در سوگ میناب

راضیه تجار
نویسنده

من نه فقط یک مادر، بلکه معلمی هستم که سال‌های بسیاری از عمرم را با عشق و امید در کلاس‌های درس این مرز و بوم گذراندم. در میان انبوه اخبار تلخی که جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی به قلب ما وارد کرده است، شانه‌هایم سنگین از غم است. شهادت کودکانی که با چشمانی پر از رویای فردایی روشن، بی‌خبر از آوار قریب‌الوقوع، پای نیمکت‌های کلاس نشستند، روحم را جریحه‌دار کرده است. داغ دختران معصوم مدرسه «شجره طیبه» میناب،  زخمی است که هرگز از قلب ما پاک نخواهد شد.
به عنوان مادری که به چند نسل درس عشق به وطن آموختم، از مدعیان دروغین حقوق بشر می‌پرسم: این فرشته‌های کوچک را به چه جرمی پرواز دادید؟ برای تخریب خانه‌های امیدشان، چه توجیهی در قاموس انسانیت دارید؟ کاش وجدان‌های خفته سازمان‌های بین‌المللی بالاخره بیدار شوند و از این سکوت مرگبار دست بردارند.
 شاید حرف‌هایم شعاری به نظر آید، اما دستان سرد و خون‌آلود سردمداران آمریکا و اسرائیل، مدت‌هاست که دیگر پنهان نیست. این اولین بار نیست که چنین جنایت‌هایی رخ می‌دهد و اگر امروز سدی محکم در برابرشان نسازیم، قطعاً آخرین بار نیز نخواهد بود.
آیا جوامع بشری قرار است واقعیت را ببینند یا هم‌پیمان جنایتکاران شوند؟ ایمان دارم، حتی اگر سکوت کنند، تاریخ قضاوت خواهد کرد و در نهایت، این حق است که بر باطل پیروز می‌شود. این سرزمین مقدس، هرگز به دست دشمنان بدخواه نخواهد افتاد. ایرانیان در طول قرن‌ها ثابت کرده‌اند که برای حفظ کیان کشور از جان مایه می‌گذارند.
اما امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیاز است که فریاد وحدت سر دهیم. دشمنی که تمامیت ارضی ما را نشانه رفته، به دنبال دامن زدن به اختلافات ماست. فارغ از هرگونه نقد یا تعلق فکری، باید دست در دست یکدیگر بگذاریم و دندان طمع دشمنان را بکشیم.
 ما فرزندان این خاک، بارها ثابت کرده‌ایم که پای میهن‌مان می‌ایستیم و هرگز اجازه نخواهیم داد برخی نارضایتی‌ها، مسیری امن برای جولان دادن آمریکا و اسرائیل کودک‌کش فراهم سازد. ما ایرانیان متحد برای پایداری ایران می‌مانیم و پای این آب و خاک استوار خواهیم ایستاد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و یک
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و یک - ۱۰ اسفند ۱۴۰۴