ای سرزمین متبرک و تهرانِ بلا دیده سربلند، چقدر دوستت دارم
آندرانیک سیمونی
زبانشناس و متخصص تاریخ ادبیات ارمنی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد
بعد از بارش آن همه بمب در شهرهای کشورمان و به ویژه تهران و ترکش و آوار و خاکستر، که ساختمان انجمن ملی و فرهنگی ارامنه ایران و چند ساختمان روبرویی و کناری آن را به تلی از دور ریز های فلزی و بتنی و کاغذی و شیشه ای تبدیل کرد و سه اتومبیل اعضای انجمن را در حیاط خُرد و خمیر کرد، تو را ای سرزمین متبرک و بویژه تو را ای تهران بلا دیده سربلند، چقدر دوست دارم.
تو را که مادر دوستان جوان و میانسال منی، که آنگونه عاشقانه، اسناد تاریخ و موجودیت انجمن را، عکس ها را، و هارد کامپیوترها را و آنچه را که ممکن بود، در لابه لای آوار و خاکستر جست وجو و جدا می کردند و در آن کیسه های سپید آرد نانوایی سرکوچه، به گوشه امنی منتقل می کردند.
شهر من، چه قدر دوستت دارم. و این بارش سپید ات را چه قدر مشتاقانه دوست می دارم. و جوانانت را و کودکانت را و پیرانت را و آرزو های سبز سرافرازشان را چه قدر دوست دارم.
بمان شهر غم ها و شادی های من، بمان شهر امید ها و نومیدی های من، بمان و سرافراشته بمان.
تهران من، چه قدر دوستت دارم حتی در حضور هر بمب و ویرانی که استقامت تو را عیار می زند، بمان، زیبا، دل افروز، حیات بخش، حتی گاهی بی ترحم و بی احساس، همانگونه که ویژگی هر شهر بزرگ است، شهر من بمان، حتی روزی که من نباشم، تو بمان، خوب من، تو بمان و در روز های بدون جنگ، آرزو های فرزندانت را تحقق ببخش و زیباتر شو، زیبای من.
تهران من، چه قدر عاشقانه دوستت دارم ...

