هدف واقعی تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران چیست؟
پروژه لیبیایی سازی و تجزیه ایران
مقدمه
چهار روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد. هیچ مقام رسمی در ساختار سیاسی ایالات متحده ادعای دخالت بشردوستانه مطرح نکرده است. اهداف اعلامشده این عملیات در سخنان دونالد ترامپ و اعضای ارشد دولت وی پیوسته تغییر میکند و گاه بایکدیگر ناسازگار مینماید. در مقابل، منتقدان آمریکایی این اقدام را تجاوزی غیرقانونی و جنایتکارانه میدانند. پرسش اصلی این است: هدف واقعی این عملیات نظامی چیست؟
در این نوشتار، کوشش میشود ادعایی مشخص به شیوه فلسفه تحلیلی و در چهارچوب فلسفه علم کارل پوپر ارائه شود. بر اساس این دیدگاه، در هیچ حوزهای اثبات قطعی وجود ندارد. همیشه از یک مسأله آغاز میکنیم، سپس حدسهای جسورانهای برای حل آن پیشنهاد میدهیم، این حدسها را با شواهد و قرائن موجود تا حد ممکن تقویت میکنیم و در نهایت آنها را در معرض آزمون ابطال تجربی قرار میدهیم. هیچ حدسی ثبات نهایی ندارد و همه آنها ظنی و موقتیاند.
ادعای اصلی
هدف اصلی عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تجزیه سرزمینی و لیبیسازی این کشور است؛ یعنی نابودی کامل ساختارهای حکومتی، ایجاد هرجومرج بدون امکان تشکیل دولت مرکزی کارآمد و تقسیم کشور به مناطق کوچک و ضعیف، نه صرفاً تغییر رژیم یا محدود کردن توان هستهای و موشکی.
استدلالهای پشتیبان
این حدس بر پایه دو دسته شواهد استوار است:
۱-الگوی عملی و قابل مشاهده اقدامات نظامی در چهارروز نخست عملیات
۲-همخوانی این الگو با تحلیلهای کارشناسان معتبر از طیفهای گوناگون سیاسی و ایدئولوژیک
این الگو با مدل لیبیسازی (ایجاد دولت شکستخورده و تجزیه عملی) سازگار است و با ادعاهای رسمی مبنی بر «خنثیسازی تهدید هستهای» یا «تغییر رژیم» ناسازگار مینماید.
شواهد میدانی
۱. ترور سیستماتیک سطوح مختلف رهبری سیاسی، نظامی، انتظامی و امنیتی
عملیات به گونهای طراحی شده که نه تنها رهبر معظم و فرماندهان ارشد سپاه، بلکه تقریباً تمام لایههای مدیریتی و امنیتی کشور هدف قرار گرفتهاند. باراک راوید در گزارش اکسیوس نوشت: «اسرائیل رسماً اعلام کرده هیچکس از گذشته، حال و آینده برای رهبری یا حکومت باقی نخواهد ماند.» این شیوه، که «decapitation» نامیده میشود، در عراق و لیبی برای جلوگیری از شکلگیری هر نوع دولت مرکزی به کار گرفته شد.
۲. نابودی گسترده زیرساختهای حکومتی و خدماتی
حملات به وزارتخانهها، مراکز فرماندهی، پایگاههای پلیس، بیمارستانها، تأسیسات برق، آب و سیستمهای امدادی شهری، امکان اداره کشور را به شدت مختل کرده است. هدف ظاهری این است که حتی خدمات روزمره نیزمتوقف و هرجومرج فراگیرشود. این الگو نشان میدهد که مقصود نه تضعیف موقت، بلکه حذف کامل ظرفیت تشکیل دولت مرکزی است.
۳. تمرکز بر مرزها و تحریک مستقیم تجزیهطلبی
حملات هدفمند به پاسگاههای مرزی و مناطق اقلیتنشین(کردستان، بلوچستان، آذربایجان) همراه با گزارشهایی از تماس مستقیم مقامات آمریکایی با رهبران گروههای کرد تجزیهطلب و تشویق آنها به استقلال (باراک راوید، اکسیوس، مارس ۲۰۲۶). این رفتار بخشی شناختهشده از استراتژی تجزیه است: تضعیف مرزها و حمایت از نیروهای جداییطلب.
۴. کشتار گسترده غیرنظامیان و مجازات جمعی
بمباران مدارس دخترانه (مانند مورد میناب با صدها دانشآموز کشته) و بیمارستانها (از جمله بخش نوزادان بیمارستان گاندی در تهران) و مناطق مسکونی، فراتر از اهداف نظامی به نظر میرسد. حتی دونالد ترامپ دو روز پیش از آغاز عملیات گسترده (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) در Truth Social نوشت:
«اگر مجبور شویم علیه ایران اقدام کنیم، این فقط برای رژیم ایران بد نخواهد بود — برای مردم ایران هم خیلی بد خواهد بود. آنها به اندازه کافی زیر این رژیم تروریستی۴۷ سال رنج کشیدهاند. اما اگر دست ما را به سوی جنگ بکشند، عواقب برای همه شدید خواهد بود، از جمله برای مردم ایران که شایسته آزادی و صلح هستند.»
این بیان نشان میدهد که آسیب به غیرنظامیان از قبل پیشبینی و پذیرفتهشده بوده است.
شواهد کارشناسی و تحلیلی
الگوی عملی فوق با تحلیلهای کارشناسان زیر همخوانی دارد:
۱. جان مرشایمر — هدف غرب و اسرائیل تضعیف کامل ایران و احتمال تجزیه آن برای حذف تهدید وجودی اسرائیل است.
۲. جفری ساکس — حمله بخشی از پروژه آمریکا برای تجزیه و کنترل ایران است.
۳. اسکات ریتر — هدف نهایی بالکانیزه کردن ایران (تقسیم به مناطق قومی ضعیف) است.
۴. داگلاس مکگرگور — هدف واقعی جنگ «تجزیه ایران» است؛ جدا کردن آذربایجان ایران و الحاق آن به جمهوری آذربایجان یا ایجاد استقلال برای آن را یکی از اهداف اصلی میداند. او در پست بلند خود نوشت: «جدا کردن آذربایجان جنوبی و ادغام آن با جمهوری آذربایجان، کردستان مستقل، بلوچستان جدا شده... تنها راه تضعیف دائمی ایران است.» (X، فوریه–مارس ۲۰۲۶).
۵. مایکل هادسون — هدف شکستن ایران به قطعات کوچک برای حفظ هژمونی دلار و نفت است.
۶. الیجا مگنیر — نتانیاهو به دنبال تجزیه ایران (کردستان، سیستان و غیره) برای سلطه طولانیمدت است.
۷. چاس فریمن — هدف تغییر رژیم نیست، بلکه نابودی کامل ساختارهای حکومتی ایران (لیبیسازی) است تا هیچ دولت مرکزی باقی نماند.
۸. برندا شفر (FDD) — تجزیه ایران (به ویژه آذربایجان جنوبی) راهحل است.
۹. باراک راوید — ترامپ با رهبران کرد تجزیهطلب تماس گرفته و استقلال را تشویق کرده است.
۱۰. پاول سالم — احتمال تجزیه ایران برای تغییر تعادل قدرت منطقهای وجود دارد.
۱۱. فواز گرجس — غرب به دنبال شکستن ایران به قطعات برای حذف تهدید است.
۱۲. ایهود اولمرت (نخستوزیر سابق اسرائیل) — «تنها راه پایدار، تجزیه ایران به چند کشور کوچک است» (مصاحبه الجزیره، ژانویه ۲۰۲۶).
۱۳. جان بولتون — «ایران باید به ۶ یا ۷ کشور تقسیم شود» (مصاحبهها و کتاب ۲۰۲۵).
شواهد از راست افراطی آمریکا
۱-نیک فونتس — هدف واقعی جنگ «تجزیه ایران» و تبدیل آن به چند کشور کوچک است.
۲-تاکر کارلسون — این جنگ «برای تجزیه ایران» طراحی شده؛ نتانیاهو به دنبال تقسیم ایران به مناطق قومی است.
۳-الکس جونز — برنامه تجزیه ایران به ۵-۶ کشور کوچک از دههها پیش طراحی شده.
۴-جک پوسوبیک — هدف بالکانیزه کردن ایران برای ایجاد دولتهای کوچک وابسته است.
ادامه در صفحه 2

