نوع خطرناک! برخی از رفتارهای این والدین آنقدر کنترل نمی شود که کودک هم متوجه تلاطم و تغییرات در رفتار خانواده می شود.»
شریف راز با این توضیح که باید شرایط را برای کودکان به اندازه فهم و شعور و سن شان توضیح داد، می گوید:«دسته دوم، والدینی هستند که از آن طرف بام افتاده اند و بیش از حد برای بچهها درباره واقعیت های این مسأله توضیح میدهند. بچه هشت ساله ای را دیدهام که میتواند مسائل روز را تحلیل سیاسی کند! »همینطور مراجعه کننده هشت سالهای دارم که آنقدر در معرض اخبار جنگ قرار گرفته که وقتی از او درباره ترس هایش می پرسم، می گوید: «اگه بنزین تموم بشه... اگه نیروگاه برق را بزنند و...چکار کنیم؟» درصورتی که این اطلاعات و آگاهی برای این سن از بچهها بسیار زیاد است. مثل این است که ما به یک بچه شیرخوار، بخواهیم کله پاچه بدهیم؛ کله پاچه غذای خوبی است، اما برای آن سن مناسب نیست و نوزاد نمیتواند آن را هضم کند. این حجم از اطلاعات، نه تنها کمکی به درک شرایط بحرانی نمیکند، بلکه میتواند ترس و اضطراب را در کودکان تشدید کند و آسیبهای روحی جبرانناپذیری به آنها وارد کند. مهمترین نکته این است که والدین سعی کنند آرامش خود را حفظ و به جای ترساندن کودکان، با زبانی ساده و متناسب با سن شان، شرایط را برای شان توضیح دهند».
به گفته این روان شناس، در شرایط کنونی که دسترسی به اینترنت و فضای مجازی محدود شده است، وابستگی به اخبار در میان مردم افزایش یافته است. او در این باره می گوید: «به نظر میرسد برخی از والدین با هدف کاهش اضطراب خود ناشی از شرایط کنونی، به طور مداوم اخبار را دنبال میکنند. این در حالی است که محدودیت دسترسی به اطلاعات و فضای مجازی، حس محرومیت و تهدید را در افراد تقویت میکند و میل به کسب اطلاعات از طریق رسانههای داخلی را افزایش میدهد. متاسفانه، در این میان، بسیاری از والدین متوجه این نیستند که گاهی وبه طور ناخودآگاه کودکان هم در معرض این اخبار قرار می گیرند و این اضطراب به آنها هم منتقل میشود.»
او می گوید: «این انتقال اضطراب به کودکان، میتواند به شکلهای مختلفی رخ بدهد؛ حتی اگر کودک در حال بازی باشد و فقط صدای اخبار را بشنود،میتواند تحت تاثیر قرار گیرد. چون این اضطراب، مانند یک اسپری در هوا پخش میشود و کودکان هم آن را استنشاق میکنند.»
شریف راز بر لزوم توجه والدین به این موضوع تأکید می کند و می گوید: «والدین باید آگاه باشند که کودکان به شدت تحت تاثیر احساسات و رفتارهای آنها قرار دارند و باید تلاش کنند تا از انتقال اضطراب و نگرانی خود به کودکان جلوگیری کنند.»
مدیریت اضطراب والدین
و آموزش های لازم به کودکان
در شرایطی که جامعه با چالشهای متعددی مواجه است، مدیریت اضطراب والدین و آموزش به کودکان در این زمینه، از اهمیت ویژهای برخوردار است. شریف راز دراین باره می گوید: «در شرایطی که چالش های متعدد وجود دارد، احساس ترس و نگرانی طبیعی است. به عنوان مثال، تجربه مستقیم بمباران و شکستن شیشههای خانه، میتواند ترس را در همه افراد تشدید کند. این ترس، یک واکنش غریزی برای بقا ست و نباید آن را سرکوب کرد. با این حال، ضروری است که والدین با درک این موضوع، به طور مناسب با کودکان خود در مورد شرایط موجود صحبت کنند. باید به کودکان توضیح بدهند که در حال حاضر جنگ وجود دارد و شرایط عادی نیست. این آموزش باید متناسب با سن و درک کودک انجام شود.»
این روان شناس می گوید: «توضیح شرایط برای کودکان پسر ممکن است آسانتر باشد، چون بسیاری از آنها به بازیهای جنگی علاقه دارند. اما دختران کمتر به این مسائل و صحبت درباره آن علاقه مند هستند.»
شریف راز با بیان اینکه آموزش کودکان در مورد این موضوع و مدیریت ترس آنها، از اهمیت بالایی برخوردار است،می گوید: «توضیح علت جنگ به کودکان باید متناسب با سن آنها باشد. میتوان از مثالهای سادهای مانند دعواهای خانوادگی یا دعوا بر سر اسباببازی استفاده کرد. به عنوان مثال، میتوان گفت که دو کشور مانند دونفر هستند که بر سر یک موضوع اختلاف پیدا کردهاند و به جای صحبت کردن، دعوا می کنند.»
او می گوید: «باید به کودکان توضیح داد که در جنگ،صداهای بلند و ترسناک احتمالاً به گوش میرسد. همچنین، ممکن است مجبور شوند برای مدتی از خانه خود دور باشند. این آگاهی، به کودکان کمک میکند تا در صورت شنیدن صداهای بلند یا شکستن شیشهها، کمتر مضطرب شوند.»
این روان شناس توضیح می دهد: «والدین باید حواس شان به این موارد باشد؛ حرف ها را ساده و متناسب با سن کودک بیان کنند، از گفتن جملات ترسناک پرهیز کنند، صدای اخبار را کم کنند تا ذهن شان درگیر نشود، تشویقشان کنند تا بازی کنند و نقاشی بکشند. بازی و نقاشی پناهگاه خوبی برای کودکان است چون کودکان درک کاملی از شرایط جنگ ندارند و دنیای آن ها متفاوت از دنیای بزرگ ترها ست. وظیفه والدین است که با مراقبت و آرامش ، آن ها را از صدمات روحی جنگ دور نگه دارند.»
شریف راز تأکید می کند: «بسیار مهم است که به کودکان اطمینان داده شود که والدین از آنها مراقبت خواهند کرد و آنها در امان هستند. باید به آنها مدام یادآوری کرد که فقط برای مدتی این شرایط وجود دارد. متاسفانه، برخی از والدین به جای ارائه اطلاعات دقیق، به کودکان به دروغ چیزهایی میگویند که از واقعیت به دور است مثل اینکه این صداها صدای ترقه بازی است! که میتواند به تشدید اضطراب آنها منجر شود. بنابرابن والدین باید به لزوم شفافیت و صداقت در ارائه اطلاعات به کودکان و استفاده از روشهای مناسب برای مدیریت ترس و اضطراب آنها توجه ویژه داشته باشند.»
این روان شناس با اشاره به اینکه در شرایطی که کودکان در معرض اضطراب و نگرانی ناشی از جنگ و درگیریهای نظامی قرار دارند، کاهش سختگیریها و افزایش حس کنترل مسائل روزمره در آنها، میتواند به کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان شان کمک کند، می گوید: «بچههای مضطرب ممکن است رفتارهای غیرمعمولی از خود نشان بدهند، مانند جمع کردن وسایل و آماده شدن برای ترک خانه. والدین باید در این شرایط آرامش خود را حفظ کنند و به کودک اطمینان دهند که همه چیز تحت کنترل است.»
او توضیح می دهد: «در این روزها، والدین باید در مسائل مربوط به کودک خود کمتر سختگیر باشند. مثلا در قوانین ساعات خواب کمتر سخت گیری کنند یا بیشتر باب میل آنها غذا درست کنند و ... اینها به کودک احساس کنترل میدهد و به کاهش اضطراب او کمک میکند. همانطور که بسیاری از بزرگسالان در شرایط استرسزا دچار پرخوری عصبی یا رفتارهای مشابه میشوند، کودکان هم همینطور هستند و نباید به آنها سخت گرفت. بنابراین مدیریت ترس و اضطراب کودکان در شرایط بحرانی نیازمند گفتوگوی همدلانه و حفظ آرامش خانوادههاست. گفتوگوی همدلانه و بدون قضاوت با کودکان میتواند نقش بسیار مؤثری در کاهش استرس آنها داشته باشد. والدین باید فضایی امن و آرامشبخش فراهم کنند تا کودکان بتوانند آزادانه درباره دغدغهها و پرسشهای شان صحبت و پاسخهایی درست و صادقانه دریافت کنند. همچنین توصیه میشود از پخش اخبار نگرانکننده در حضور کودکان خودداری کنند و با حفظ روتینهای روزمره، به فعالیتهایی مانند نقاشی و بازی با عروسکها بپردازند تا کودکان از طریق این ابزارها احساسات خود را بیان کنند.»
تصویری از یک ویدیوی پربازدید در دنیا
تو تنها نیستی پسرم
گروه اجتماعی/ «من کنار تو هستم و تو کنار من هستی»، این حرفهای مادر جوانی در یک ویدیوی کوتاه است، اما در همان چند ثانیه به اندازه دنیایی حرف نهفته است. مادری کودک هراسانش را در آغوش گرفته است، صدای بمبهای دشمنان صهیونی-آمریکایی به گوش میرسد، هر چه صدای بمبها بلندتر میشود، دستان مادر، کودک را تنگتر در آغوش میفشرد و در گوشش زمزمه میکند؛ من اینجا هستم از تو مراقبت میکنم و اجازه نمیدهم آسیبی به تو برسد.
همزمان در میانه کلام، کودک را برای شنیدن صدای بمب بعدی آماده میکند؛ «نترسیها خوشگلم، ترسیدی من هم ترسیدهام، صدای یکی دیگه هم میاد شاید باز کمی بترسیم». چشمان هراسان کودک در آغوش مادر نگران، دنیایی حرف است برای کسانی که جنگ را کمک میدانستند. همین چند لحظه اما میلیونها کامنت و بازنشر داشته و در دنیا اصطلاحاً وایرال شده است. جنگ، تجربهای دردناک و ویرانگر است که بر تمام جنبههای زندگی تأثیر میگذارد، اما شاید هیچکس به اندازه مادران، این رنج را احساس نمیکند. اضطراب یک مادر در جنگ، فراتر از نگرانی برای امنیت جسمی فرزندانش است؛ این اضطراب، ریشه در ترس از آینده، از دست دادن و دیدن رنج و آسیب به عزیزان دارد. مادران در جنگ، با ترس دائمی از بمبارانها و درگیریها زندگی میکنند. آنها باید تلاش کنند تا آرامش خود را حفظ کنند و به فرزندانشان امید بدهند، در حالی که خودشان در حال دست و پنجه نرم کردن با ترسهای عمیق هستند. اضطراب، مادران را هم در شرایط دشواری قرار میدهد.
تجربه جنگ، مادران را مجبور میکند تا نقشهای متعددی ایفا کنند، مادران در جنگ محافظ، درمانگر و منبع امید میشوند. آنها با تمام توان از فرزندانشان مراقبت میکنند، زخمهایشان را التیام میدهند و به آنها یاد میدهند که در شرایط سخت، چگونه زندگی کنند. این وظایف سنگین، فشار روانی زیادی بر مادران وارد میکند. با این اوصاف همه چیز در چشمان مادر و کودک این ویدیو زنده و جاندار است، برای همین جهانیان مفهوم این نگاهها را به خوبی فهمیدهاند، کامنتهای مخاطبان حاکی است که خواهان نابودی دشمن صهیونی-آمریکایی شدهاند؛ نابودی کسانی که به اسم کمک و آزادیخواهی جان زنان و کودکان را در معرض خطر قرار میدهند. از ابتدای تهاجم دشمن صهیونی-آمریکایی تاکنون بر اساس آمارهای وزارت بهداشت، شهدا و مصدومان حملات آمریکایی ـ صهیونی ۲ هزار و ۷۲۹ مصدوم زن و حدود ۲۲۳ نفر شهید زن، هزار و ۱۹۰ نفر مصدوم کمتر از ۱۸ سال و ۲۰۲ نفر شهید کمتر از ۱۸ سال داشتهایم که ۱۲ کودک شهید، کمتر از ۵ سال داشتهاند. این آمار به خوبی بیانگر این نکته است که زنان و کودکان و افراد غیرنظامی در هر جنگ و تهاجمی بیشترین آسیب را میبینند. مانند مادر و کودک این ویدیوی پربازدید که هر لحظه فیلم لحظات پر استرسشان باز هم در جهان منتشر میشود.

