پیام تهران به همسایگان؛ همگرایی منطقه ای در سایه جنگ تحمیلی

محمد ایرانی
دیپلمات پیشین ایران


در شرایطی که منطقه خاورمیانه بار دیگر با تنش‌های امنیتی گسترده مواجه شده است، نحوه تبیین مواضع رسمی ایران درباره پیامدهای جنگ و نسبت آن با محیط پیرامونی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در چنین بستری، پیام و موضع‌گیری رئیس‌جمهوری ایران را می‌توان در چهارچوب تلاش برای حفظ اصل همگرایی منطقه‌ای و جلوگیری از گسترش شکاف‌های امنیتی میان کشورهای همسایه تحلیل کرد. محور اصلی این رویکرد آن است که حتی در شرایط جنگی نیز باید از تبدیل بحران به یک تقابل منطقه‌ای فراگیر جلوگیری و بنیان‌های همزیستی و امنیت جمعی را حفظ کرد.
آنچه مسلم است، موضوع جنگ با آمریکا و اسرائیل و تجاوزی که از سوی این دو بازیگر شکل گرفت، صرفاً محدود به یک درگیری دوجانبه باقی نمی‌ماند و به‌طور طبیعی ابعاد منطقه‌ای نیز پیدا می‌کند. از قبل نیز پیش‌بینی می‌شد که اگر جنگی با چنین وسعتی شکل بگیرد، کل منطقه تحت تأثیر آن قرار خواهد گرفت. با این حال، در فضای رسانه‌ای و سیاسی منطقه گاه این برداشت شکل گرفت که وقتی گفته می‌شود در صورت گسترش جنگ، منافع کشورهای عربی نیز به خطر خواهد افتاد، منظور آن است که ایران تهدیدی مستقیم علیه این کشورها تلقی می‌شود. در حالی که چنین برداشتی از اساس دقیق نیست و با منطق اصلی این موضع‌گیری فاصله دارد.
مقصود اصلی از طرح این مسأله، ناظر بر مناطقی است که ایالات متحده در آنها حضور نظامی دارد و از همان مناطق حملاتی علیه ایران انجام می‌شود. در واقع، زمانی که از خاک یا پایگاه‌های مستقر در برخی کشورهای منطقه اقدام نظامی علیه ایران صورت گیرد، طبیعتاً این پایگاه‌ها به بخشی از معادله جنگ تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، مسأله نه منافع کشورهای عربی، بلکه منافع و حضور نظامی آمریکا در آن مناطق است. این تفکیک مفهومی از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا نشان می‌دهد که در نگاه ایران، کشورها و جوامع منطقه هدف درگیری نیستند، بلکه مسأله به حضور و اقدام نیروهای خارجی بازمی‌گردد.
این وضعیت در واقع ریشه در سیاستی دارد که ایالات متحده سال‌ها پیش در منطقه طراحی کرده است. پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای مختلف منطقه، اگرچه با عنوان‌هایی مانند حفاظت از مسیرهای انتقال انرژی یا تأمین امنیت حمل‌ونقل دریایی ایجاد شده‌اند، اما از منظر ایران هدف اصلی آنها فراهم کردن امکان فشار و اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی بوده است. بنابراین در شرایطی که از این پایگاه‌ها حملاتی علیه ایران صورت گیرد، طبیعی است که در چهارچوب منطق دفاعی، این پایگاه‌ها نیز به‌عنوان اهداف متقابل در نظر گرفته شوند. از این منظر، هنگامی که گفته می‌شود به خطر افتادن منافع ایران می‌تواند پیامدهایی برای منطقه داشته باشد، مقصود در واقع منافع و حضور نظامی آمریکا در منطقه است، نه منافع داخلی کشورهای عربی. این تمایز، موضوعی مهم در فهم سیاست منطقه‌ای ایران به شمار می‌رود؛ زیرا نشان می‌دهد که تقابل موجود اساساً میان ایران و بازیگران خارجی شکل گرفته و نه میان ایران و همسایگان منطقه‌ای آن.
در لایه دوم این بحث، باید به اصل سیاست حسن همجواری در سیاست خارجی ایران اشاره کرد. این سیاست طی سال‌های پس از انقلاب همواره یکی از اصول اعلامی و عملی جمهوری اسلامی بوده است. ایران در دوره‌های مختلف تلاش کرده روابط خود با کشورهای همسایه را بهبود ببخشد و سطح همکاری‌ها را افزایش دهد. با این حال، در بسیاری از موارد تلاش‌هایی از سوی بازیگران خارج از منطقه صورت گرفته تا این روابط دچار اختلال شود و بی‌اعتمادی میان کشورهای منطقه گسترش یابد.
در چنین شرایطی، تأکید رئیس‌جمهوری بر ضرورت توجه کشورهای منطقه به این واقعیت قابل فهم است که برخی بازیگران خارجی در پی آن هستند تا ایران را در نقطه تقابل با کشورهای عربی قرار دهند. در واقع، یکی از اهداف چنین سیاست‌هایی آن است که فضای منطقه‌ای به سمت شکاف و رقابت امنیتی سوق داده شود تا زمینه برای حضور و مداخله بیشتر قدرت‌های فرامنطقه‌ای فراهم شود. از این رو، آگاهی نسبت به این الگوهای مداخله‌گرانه برای کشورهای منطقه اهمیتی اساسی دارد. در همین چهارچوب، تأکید شده است که ایران منافع داخلی و اقتصادی کشورهای عربی را هدف قرار نمی‌دهد و مسأله صرفاً به منافع و حضور آمریکایی‌ها بازمی‌گردد؛ حضوری که در چهارچوب جنگی تحمیل‌شده به ایران معنا پیدا کرده است. این جنگ از منظر ایران توسط بازیگران خارج از منطقه آغاز شده و به همین دلیل نیز نمی‌توان آن را به روابط طبیعی میان کشورهای همسایه تعمیم داد. از سوی دیگر، ایران بر این نکته تأکید دارد که جغرافیا امری تاریخی و پایدار است و همسایگی واقعیتی نیست که بتوان آن را تغییر داد. کشورهای منطقه قرن‌ها در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند و این همجواری در آینده نیز ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، حتی در بطن تحولات پرتنش نیز باید اصل دوستی و حسن همجواری حفظ شود و اجازه داده نشود بحران‌های مقطعی به تخریب روابط بلندمدت منطقه‌ای منجر شود.
این سیاست در واقع پیش از آغاز جنگ نیز دنبال می‌شد و تلاش‌هایی برای تقویت روابط با همسایگان صورت گرفته بود. هرچند با تحمیل جنگ شرایط تغییر کرد، اما اصل راهبردی آن همچنان پابرجاست. در واقع، نگاه ایران بر این اساس استوار است که پس از پایان جنگ نیز کشورهای منطقه همچنان به یکدیگر نیاز خواهند داشت.
در نهایت، تأمین امنیت در منطقه مستلزم نوعی امنیت جمعی است؛ امنیتی که در آن کشورهای منطقه مکمل یکدیگر باشند و برای مدیریت تهدیدها در کنار هم قرار بگیرند. تحقق چنین وضعیتی مستلزم آن است که همکاری منطقه‌ای تقویت و از مداخلات قدرت‌های خارجی پرهیز شود. در چنین چهارچوبی، منافع حاصل از همگرایی می‌تواند ابعاد مختلفی از جمله اقتصادی، انسانی، فناوری و فرهنگی را دربر گیرد. از این منظر، پیام اصلی رئیس‌جمهوری در شرایط جنگی را می‌توان تأکید بر حفظ همگرایی منطقه‌ای دانست؛ همگرایی‌ای که حتی در سایه جنگ تحمیلی نیز باید به‌عنوان مبنای حفظ امنیت و ثبات منطقه‌ای مورد توجه قرار گیرد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی-جهان
  • کتاب
  • اقتصادی
  • اجتماعی - ایران‌زمین
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هفت
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هفت - ۱۷ اسفند ۱۴۰۴