فرصت تاریخی موسیقی ایران در عصر استریم

شکستن انحصار غرب

علیرضا سپهوند
روزنامه نگار و پژوهشگر موسیقی

 
از دهه‌های گذشته، سیطره صنعت موسیقی اروپا و ایالات متحده آمریکا بر بازار جهانی، نه‌تنها یک برتری هنری بلکه یک برتری ساختاری، اقتصادی و رسانه‌ای بوده است. از هالیوود و شبکه‌های تلویزیونی گرفته تا شرکت‌های بزرگ نشر و پلتفرم‌های استریم، یک اکوسیستم منسجم شکل گرفت که هنرمندان غربی را به برندهای جهانی تبدیل کرد. با این حال، در سال‌های اخیر، ظهور جریان‌هایی از شرق آسیا بویژه کی‌پاپ نشان داد که این انحصار مطلق نیست و می‌توان با برنامه‌ریزی کلان، سرمایه‌گذاری هدفمند و دیپلماسی فرهنگی، سهمی از بازار جهانی را به دست آورد.
نمونه شاخص این روند، گروه بی‌تی‌اس BTS از کره‌جنوبی است که با حمایت ساختاری صنعت سرگرمی این کشور و سیاست‌های فرهنگی دولت، توانست به صدر جدول‌های فروش در آمریکا راه پیدا کند. ورود موفق کی‌پاپ به بازار ایالات متحده آمریکا نتیجه یک برنامه‌ریزی چندلایه بود: آموزش سیستماتیک هنرمندان، سرمایه‌گذاری کلان در تولید، استراتژی دقیق در شبکه‌های اجتماعی و همکاری هدفمند با برندهای جهانی.
پرسش مهم این است که آیا موسیقی ایران با سابقه غنی، تنوع ژانری و استعدادهای فراوان می‌تواند طی سال‌های آینده شرایطی مشابه را تجربه کند؟ پاسخ به این پرسش نه ساده است و نه قطعی، اما می‌توان آن را در چند سطح بررسی کرد: ظرفیت هنری، زیرساخت صنعتی، بستر سیاسی-اقتصادی و نقش فناوری.
 
ظرفیت هنری و هویتی
ایران از نظر میراث موسیقایی یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه است. از موسیقی دستگاهی و مقامی گرفته تا پاپ، راک و تلفیقی، تنوعی کم‌نظیر وجود دارد. هنرمندانی مانند کورش یغمایی با قطعه «گل یخ» نشان داده‌اند که حتی آثار تولیدشده در دهه‌های گذشته نیز می‌توانند در فضای جهانی بازکشف و به ترند تبدیل شوند؛ تا جایی که این قطعه در ورزشگاه‌ها و رویدادهای بین‌المللی پخش شد. همچنین قطعه «جمال جمالو» که ابتدا در سینمای بالیوود مورد استفاده قرار گرفت، نمونه‌ای از ظرفیت ملودی‌های ایرانی برای عبور از مرزهاست.
این موارد نشان می‌دهد که از نظر «ماده خام هنری» کمبودی وجود ندارد. موسیقی ایرانی از ملودی‌های خاص، ریتم‌های منحصربه‌فرد و فضای احساسی قدرتمندی برخوردار است که برای مخاطب جهانی می‌تواند تازگی داشته باشد. در عصر استریم، مخاطب بیش از گذشته به دنبال صداهای متفاوت است؛ موفقیت موسیقی لاتین و آفریقایی نیز بر همین مبنا شکل گرفت.
 
زیرساخت صنعتی 
و چالش‌های ساختاری
اما هنر به‌تنهایی کافی نیست. آنچه کی‌پاپ را به پدیده‌ای جهانی تبدیل کرد، صرفاً کیفیت موسیقی نبود، بلکه یک «صنعت سازمان‌یافته» پشت آن قرار داشت. شرکت‌های سرگرمی در کره‌جنوبی، مدل‌هایی صنعتی برای کشف، آموزش و برندینگ هنرمندان ایجاد کردند.
در ایران، صنعت موسیقی با محدودیت‌های حقوقی، اقتصادی و ارتباطی مواجه است. دسترسی محدود به بازارهای مالی بین‌المللی، نبود شبکه توزیع جهانی رسمی، ضعف در کپی‌رایت و نبود سرمایه‌گذاری کلان خصوصی از جمله موانع جدی هستند. بسیاری از هنرمندان ایرانی برای فعالیت بین‌المللی ناچار به مهاجرت می‌شوند یا در قالب پروژه‌های مستقل و پراکنده فعالیت می‌کنند.
 با این حال، پلتفرم‌هایی مانند اسپاتیفای و یوتیوب تا حدی این شکاف را کاهش داده‌اند. امروز یک هنرمند ایرانی می‌تواند بدون واسطه سنتی، اثر خود را به مخاطب جهانی عرضه کند. الگوریتم‌های پیشنهاددهنده نیز می‌توانند قطعات را به صورت وایرال منتشر کنند؛ همان‌طور که برای برخی آثار ایرانی رخ داده است.
 
دیپلماسی فرهنگی
 و تصویر بین‌المللی
عامل مهم دیگر، تصویر بین‌المللی کشور است. کره‌جنوبی طی دو دهه گذشته با سرمایه‌گذاری در «قدرت نرم» توانست موجی موسوم به «هالیو» ایجاد کند که شامل موسیقی، سریال، سینما و مد می‌شد. این موج، تصویری مدرن، جذاب و جوان‌پسند از کشور ارائه داد و مخاطب جهانی را جذب کرد.
برای ایران، چالش تصویر بین‌المللی پیچیده‌تر است. موسیقی می‌تواند ابزار مهمی برای بازتعریف این تصویر باشد، اما نیازمند سیاست‌گذاری فرهنگی همسو با صادرات هنری است. اگر موسیقی به ‌عنوان یک صنعت ارزآور و ابزار دیپلماسی فرهنگی به رسمیت شناخته شود، امکان برنامه‌ریزی کلان فراهم می‌شود. یکی از فرصت‌های مهم، نسل جدید هنرمندان ایرانی است که در فضای دیجیتال رشد کرده‌اند و با استانداردهای جهانی آشنا هستند. همکاری‌های فرامرزی، تولید آثار دوزبانه و تلفیق موسیقی سنتی با الکترونیک یا هیپ‌هاپ می‌تواند پلی میان هویت ایرانی و سلیقه جهانی ایجاد کند. تجربه موفق هنرمندان خاورمیانه‌ای در بازارهای جهانی نشان می‌دهد که «بومی بودن» لزوماً مانع جهانی شدن نیست؛ بلکه اگر هوشمندانه ارائه شود، مزیت رقابتی است.
  اقتصاد توجه 
و نقش شبکه‌های اجتماعی
امروز اقتصاد موسیقی بیش از هر زمان دیگری به «توجه» وابسته است. پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک و اینستاگرام می‌توانند قطعه‌ای را در عرض چند هفته جهانی کنند. در چنین فضایی، حتی بدون حمایت دولتی گسترده، امکان جهش‌های مقطعی وجود دارد. اما برای تبدیل این جهش‌ها به روند پایدار، نیاز به مدیریت حرفه‌ای، روابط‌عمومی بین‌المللی و شبکه توزیع منظم است.
 
سناریوهای پیش‌رو
پتانسیل هنری موسیقی ایران انکارناپذیر است. نمونه‌هایی مانند ترند شدن آثار کورش یغمایی یا استفاده بین‌المللی از «جمال جمالو» نشان می‌دهد که مخاطب جهانی نسبت به صداهای ایرانی بی‌تفاوت نیست. اما عبور از موفقیت‌های مقطعی به حضور پایدار در بازار جهانی، نیازمند ترکیبی از سرمایه‌گذاری، سیاست‌گذاری فرهنگی، زیرساخت حقوقی، آموزش حرفه‌ای و استراتژی دیجیتال است. اگر این مؤلفه‌ها هم‌زمان فعال شوند، می‌توان انتظار داشت که در سال‌های پیش‌رو، موسیقی ایران نیز سهمی پررنگ‌تر در مارکت جهانی داشته باشد؛ نه لزوماً به شکل کپی‌برداری از مدل کی‌پاپ، بلکه با الگویی بومی و متناسب با شرایط فرهنگی و اقتصادی خود. آینده نه قطعی است و نه دور از دسترس بلکه وابسته به تصمیم‌هایی است که امروز گرفته می‌شود.

 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و یک
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و یک - ۱۰ اسفند ۱۴۰۴