کشورهای منطقه و ایران درک مشترکی از وضعیت جاری دارند

حسین آجرلو
استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسائل منطقه


جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر همواره بر سیاست همسایگی خود تأکید می‌کرد و به نوعی این ملاحظه را داشت. اگرچه بعضاً اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران انجام می‌شد، با این حال جمهوری اسلامی در مورد کشورهای عربی و آن هم بر اساس حسن همجواری و سیاست همسایگی خویشتن داری می کرد.
اما اتفاقی که اخیراً افتاده این بود که جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد یک بازدارندگی کلان در روندهای فعلی، نیازمند یک نوع درگیری منطقه‌ای بود؛ نه از باب زدن همسایگان، بلکه برای ضربه زدن به هرگونه منافع آمریکایی. همان‌طور که اصولاً ایالات متحده آمریکا یک کشور دوردست از جمهوری اسلامی ایران است و اقدامات خود را از طریق همین کشورها انجام می‌داد، ما شاهد بودیم که در بحث لجستیکی، اکثر لجستیک در همین کشورهای عربی انجام می‌شد، تجهیز نیروهایشان از همین‌جا شکل می‌گرفت و حتی بحث لجستیک در حوزه‌های مختلف جنگی در اینجا اتفاق می‌افتاد.
با این حال جمهوری اسلامی ایران برای بیش از 4 دهه هیچ تهدیدی را متوجه همسایگان خود نکرد و در چهارچوب سیاست همسایگی ملاحظات حکمرانی و سیاست خارجی آن‌ها را مدنظر قرار داد. با این حال این موضوع از سوی کشورهای عربی نیز مدنظر بود که چنانچه روزی سطح تنش و درگیری بین ایران و آمریکا وارد مرحله جدی مثل شرایط کنونی شود، پاسخ بازدارنده ایران در قالب حمله به پایگاه‌های مواضع امریکا در منطقه امری بدیهی و فرض شده است.
 این اقدامات ایران کاملاً دفاعی است. حالا چه پاسخی و چه سناریویی را می‌توانیم در این زمینه شاهد باشیم؟ ما سه طیف سناریو را می‌توانیم داشته باشیم:سناریوی اول: اینکه آنها واکنشی نداشته باشند و درک کنند. اگرچه شاید به نوعی به دلیل اینکه حاکمیت ملی آنها و ارزش‌هایشان تحت تأثیر قرار می‌گیرد، گلایه‌هایی داشته باشند، ولی این درک را داشته باشند که این یک امر طبیعی حاصل اقدامات یک متحد آنهاست و آن را یک امر طبیعی بدانند. برای اینکه جنگ گسترده نشود، بیشتر به نوعی محکومیت‌های بین‌المللی و محکومیت ایران اقدام کنند و از طرف دیگر سعی کنند آتش‌بس پیش برود؛ یعنی همان چیزی که تقریباً تا الان در پیش داشته‌اند، یعنی فشار به متحدشان از طریق واسطه‌ها، حتی مثلاً تماس با روسیه و چین و از این طریق می‌خواهند که این غائله را ختم کنند. 
این یک سناریو است و در آینده هم احتمال دارد این را ادامه دهند. سناریوی دوم: اینکه این کشورها به نوعی بدون درگیری گسترده، یک سری اقدامات نمادین انجام دهند. مثلاً یک نوع حرکت‌های نمادین انجام دهند و می‌خواهند برای اینکه جنگ هم گسترش پیدا نکند و برای اینکه افکار عمومی خودشان و آن غرور ملی‌شان را حفظ کنند، اقدامی انجام دهند. ولی این مسأله نباید به نوعی به افزایش تنش‌ها منجر شود؛ یعنی کاملاً کنترل‌شده باشد. سناریوی سوم: اینکه این‌ها وارد یک ائتلاف جدی شوند و بخواهند با جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ شوند. حالا احتمال کدام سناریو بیشتر است؟ هر کدام بر اساس مقتضیات خود ممکن است، ولی فرایندهای فعلی نشان می‌دهد که این‌ها تمایل جدی به همان سناریوی اول دارند. دلیلش این است که هزینه‌های درگیری با ایران به دلایل متعدد برای آنها بالاست. 
این دلایل می‌تواند یکی این باشد که قدرت نظامی ایران ـ حالا نه از لحاظ تکنولوژیکی، ولی از لحاظ اراده جنگ ـ جمهوری اسلامی ایران اراده جنگ بیشتری دارد. حتی احتمال دارد چون بحث‌های تاریخی پیش می‌آید، به انسجام ایرانیان منجر شود و ضربات کاری‌تری بزند و این جنگ فرسایشی باشد. دلیل بعدی متحدان منطقه‌ای ایران هستند و در قالب گروه‌های متنوع می‌توانند ضرباتی به آنها بزنند؛ از یمن و عراق تا لبنان و حتی در خود کشورهایشان این ظرفیت وجود دارد. دلیل دیگر گرایش همسایگان ما به سناریوی عدم واکنش این است که آنها اطمینان ندارند متحدشان یعنی ایالات متحده آمریکا قابلیت این را داشته باشد که بخواهد از آنها حمایت کند. چون اسرائیل بزرگ‌ترین علامت سؤال در ذهنشان است. به‌خصوص در این چند روز هم به آنها اثبات شده که وقتی پای رژیم صهیونیستی در میان باشد ایالات متحده آمریکا سیستم‌های تدافعی مستقر درهمین کشورها را به سرزمین‌های اشغالی منتقل می‌کند. 
آنها به عینه دیدند که آمریکا در موضوع اسرائیل امنیت آنها را به خطر می‌اندازد. مسأله بعد این است که اساساً آنها اقدامات ایران را ناشی از یک تجاوز می‌دانند که ترامپ به خاطر اسرائیلی‌ها وارد آن شده، نه اینکه این جنگ جنگی باشد که بر علیه آنها باشد. اگرچه آنها آسیب جنگ را می‌بینند، ولی این جنگ جنگ آنها نیست. 
اینها مباحثی است که آنها را به این سمت می‌کشاند. سناریوی مطلوب برای ایران این است که همان سناریوی اول شکل بگیرد. ولی سناریوی نامطلوب برای ایران، درگیری با جنگ فرسایشی میان همسایگان است که این اساساً به نظر می‌رسد یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی و هم آنها باشد. در مجموع به نظر می‌رسد حجم درگیری‌های ایران و ایالات متحده با کشورهای منطقه، مانند جنگ‌های فرسایشی و بلندمدت نخواهد بود. 
این چشم‌انداز وجود دارد که این جنگ بالاخره شاید ظرف این چند روز یا این هفته به پایان برسد، چون این سطح از درگیری که بدون هم‌مرزی اتفاق می‌افتد، یک جنگ بسیار بلندمدت نخواهد بود. 
طرفین به دنبال این هستند که این جنگ را با منافع بیشینه به اتمام برسانند. به نظر می‌رسد که احتمال دارد این فرایند به نقطه‌ای برسد و بعد از این جنگ و بعد از این تحولات، وابسته به نوع کنش‌های طرفین، احتمال ترمیم روابط با بازیگران منطقه دیگر وجود داشته باشد. با دلخوری‌هایی که وجود دارد، کشورهای عربی به سمت ترمیم روابط خودشان با جمهوری اسلامی خواهند رفت و ایران هم از آنها دلجویی خواهد کرد تا این فرایند عمیق نشود؛ چرا که سیاست جمهوری اسلامی ایران همچنان بر مدار زندگی مسالمت‌آمیز با همسایگانش است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • اجتماعی
  • کتاب
  • ایران زمین- حوادث
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و پنج
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و پنج - ۱۴ اسفند ۱۴۰۴