«ایران» ضرورتهای حکمرانی مطلوب در شرایط مواجهه با بحران را بررسی میکند
تابآوری ملی در شرایط حساس
در شرایطی که کشور با سناریوهای پیچیده و غیرمترقبهای چون شهادت ناگهانی رهبری یا درگیریهای گسترده نظامی مواجه میشود، آنچه بیش از پیش خودنمایی میکند، نه صرفاً تابآوری ملی، بلکه «الگوی حکمرانی بحران» است. جمهوری اسلامی ایران با عنایت به ماهیت انقلابی و موقعیت ژئوپلتیک خود، در چارچوب قانون اساسی و سیاستهای کلی نظام، سازوکارهایی را پیشبینی کرده است که عبور از این نقاط عطف تاریخی را ممکن میسازد.
مهمترین سازوکار حقوقی برای شرایط فوقالعاده، به ویژه در فقدان رهبری، در اصول ۱۰۷ و ۱۱۱ قانون اساسی تبیین شده است. بر اساس این اصول، در صورت فوت یا کنارهگیری رهبر، خبرگان رهبری موظفند در کوتاهترین زمان ممکن فردی واجد شرایط را برای جانشینی تعیین کنند. این سازوکار که با رأیگیری و مشورت خبرگان منتخب مردم همراه است، از ایجاد خلأ قدرت و هرجومرج سیاسی جلوگیری میکند .
در بعد مدیریت جنگ و بحرانهای امنیتی، شورای عالی امنیت ملی به عنوان مسئول هماهنگکننده نهادها در بالاترین سطح عمل میکند. این شورا با حضور سران قوا، فرماندهان عالی نظامی و وزرای مرتبط، وظیفه تعیین سیاستهای دفاعی و هماهنگی میان دستگاهها را بر عهده دارد.
در شرایط بحرانی، موفقیت حکمرانی به یکپارچگی «مثلث مدیریت» شامل دولت، نیروهای مسلح و نهادهای عمومی بستگی دارد. دولت به عنوان مجری قانون و تأمینکننده خدمات عمومی، وظیفه مدیریت بازار، کنترل تورم و جلوگیری از اختلال در معیشت مردم را بر عهده میگیرد. در این میان، هماهنگی میان ستاد کل نیروهای مسلح و وزارت کشور برای برقراری امنیت و بسیج منابع حیاتی است.
سیاستهای کلی نظام نیز بر مؤلفههای نوین حکمرانی بحران تأکید دارد. پژوهشها نشان میدهد که مؤلفههایی چون ارزیابی تکنیکال، پاسخگویی و ایجاد زیرساختهای هوشمند از ارکان اصلی مدیریت مطلوب بحران هستند. این بدان معناست که حکمرانی امروز بدون بهرهگیری از فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی برای تصمیمسازی سریع و دقیق، ناقص خواهد بود.
حکمرانی مطلوب در شرایط فقدان یا جنگ، تنها به مدیریت بحران خلاصه نمیشود، بلکه به معنای تبدیل تهدید به فرصت برای بازتعریف سرمایه اجتماعی است. تجربه نشان داده هرگاه هماهنگی نهادها با شفافیت و پاسخگویی همراه بوده، اعتماد عمومی به عنوان مهمترین سرمایه ملی حفظ شده است. در شرایط حساس، اصطکاک میان نهادها یا اتخاذ تصمیمات جزیرهای میتواند هزینههای جبرانناپذیری به کشور تحمیل کند.
نظام جمهوری اسلامی ایران برای عبور از این پیچوخمهای تاریخی، از ظرفیت قانونی بالایی برخوردار است. آنچه در نهایت تضمینبخش منافع ملی و آرامش روانی جامعه است، التزام عملی همه ارکان حاکمیت به قانون و روحیه انسجام و وفاق ملی برای پشت سر گذاشتن طوفانهای سخت است.

