هنر هفتم چگونه درپیشرفت کشور سهیم است؟
بازخوانی دیدگاه رهبر شهید درباره هنرسینما
مهرداد پارسایی
منتقد سینما
بدون شک یکی از ویژگی های بارز رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، توجه، اهتمام و شناختی بود که ایشان به حوزه هنر از جمله سینما داشتند و حتی آن را «کلید پیشرفت کشور» می دانستند. به گفته ایشان که دردیدار با جمعی از سینماگران برجسته کشور انجام شده بود: «کلید پیشرفت کشور، به میزان زیادی دست سینماگران است؛ چرا که دستاندرکاران هنر فاخر سینما، با توجه به تأثیرگذاری و جهتدهی این هنر، میتوانند با تولیدات خود، روح امید، شوق پیشرفت، انگیزه کار و تلاش، اعتماد به نفس و اعتقاد به ارزشهای اسلامی و ملی را در جامعه ترویج کنند و سهم بزرگ خود را در پیشرفت و تعالی کشور ایفا نمایند و یا اینکه با فیلمهای خود، نسلی ناامید، پشیمان، متکی به بیگانه و تحقیرشده را پرورش دهند.» این نکته که ایشان کلید پیشرفت کشور را به میزان زیادی دست سینماگران میدانستند نشان از عمق توجه ایشان به هنر سینما است، رهبر معظم انقلاب البته در جای دیگری نیز به طور مستقیم این اهمیت را بیان فرموده بودند : «اعتلای سینمای کشور، نیازی محسوس است و همه باید این حقیقت را دریابند که هنر مهم و بسیار برجسته سینما برای کشور، یک نیاز و ضرورت محسوب میشود.» در این یادداشت با ارجاع به سخنان رهبر شهید درباره هنر سینما، به دغدغه های ایشان در این باره خواهیم پرداخت. برای فهم بهتر دیدگاههای شهید آیتالله خامنهای درباره سینما و ملزومات آن، دغدغه های ایشان را با اولویت بندی های مفهومی مورد بازخوانی
قرار می دهیم.
احترام به سینمای مطلوب
برای رسیدن به ایدهآلهای نظام جمهوری اسلامی، برای همه شعبههای فرهنگ به خصوص سینما در حد کارآیی آنها به عنوان یک وسیله برتر ارزش فراوان قائلیم؛ البته برای آن سینمایی که مقصود مورد تصدیق و تأیید اسلام و انقلاب را حاصل میکند احترام قائلیم و برای آن سینمایی که در جهت ضد این مقصود حرکت میکند هیچ ارزشی قائل نیستیم. بنابراین سینما اگر سینمای مطلوب باشد، خیلی برایش ارزش قائلیم.
محتواهای جذاب
جاذبه در فیلم یک عنصر اصلی است؛ اگر فرض کنیم فیلمی برترین پیام ها را داشته باشد، اما جاذبه لازم را نداشته باشد، گویی هیچ کار انجام نشده است. گاهی خود پیام جاذبه میبخشد؛ یعنی محتوا، تکنیک را تحت تأثیر قرار می دهد؛ یک محتوای خیلی خوب، ضعف تکنیک فیلم را هم گاهی اوقات می پوشاند و بیننده حرفی را که دوست می دارد و چیزی را که برایش دلنشین است میگیرد و آنقدر برایش جالب و جاذب است که حتی ضعف تکنیک را هم متوجه نیست.
فیلم خوب و فیلم بد
اگر ما «باید»های فیلم را بدانیم، «نباید»ها برای ما روشن میشود. و در مورد «نباید»ها میتوانم همین اندازه بگویم هر چیزی که ضدارزشهای سینمای فارسی گذشته را احیا کند یا تشدید کند، یکی از نبایدهاست.
هر فیلمی که به معارضه با ارزشهای اسلامی برخیزد، یک فیلم بد به حساب میآید. پس معارضه با ارزشهای اسلامی، فطرت سالم انسانی و ارزشهایی که برای مردم و تکامل آنها مفید و لازم است، از منفی ترین خصوصیات یک سینماست و چنین سینمایی را ما
قبول نداریم.
برای آینده بهتر
مهم تر از همه مسائل، میدان دادن به عناصر جوان و جدید و انقلابی و کسانی است که فکر می کنند انقلاب، قدرت این را پیدا کرده است که حتی سینما را هم متحول کند. اینها میدان پیدا کنند و بیایند تا ما آینده بهتری داشته باشیم.
فیلم ایرانی یا فیلم خارجی
ما با فیلم خارجی خوب مخالفتی نداریم؛ هرچه فیلم خارجی خوب هست بیاورید؛ اشکالی ندارد. اما فیلم خارجی خوب چقدر هست؟ «خوب» با معیارهای انقلاب چقدر دارید؟ آن فیلمی که توی آن بدآموزی نباشد و از نظر محتوا و ارزشهای اسلامی فیلمی باشد که قابل قبول باشد، چقدر در اختیار شماست؟ هر چقدر دارید بیاورید و مطرح کنید و نشان بدهید! اما بدانید که اگر همه فیلمهای خوب آنچنانی را بیاورید باز شما خلأیی خواهید داشت که باید آن خلأ را با فیلم ایرانی پر کنید.
سینما متعلق به تماشاگر است
اگر میخواهید سینما رشد کند باید دو چیز را در نظر بگیرید: یکی میدان دادن به عناصر با استعداد و نسبت به کشور و انقلاب حقیقتاً خودی، و نه غریبه؛ دوم ایجاد یک تحول؛ بیننده را سوق بدهید در فیلم یک هنر حقیقی را دنبال کند و دنبال یک پیام حقیقی و دلنشین بگردد. اگر این کار انجام گرفت، تحول حقیقی در سینما انجام شده است.
سینما متعلق به تماشاگر است و شکی نیست که نمی تواند خودش را از تماشاچی جدا و منقطع کند. اما ضمناً نباید فراموش کرد که نقش هدایتگر هم دارد؛ مثل همه کسانی که مستمعی دارند و وجودشان برای مستمع است. پس نمی توانند نظر مستمع را ندیده بگیرند. اما فلسفه وجود آنها هدایت مستمع است. بین این دو، یک خط مستقیم وجود دارد که می توان با ظرافت آن خط را
تعقیب کرد.

