بارش باران اسیدی با یک نقشه نظامی
معاون سردبیر
دیروز سازمان هواشناسی و سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کردند «هوای تهران نیمه ابری است، با احتمال بارش باران اسیدی!» ارائه هشدارهای محیط زیستی به تهرانیها به کارشناسان مستقل هم رسید. این هشدارها به تهرانیها میگفتند: «هنگام بیرون رفتن حتماً لباس کامل بپوشید، از ماسک، چتر، کلاه و عینک استفاده کنید، دریچههای خانه را بپوشانید، دستگاه تهویه یا کولرها را روشن نکنید و از خانه خارج نشوید و در صورت خروج از خانه، اگر قطرههای باران روی دست یا صورت شما نشست، فقط با آب بشویید و مطلقاً با دست آن را پاک نکنید و بعد از بازگشت لباسها را عوض کنید.» وقتی شب قبل از آن، جنگندههای متجاوز دشمن مخازن سوخت در نقاط مختلف تهران و کرج را با حملات نظامی به آتش کشیدند، تصور نمیشد مشکل ناشی از این تجاوز به این مرحله برسد. اما صبح یکشنبه مشخص شد چرا دشمن به مخازن سوخت حمله کرد. آنچه دشمن در این تجاوز انجام داد؛ یک شکل مشخص داشت. حمله نظامی به مخازن سوخت در یک خط، از شمال غرب تهران تا جنوب غرب تهران کشیده میشد. این تجاوزات، به علاوه حمله به مخازن سوخت در کرج، به این معنی بود که تهران عملاً در محاصره دودهای سمی و گازهای خطرناک و آسیبزا قرار میگیرد.
صبح دیروز بادهای تهران که عمدتاً از غرب میآیند، همه مواد خطرناک ناشی از سوختن این مخازن را در سراسر شهر پراکنده کردند. این دودها و مواد و گازهای خطرناک، با دودها و گازهای خطرناکی ترکیب شد که بادها از کرج به تهران آوردند. برای همین صبح دیروز هوای ابری تهران تیرهتر از هر روز دیگری بود، آنقدر تیره که مشخص بود این تیرگی کار ابر نیست. آن هشدارهای فراوان به تهرانیها مبنی بر اینکه مراقب بارش باران اسیدی باشید، برای چنین شرایطی بود.
در گزارش رسانههای غربی آمده که ارتش آمریکا در طراحی حملات نظامی از هوش مصنوعی با نام «کلود» استفاده میکند. استفاده ارتش اسرائیل از هوش مصنوعی برای تعیین اهداف حملات نظامی هم غیرقابل انکار است. باکنار هم قراردادن این واقعیتها، به علاوه رویدادهایی مانند زمانبندی حمله نظامی به مخازن سوخت تهران و کرج که حدود 11 شب شنبه انتخاب شده بود، میتوان فهمید بارش باران اسیدی دیروز تهران، یک نقشه شوم بود، اما این بار حملهای شیمیایی با کاربرد وسیع سلاحی که تهیه شد. در پاسخ به این نقشه ماشین نحس نظامی دشمن بود که دیروز گروه سایبری «حنظله» سامانههای هواشناسی در سرزمینهای اشغالی را هک کرد. زیرا باراش باران اسیدی در تهران نشان داد اسرائیل حتی از طبیعت نیز به عنوان سلاح استفاده میکند، سلاحی که این بار علیه میلیونها غیرنظامی تهرانی بکار رفت.
چرا دشمن دست به چنین کاری زد؟ مگر میلیونها تهرانی غیرنظامی چه کار کردند که باید با باران اسیدی مجازات شوند؟ البته ما اشتباه میکردیم! قصد دشمن از این تجاوز، مجازات جمعی تهرانیها نبود، آزادسازی ایرانیان بود! این ادعا را ساعتی پس از این حمله نظامی، نخست وزیر اسرائیل اعلام کرد. نتانیاهو در یک ویدئو گفت: «ما قصد تجزیه ایران را نداریم؛ میخواهیم ایران را آزاد کنیم.» البته ایرانیان در تاریخ خود از این آزادسازها زیاد دیدهاند. یک بار چنگیزخان مغول ایران را آزاد کرد، یک بار ژنرال پاسکویچ فرمانده ارتش تزاری در جنگ با عباس میرزا ایران را آزاد کرد، یک بار هم ارتش متفقین در جنگ جهانی دوم ایران را آزاد کردند که باعث مرگ دستکم 10 میلیون ایرانی از قحطی و گرسنگی شد! البته حالا یک تفاوت دیده میشود. کسی که مدعی نجات ایران است، یک جنایتکار جنگی بینالمللی تحت تعقیب است. ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴، دیوان کیفری بینالمللی حکم بازداشتی را برای بنیامین نتانیاهو و «یوآو گالانت» وزیر جنگ سابق اسرائیل به دلیل جنایات جنگی در غزه صادر کرد. از آن زمان تا امروز نتانیاهو در هر سفر به آمریکا، مسیر پرواز هواپیمای خود را طوری انتخاب میکند تا از آسمان کشورهایی عبور نکند که احتمال بازداشت او در آن کشورها وجود دارد. حالا این غصاب غزه که یک قلم پرونده جناییاش کشتار قریب به 80 هزار زن و کودک و مرد فلسطینی است، میخواهد ایرانیها را آزاد کند! بهتر بود که نتانیاهو در این پیام، تصویری از ویرانیهای غزه و آمار شهدای فلسطینی ارائه میداد و میگفت: «نتانیاهو هستم، یک آزادساز ملتها، این هم نمونه کارم!» قبل از این ویدئو، ارتش اسرائیل ادعا کرد «نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بهطور مستقیم و مکرر از این مخازن سوخت برای راهاندازی مخازن نظامی استفاده و از طریق آنها، رژیم، سوخت را به مصرفکنندگان مختلف، از جمله نهادهای نظامی در ایران، منتقل میکند.» البته وقتی مردم برای پرکردن باک خودروها به پمپبنزینها مراجعه کردند، مشخص شد این مخازن، چه سوختی را و برای چه بخشهایی ذخیره داشتند. در ثانی، موشکهای ایرانی که با بنزین پر نمیشوند، سوخت پهپادها هم عمدتاً از بنزین نیست. آنچه در این مخازن بود، صرفاً بنزین معمولی بود برای استفاده عادی و عمومی مردمی که نتانیاهو مدعی آزادسازی آنان شد. البته وزیر انرژی دولت آمریکا عکس ادعای ارتش متجاوز اسرائیل را بیان کرد. «کریس رایت» در گفتوگو با «سیانان»، از ترس پاسخ های تدافعی ایران، ابتدا از آمریکا در تجاوز به مخازن سوخت سلب مسئولیت کرد و گفت: «هیچ برنامهای برای هدف قرار دادن صنعت نفت ایران وجود ندارد. این حملات مربوط به اسرائیل است.» او در جمله بعدی، کل ادعای ارتش اسرائیل درباره دلایل این تجاوز را زیرسوال برد و گفت: «اینها مخازن سوخت محلی هستند که برای تامین سوخت خودروها در تهران استفاده میشوند.»
گذشته از اینها، ادعای ارتش اسرائیل را میتوان برای هر کشور و برای هر تجاوز دیگری بکار برد. مثلاً همین ادعا درباره 16 فروند هواپیمای مسافربری که در مهرآباد بمباران شد به کار رفت. با این دست فرمان، احتمالاً کمی بعد میتوانند ادعا کنند بیمارستانی را هدف قرار دادیم که مجروحان نظامی را درمان میکرد، نانوایی را هدف قرار دادیم که برای نیروهای مسلح نان میپخت، لولههای آبی را هدف قرار دادیم که نیروهای بسیج از آن آب میگیرند، جاده و پلی را بمباران کردیم که یک ماشین نظامی از آن عبور کرد. اینها بهانههایی است که ارتش دشمن بارها و بارها برای توجیه جنایتهای خود در غزه و لبنان به کار برد و گویی قصد دارد همان توجیهها را در تهران و ایران هم پیاده کند.
باید یک بار دیگر به نقشه مخازن نفت تهران که مورد حمله نظامی دشمن قرار گرفت نگاه کنیم؛ اقدسیه در شمال، کوهک در شمال غرب، شهران در غرب، پالایشگاه تهران در جنوب غرب. بعد مخازن نفت در فردیس. این مکانها، بیانگر یک خط فرضی هستند که از شمال غربی تهران به جنوب غربی تهران کشیده میشود که درست در مسیر بادها و ابرها قرار دارند. شواهد نشان میدهد ارتش اسرائیل در این تجاوز نقشهای مرگبار را اجرا کرد که هوش مصنوعی با استفاده از دادههای هواشناسی ترسیم کرده بود؛ نقشهای برای استفاده از طبیعت و باد و باران به عنوان سلاح جنگی!
حمله نظامی شنبه شب به مخازن نفت، درست هنگامی اتفاق افتاد که هنوز تهرانیها در میادین و خیابانها حضور داشتند. برای همین در دقایق اولیه این تجاوز، تشخیص صدای جنگنده و بمباران دشوار بود. زیرا این صداها با صدای شعارهای تهرانیها درهم آمیخته بود. گویی حماسه و شور مردم، هراس ناشی از تجاوز جنگندههای اسرائیل را بی معنا کرده بود. اما صبح روز بعد (دیروز، یکشنبه) مشخص شد در پس حملههای دیشب چه فتنهای طراحی شده است. با بارش باران، حیاط خانهها از چیزی شبیه به قیر سیاه شده بود. روی سقف و شیشه و بدنه ماشینها لایهای از دوده و چیزی شبیه به قیر نشسته بود. همه این مواد سمی و خطرناک قرار بود روی سر و صورت و بدن تهرانیها بریزد؛ روی گلها و گیاهان و روی هر چیزی در این شهر که به زندگی مربوط است.
اما به رغم این نقشه نظامی کثیف، دیروز تهران سرزنده بود. مردم با ماسک در خیابانها میرفتند و میآمدند؛ ماسکهایی که دوران شیوع کرونا را تداعی میکرد. بعضیها هم ماشینهای خود را میشستند تا اثرات این مواد روی ماشینها نماند. من هم با چتر و عینک از خانه بیرون آمدم؛ چتر برای محافظت از باران اسیدی؛ عینک برای محافظت چشمها از قطرههای باران اسیدی. اما باید قدری میرفتم تا در اولین داروخانه ماسک بخرم؛ ماسک تهیه کنم تا برای روزی که ترامپ و نتانیاهو میخواهند بیایند و ما را آزاد کنند، زنده بمانم!

