چهره مبارز رهبر شهید

شرح زندگی و مبارزات آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای تا پیروزی انقلاب در کتاب شرح اسم

سمیرا قزوینی
روزنامه‌نگار


کتاب «شرح اسم» با رویکردی تاریخ‌نگارانه تلاش دارد به سراغ زندگی و سرگذشت یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران برود، شرح احوال و زندگینامه شخصی او را بیان کند، حبس‌ها، شکنجه‌ها و تهدیداتی را که طی سال‌های پیش از وقوع انقلاب متحمل شد، بازگو کند و خصوصیات اخلاقی و رفتاری‌اش را برای خوانندگان آشکار سازد. به این ترتیب نویسنده عنان قلم را در محدوده تاریخ‌نگاری حفظ کرده است و ما پس از خواندن این اثر اگرچه درباره شهید آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان دومین رهبر انقلاب اطلاعات وسیعی کسب می‌کنیم اما او را فردی دور از دسترس نمی‌یابیم که از خلال توصیفات نه‌چندان مهم یا اغراق‌شده، معرفی شده باشد. نویسنده خودش در مورد تلاشی که برای جلوگیری از ارائه چنین تصویری داشته، می‌نویسد:«در این اثر به خودم اجازه ندادم پای قلم از محدوده اسناد و خاطرات فراتر رود و کفشدار ذهنیت و خیال باشد. اگر جا‌ به جا از ارائه ارجاعات و ذکر پاورقی‌ها خودداری شده است، از این‌ رو بوده که حجم پانوشت‌ها چهره صفحات را آزرده می‌کرد و شمار برگ‌های کتاب را بی‌جهت بالا می‌برد، پس خواننده گرامی بداند که جوشش ذهن نویسنده صرف وفاداری به اسناد و خاطرات گشته و گاه بر خلاف تمایل خویش، از تفسیر و تحلیل خودداری شده است.» به این ترتیب کتاب از این جهت با بسیاری از تاریخ‌نگاری‌های مرسوم پیش از این که در مورد شخصیت‌های بزرگ تاریخی در زمان حیات آنان به رشته تحریر درآمده، متفاوت است.
کتاب «شرح اسم» زندگی آیت‌الله خامنه‌ای را از پیش از تولد تا پیروزی انقلاب مورد بررسی قرار می‌دهد و از این منظر در دسترسی به اسناد برای آن برهه زمانی که مدنظر داشته، دشواری‌هایی وجود داشته است. به نظر می‌رسد دو منبع اصلی استفاده در نگارش این اثر، اسناد و خاطرات است. بخشی از این خاطرات از گفت‌وگوی مفصل شهید آیت‌الله خامنه‌ای با مرکز اسناد انقلاب و برخی نیز از خاطراتی گرفته شده که توسط محمدعلی آذرشب جمع‌آوری و به زبان عربی نوشته شده است و البته شامل حجم وسیع دیگری از اسناد شامل اسناد ساواک، شهربانی و ارتش می‌شود. این اسناد البته به دلیل آنکه به طور کامل نتوانسته‌اند رفتار مبارزاتی آیت‌الله خامنه‌ای را دست‌کم در سومین دوره زندان ایشان تشریح کنند، در برخی از موارد از گویایی لازم برخوردار نیست؛ با این حال تلاش شده این ضعف از طریق جمع‌آوری خاطرات جبران شود و در کنار موارد پیش، گفته‌ها و نوشته‌هایی است که در طول سالیان اخیر، به‌ویژه پس از رهبری ایشان توسط همدرسان، شاگردان، مبارزان همصف و دوستان ایشان بیان شده و به‌عنوان منابع مکمل به کار گرفته شده است.
 
بستر خانوادگی
کتاب با ذکر مطالبی در مورد دنیای پدری و خاندان آیت‌الله سیدحسین خامنه‌ای، پدربزرگ رهبر انقلاب آغاز می‌شود و نویسنده بیان می‌دارد نسب ایشان به سادات افطسی (سجادی) می‌رسد. شجره ایشان به سلطان‌العلما احمد معروف به سلطان سیداحمد می‌رسد که با پنج واسطه از اخلاف امام زین‌العابدین علی‌بن‌الحسین(ع) است.  آیت‌الله سیدحسین خامنه‌ای اندکی پس از استقرار مشروطه در ایران درگذشت و پیکرش پس از انتقال به نجف اشرف در گورستان وادی‌السلام به خاک سپرده شد. از او هفت فرزند باقی ماند که یکی از آنان سیدجواد خامنه‌ای، پدر سیدعلی خامنه‌ای بود. سیدجواد که در نجف متولد شده بود، دو سه سال بیشتر نداشت که در جریان بازگشت خانواده به ایران، وارد تبریز شده بود و دوران نوجوانی خود را در کوران حوادث مشروطه در این شهر گذرانده بود و شاهد سخنرانی‌های تاریخی و تأثیرگذار شوهر خواهرش، شیخ محمد خیابانی بود که گاه تا چهار ساعت به طول می‌انجامید. دوازده ساله بود که پدرش از دنیا رفت. دوران تحصیلات مقدماتی را در تبریز گذراند و سپس برای آغاز زندگی طلبگی راهی مشهد شد. مدتی بعد راه نجف در پیش گرفت تا در حوزه علمیه این شهر نزد اساتیدی چون آیت‌الله نائینی و آقاضیا عراقی کسب فیض کند. زمانی‌ که بار دیگر به مشهد بازگشت در چهارمین دهه حیات، همسر نخست خود را که سه دختر از او داشت از دست می‌دهد و سپس با خدیجه میردامادی، دختر آیت‌الله سیدهاشم نجف‌آبادی ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج چهار پسر و یک دختر بود و سیدعلی دومین فرزند آنان بعد از سیدمحمد به شمار می‌رفت که ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ چشم به جهان گشود.
 
 نخستین بارقه‌های کنشگری
زمانی‌ که سیدعلی تنها ۳ سال داشت، مشهد به اشغال قوای شوروی درآمد و حکومت پهلوی اول سقوط کرد. یک سال بعد سیدعلی به همراه برادرش به مکتبخانه رفت تا درس خواندن را در فضای آشوبناک آن روزگار ایران آغاز کند و یک سال بعد به دبستان رفت و با پایان این دوره وارد حوزه علمیه شد. این زمان مقارن با دوره‌ای بود که لایحه ملی شدن صنعت نفت از تصویب مجلس گذشته بود و در کشور شور مبارزاتی برپا بود. در سال ۱۳۳۲ نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام سفری به مشهد داشت و این امر منجر به آشنایی سیدعلی خامنه‌ای با او و فعالیتش از نزدیک شد. تا پیش از این، آوازه نواب و اقداماتش را از دور شنیده بود اما شور و حرارتی که در کلام او بود، سید قباپوش پای منبرش را به فعالیت سیاسی علاقه‌مند کرد. آیت‌الله خامنه‌ای هنوز در حوزه مشهد طلبه بود که در سال ۱۳۳۴ خبر شهادت نواب صفوی به این شهر رسید و بسیاری از طلبه‌های جوانی را که آن روزگار به حرکت او امیدوار بودند در اندوه فرو برد تا جایی که حتی برای نخستین‌بار شعارهایی علیه حکومت در حوزه علمیه مشهد به گوش رسید. نخستین کنش سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای یک سال بعد در حالی که تازه درس خارج را شروع کرده بود، صورت گرفت و این اقدام نیز در نتیجه علاقه ایشان به نواب صفوی بود. آنها اعلامیه‌ای علیه اقدام استانداری مشهد در عدم تعطیلی سینماها برخلاف سال‌های گذشته نوشته و منتشر کردند.
 
مهاجرت به قم
سیدعلی خامنه‌ای پیش از همدرسان خود تدریس را آغاز کرد و همزمان به ادبیات و به‌ویژه شعر و رمان علاقه بسیاری نشان می‌داد و به مطالعه آثار ادبی و اشعار فارسی و عربی می‌پرداخت و با انجمن‌های ادبی آن روزگار مشهد ارتباط پیدا کرد.
سال ۱۳۳۶ به همراه مادر و برادرش راهی عتبات شد. در این شهر با زیر و بم بحث و درس علمی حوزه علمیه نجف آشنا و علاقه‌مند به اقامت در این شهر شد اما در نامه‌ای که به پدرش برای کسب اجازه نوشت، پدر موافقت نمی‌کند و سیدعلی مدت کوتاهی پس از اقامت در این شهر و بهره بردن از درس اساتید فقه و اصول به ایران بازمی‌گردد اما تصمیم می‌گیرد برای ادامه حضور در حوزه راهی قم شود. با این حال باز هم پدرش و دوستانش با این تصمیم مخالفت می‌کنند اما او با اصرار موفق می‌شود در سال ۱۳۳۷ موافقت پدر را کسب کند و راهی قم شود که در آن روزگار به یک قطب مذهبی بزرگ در جهان اسلام مبدل شده بود و ۷ هزار عالم و طالب علوم دینی در آن تحصیل می‌کردند. در همین زمان و پیش از حرکت به قم، آیت‌الله سیدمحمدهادی میلانی به او اجازه روایت می‌دهد.
 
 ورود به نهضت امام
با درگذشت آیت‌الله‌العظمی بروجردی، امام خمینی(ره) که در این زمان در قم آغازین حرکت‌های خود را علیه حکومت سازماندهی کرده بودند، نهضت خود را آغاز کردند و آیت‌الله خامنه‌ای یکی از نخستین کسانی بود که به این نهضت پیوست. پس از حادثه فیضیه، ایشان در تکثیر و توزیع اعلامیه علیه حکومت نقش فعالی داشتند و از سوی امام مأمور شدند که دستخط ایشان را به مشهد ببرند و تحویل علمای این شهر دهند تا از آنان برای قیام علیه شاه دعوت شود. بعد از این اقدام ایشان سفری تبلیغی به بیرجند داشت و در جمع طلاب این شهر سخنرانی کرد. پس از این سخنرانی‌ها بود که تجربه اولین بازداشت و زندان را در بیرجند کسب کرد. البته در شهربانی این شهر با وی با احترام برخورد شد و چون ساواک در بیرجند فعالیت نداشت، ایشان را به مشهد فرستادند. این امر متعاقب با قیام پانزده خرداد بود که کشور در التهابی تمام‌عیار به سر می‌برد. سرانجام ایشان با قرار التزام به عدم خروج از حوزه قضایی تهران، آزاد شد. سال بعد ایشان ناگزیر شد به سبب بیماری و دلتنگی پدر به مشهد برگردد اما این امر منجر به توقف فعالیت‌های سیاسی‌اش نشد. هرچند شدیداً تحت کنترل مأموران امنیتی قرار داشت اما از این زمان اوج فعالیت‌های سیاسی او بود که به چند نوبت دستگیری و زندان از جمله در فروردین ۱۳۴۶ و مهر ۱۳۴۹ منجر شد. دهه ۵۰، زندگی برای ایشان فاصله میان آزادی از زندان و تبعید بود که صرف خدمت به نهضت انقلاب می‌شد. دو نوبت دستگیری در سال ۱۳۵۰، دستگیری مجدد در سال ۱۳۵۳ که یکی از دوران سخت زندان بود. ایشان را با یورش به منزل‌شان دستگیر کردند و در سلولی با شرایطی دشوار نگه داشته می‌شدند. همچنین در آخرین دور دستگیری پیش از انقلاب در سال ۱۳۵۶ بار دیگر در یورش به منزل‌شان دستگیر شدند و این‌بار به تبعید، ابتدا به ایرانشهر و سپس جیرفت فرستاده شدند. کتاب «شرح اسم» به تفصیل این مبارزات و آنچه بر ایشان در فاصله این سال‌ها، در زندان، بازجویی و تبعید گذشته را شرح می‌دهد که برای تمام علاقه‌مندان به تاریخ انقلاب بسیار جالب توجه است. همچنین از میانه این فعالیت‌های سیاسی شرح احوال زندگی خانوادگی رهبر شهید انقلاب نیز در فاصله این سال‌ها خواندنی
 است.

شرح اسم

زندگینامه آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای
(۱۳۵۷- ۱۳۱۸)

 نویسنده: هدایت‌الله بهبودی
 انتشارات: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
 تعداد صفحات: ۷۵۶ صفحه
 قیمت: ۵۰۰۰۰۰ تومان

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی-جهان
  • کتاب
  • اقتصادی
  • اجتماعی - ایران‌زمین
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هفت
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هفت - ۱۷ اسفند ۱۴۰۴