منوچهر محمدی در گفت و گو با «ایران» از تسلط بی‌بدیل رهبری به زبان هنر گفت

آن ۶۰ ثانیه به چهل روز عزاداری می‌ارزد

نیلوفر ساسانی
گروه فرهنگی

 
بهانه این گفت‌وگوی ویژه، شهادت آیت‌الله خامنه‌ای (رهبر فقید) در حمله اسرائیل و آمریکا بود؛ فرصتی برای پرس‌وجو درباره یکی از کمتر دیده شده‌ترین جنبه‌های شخصیت ایشان: نگاه کلان به سینما. منوچهر محمدی، تهیه‌کننده سینما که از نزدیک شاهد تعاملات عمیق هنری با رهبر فقید انقلاب بوده است، در این مصاحبه تصویری کم‌نظیر از احاطه ایشان بر ادبیات، شعر و زبان سینما ارائه می‌دهد. محمدی با تأکید بر اینکه در میان روحانیون، ایشان در حوزه هنر بی‌بدیل‌اند، روایت می‌کند که چگونه مداخله به‌موقع ایشان مانع توقیف «از کرخه تا راین» شد و تنها با یک جمله، ارزش ۶۰ ثانیه از اثر سینمایی را بر چهل روز عزاداری رسمی ترجیح داد. این مصاحبه نه تنها دفاع ایشان از هنرمندان را بازگو می‌کند، بلکه تأکید ویژه رهبری بر «پاسداری از زبان فارسی» به عنوان معیاری کلیدی در ارزیابی آثار هنری را آشکار می‌سازد.
  
 آقای محمدی، با توجه به جلساتی که توفیق حضور در محضر ایشان را داشتید، برداشت کلی شما از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای به مقوله هنر، خصوصاً سینما، چیست؟ مهم‌تر از آن، سطح دانش و آشنایی ایشان با «زبان سینما» در چه حد بود؟
 
من این نکته‌ای را که عرض می‌کنم، باور قلبی و تجربه شخصی‌ام است و مکرر در محافل مختلف آن را اعلام کرده‌ام. با شناختی که از حوزه‌های علمیه، بویژه قم، مشهد و نجف دارم و با توجه به علمای سرشناسی که در این حوزه‌ها در مقام بحث و تدریس حضور دارند، واقعاً فردی را سراغ ندارم که به اندازه مقام معظم رهبری، در حوزه هنر به طور اعم، تسلط و آشنایی داشته باشد. شاید در سایر حوزه‌های فکری مانند فلسفه، کلام، اصول و فقه، تسلط‌های جدی وجود داشته باشد، اما در باب هنر، به دلیل اینکه از نزدیک شاهد بودم، این تسلط ایشان را دیدم. چه در جلسات حضور مستقیم و چه از طریق فیلم‌هایی که من یا دوستانمان ارائه می‌کردیم، تسلط ایشان بر ادبیات، هم ادبیات شرق و هم ادبیات غرب، از یک سو، و احاطه‌شان به شعر از سوی دیگر، تقریباً در میان روحانیون، موردی مثال‌زدنی و ویژه است. بارها دیدگاه‌های ایشان را شنیده‌ام یا در جلساتی که با شعرا برگزار می‌کردند، حضور داشتم. تسلط و احاطه ایشان به زبان فارسی و پاسداری‌ای که از این زبان داشتند، به نظر من یکی از نقاط برجسته فکری و بنیان اندیشه ایشان محسوب می‌شود.
 
مشخصاً در حوزه سینما، تجربه‌ای وجود دارد که برای شما جالب توجه باشد و نشان دهد چقدر ایشان به «بیان سینمایی» مسلط بودند و توانستند گره‌ای از یک اثر سینمایی بگشایند؟
ببینید، ابتدا باید چند نکته را در مورد فیلم‌های خودم بیان کنم؛ واقعاً اگر حمایت ایشان نبود، آن فیلم‌ها هرگز به اکران عمومی درنمی‌آمدند. من یک یا دو مثال می‌زنم. زمانی که ما فیلم «از کرخه تا راین» را ساختیم، یک جریان رادیکال در کشور فعال بود که بخش عمده‌ای از آن توسط آقای مهدی نصیری، که آن موقع در کیهان بودند، مدیریت می‌شد و کاملاً علیه این فیلم بسیج شده بودند. جو بسیار سنگینی علیه فیلم ایجاد کردند. اگر به کیهان آن دوران مراجعه کنید، همین آقای نصیری که حالا در آن سوی طیف ایستاده‌اند، از الفاظ عجیب و غریبی در مورد بنده، آقای داد و آقای حاتمی‌کیا نام بردند و این فیلم را مصداق کامل یک جریان فکری و فرهنگی خاص معرفی کردند. کار بالا گرفت و فیلم در آستانه توقیف قرار گرفت، تا اینکه موقعیتی فراهم شد که مقام رهبری فیلم را تماشا کردند. آن جلسه یکی از معدود جلساتی بود که به گونه‌ای ترتیب داده شده بود که موافقین و مخالفین فیلم در آن حضور یابند.
 ایشان پس از تماشای فیلم – که ما هم در جلسه بودیم – دو سه بار شاهد بودم که از دیدن «از کرخه تا راین» متأثر شدند. پس از اتمام، ایشان رو به جمع کردند و فرمودند: «یکی از مخالفین بلند شود و نظرش را بگوید.» یکی از نمایندگان همان جریان رادیکال و تندرو شروع کرد به ایرادگیری و گفت: «این فیلم ارزش‌های انقلاب را زیر سؤال برده است؛ یک بسیجی پناهنده می‌شود، یک بسیجی خواهرش با یک آلمانی ازدواج کرده است.» یعنی یک قشری‌نگری و سطحی‌نگری نسبت به فیلم بیان کردند و ادعا کردند که این فیلم تمام ارزش‌های انقلاب را نقض کرده است؛ حرف‌هایی که به کرات از زبان آقایان رادیکال و تندرو شنیده می‌شود.  رهبری با یک تحکم به آن آقا فرمودند: «بنشینید.» سپس رو به آقای حاتمی‌کیا کردند و پرسیدند: «آن صحنه‌ای که سعید چشمانش بینا می‌شود و وقتی خواهرش می‌پرسد دوست‌داری چه چیزی از ایران را ببینی، می‌گوید: «من صحنه تشییع امام خمینی(ره) را ندیدم و نابینا بودم، دوست دارم این صحنه را ببینم. هما روستا نوار ویدیویی این صحنه را می‌گذارد و سعید بشدت منقلب می‌شود...»  این یکی از صحنه‌های بشدت تکان‌دهنده و تأثیرگذار فیلم است. ایشان رو به حاتمی‌کیا کردند و پرسیدند: «آقای حاتمی‌کیا، زمان این صحنه چقدر است؟» آقای حاتمی‌کیا گفتند: «فکر می‌کنم ۵۵ تا ۶۰ ثانیه.» رهبری رو به جمع گفتند: «این ۶۰ ثانیه به کل عملکرد چهل روز عزاداری اعلام شده صدا و سیمای جمهوری اسلامی در رحلت امام می‌ارزد.» خب، این طبیعتاً یک نگاه هنرشناسانه است که تشخیص می‌دهد چه مفهومی را می‌توان با چه کیفیتی به زبان هنر بیان کرد. این غائله ختم شد و خوشبختانه «از کرخه تا راین» امکان اکران پیدا کرد.

 در ادامه این حمایت‌های موردی، مورد دیگری که از ذهن شما می‌گذرد و نشان‌دهنده تسلط ایشان بر ابعاد محتوایی و فنی اثر سینمایی است،
چیست؟
 مورد دومی که برای خودم پیش آمد، مربوط به فیلم «بازمانده» بود. فیلم «بازمانده» را ما به کارگردانی مرحوم سیف‌الله داد در سال ۷۴ ساختیم و قرار بود در جشنواره همان سال شرکت کند. نسخه را تحویل جشنواره دادیم و تصورمان این بود که احتمالاً بابت چنین فیلم ارزشمندی فرش قرمز هم برایمان پهن می‌کنند! نه تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه از سوی وزارت ارشاد اعلام کردند که فیلم توقیف است. وقتی دلیل توقیف را جویا شدیم و جلساتی برگزار شد، گفتند: «در این فیلم بی‌حجابی وجود دارد و ما نمی‌توانیم فیلم را نشان دهیم.» این وضعیت منجر شد که ما در سال ۷۴ که فیلم آماده بود، مرحوم داد مصاحبه کردند و گفتند: «به دلایل فنی فیلم به جشنـــــــواره نمی‌رسد»، در حالی که فیلم کاملاً آماده بود.  در ابتدای سال ۷۵ بود که از طرف دفتر رهبری (نحوه اطلاع یافتن‌شان را من بی‌خبرم) تقاضا کردند فیلم را ببینند. ما فیلم را خدمت ایشان فرستادیم و یک نمایش دو سه نفره داشتیم. من چند بار دیدم که در طول فیلم، چند باری بشدت متأثر شدند. پس از اتمام فیلم، رهبری سؤالی مطرح کردند: «چرا وزارت فرهنگ و ارشاد جلوی نمایش فیلم را گرفته است؟» گفتیم: «به ما می‌گویند چرا زنان ارتش اسرائیل حجاب ندارند.» خب، این استدلال مضحکی بود؛ حجاب داشتن ارتش اسرائیل! ایشان فرمودند: «من به دفتر می‌گویم و شما هم از قول من مجازید این جمله را اعلام کنید: بگویید فلانی این فیلم را دید و در این فیلم بی‌حجابی ندید. آنچنان نگاه فیلمساز نجیب و شریف است که آدم احساس نمی‌کند که در این فیلم برخی زنان حجاب ندارند.» این تعریفی بود که یک نگاه جامع، از کنار جزئیات ظاهری گذشت و به هسته معنایی 
اثر رسید.
  آیت‌الله خامنه‌ای چه نگاهی به جریان سینمای روشنفکری داشتند؟ دیدگاه ایشان تا چه حد برای ساخت فیلم‌هایی که شاید در چهارچوب سلیقه حاکمیت نباشند، فضای باز و قابل قبولی ایجاد می‌کرد؟
 من که در جریان تمام فیلم‌ها نیستم. اما به طور کلی می‌دانم ایشان بخش قابل توجهی از فیلم‌ها را می‌دیدند.  برخی را به صورت شخصی تماس می‌گرفتند و راجع به آن صحبت می‌کردند و برخی را هم به شکل علنی و رسانه‌ای نظرشان را اعلام می‌کردند؛ کما اینکه درباره فیلم «مارمولک» نظرشان را اعلام کردند که موضع ایشان در رسانه‌ها موجود است و نظرشان کاملاً موافق و همراستا با فیلم بود.
در مورد آثار دیگر دوستان، من خیلی در جریان نیستم. اما به همان نکته اول برمی‌گردم: من کمتر، یا شاید بگویم تقریباً، سراغ ندارم یک شخص روحانی آنچنان تسلطی بر حوزه هنر، در همه شاخه‌ها اعم از ادبیات، رمان، شعر و موسیقی، به اندازه ایشان داشته باشد.
 
 در فرآیند تولید فیلم‌ها، آیا نکته یا موردی وجود داشت که ایشان حساسیت و تأکید ویژه‌ای روی آن داشته باشند، یا معیاری را برای اولویت‌بندی تولیدات سینمایی مطرح می‌کردند؟
آن چیزی که من به طور کلی می‌دانم، تأکید ایشان بر زبان فارسی جدی بود. اینکه سعی کنیم زبان فارسی نه تنها در سینما، بلکه در تمام حوزه‌ها رعایت شود تا آلوده به زبان‌های دیگر نشود. این را من خودم شاهد هستم و این دغدغه، یک دغدغه جهان‌بینی و فرهنگی بود که در نگاهشان به تولیدات هنری نیز متجلی  می‌شد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • کتاب
  • زندگی نامه
  • اقتصادی
  • اطلاع رسانی
  • قاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و دو
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و دو - ۱۱ اسفند ۱۴۰۴