۳۵۳ کنشگر مدنی درباره عواقب جنگ بیانیه دادند

نه به جنگ علیه ایران

متن کامل بیانیه ۳۵۳ کنشگر مدنی درباره عواقب جنگ به شرح زیر است: «خشونت و جنگ بزرگ‌ترین شُرور سیاست‌اند. جنگ آدم می‌کشد، ویران می‌کند، به عزا می‌نشاند، زیرساخت‌ها را نابود می‌کند، فقیر می‌کند، بی‌گناهان را قربانی می‌کند، خشونت می‌پرورد، مسائل و بحران‌ها را تشدید می‌کند و ظرفیت حل‌شان را می‌کاهد و افق توسعه، دموکراسی، عدالت و بهروزی در ایران را تیره می‌کند. هدف نتانیاهو و دیگر جنگ‌طلبان واشنگتن از جنگ‌افروزی و تحریم و تهدید، به وضوح کلنگی ‌کردن ایران ما است. داغ ِجانکاهِ جانباختگان دی‌ماه ۱۴۰۴ و هیچ دلیل دیگری، جنگ و داغدار کردن تعداد بیشتری از هموطنان و ویرانی ایران در هر حدی را موجه نمی‌کند. ما، جمعی از دغدغه‌مندان ایران، با همه تکثر مواضع سیاسی‌مان، بدون لکنت و اما و اگر، ضد تجاوز به ایرانیم و معتقدیم علاج، ولو دشوار، در وطن و تغییرات درون‌زای کارساز و توسعه‌آفرین و افق‌گشا است و با صدای بلند باید به مسیر ویرانگر جنگ، نه گفت. ما در برابر هر تجاوزی به ایران، پشتیبان کشورمان خواهیم بود. از هم‌وطنان‌ عزیزمان و صاحبان آبرو و نفوذ و تأثیر هم دعوت می‌کنیم صدایشان علیه تجاوز و جنگ را بلندتر کنند.»

 صدای صلح‌خواهی و تقبیح جنگ از سوی ایرانیان، بار دیگر در یک بیانیه با امضای 353 کنشگر خطاب به ایرانیان و جهانیان بلند شد. اهمیت این بیانیه فقط در این نیست که در دوره تهدیدهای نظامی آمریکای ترامپ منتشر شده؛ اهمیت فزون‌ترش، در تنوع نام‌ها و اسم‌هایی است که پای این متن ایران‌خواهانه را امضا کرده‌اند؛ به گونه‌ای که نام‌ها و اسم‌هایی که این بیانیه را امضا کرده‌اند، بار دیگر اتحاد فراگیر، گسترده و فراتر از مرزبندی‌های سیاسی، جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی را به یاد می‌آورد که درست در دوره جنگ 12 روزه در ایران شکل گرفت. اگر آن اتحاد ایرانیان در دفاع از وطن، درست هنگام جنگ یا پس از آن شکل گرفت، این‌بار نخبگان وطن‌خواه در بحبوحه تهدید جنگ و تهدید وطن، به اتحادی فراتر از مرزها و فراتر از گرایش‌های سیاسی رسیده‌اند. بر همین اساس که این بیانیه را هم عبدالکریم سروش امضا کرد، هم اسحاق جهانگیری و هم محمدجواد ظریف، هم رضا نصری امضا کرد هم فیاض زاهد، هم سعید آجورلو و هم محمد قوچانی، هم عمادالدین باقی و هم مجید شاکری. این بیانیه را مراد ثقفی هم امضا کرد که به‌عنوان جامعه‌شناس، دیدگاه‌های نقادانه او شهره است، هم علی ربیعی. عماد بهاور از اعضای نهضت آزادی هم جزو امضاکنندگان است. ابوالفضل فاتح، روزنامه‌نگار باسابقه که سال‌ها دور از ایران است، به همراه یاسر میردامادی که او نیز بیرون ایران است، این بیانیه ایران‌خواهانه را امضا کرده‌اند. محسن‌ حسام مظاهری، نعمت‌الله فاضلی، بهزاد نبوی، محمدجواد آذری‌جهرمی، مجتبی لشکربلوکـــــــی، سهیل محمودی، محمدرضا جوادی‌یگانه، احسان چیت‌ساز، علی جنتی و علی سرزعیم از دیگر امضاکنندگان این بیانیه هستند. رضا اردکانیان هم که امضا کرده است، صرفاً وزیر سابق نیرو نیست، بلکه مدیری است که سابقه دو دهه حضور در نهادهای علمی و اجرایی سازمان ملل را دارد.
بنابراین امضاکنندگان این بیانیه، زمینه‌های مختلف شغلی و حرفه‌ای را شامل می‌شوند؛ از سیاستمدار و فیلسوف و پژوهشگر و جامعه‌شناس و شاعر تا روزنامه‌نگار؛ از ایران و عراق تا آمریکا و انگلستان. اما این تفاوت‌ها، پیش این واقعیت که همه اینان در هر کجای این کره خاکی که باشند در نهایت ایرانی هستند، رنگ می‌بازد و نکته مهم‌تر این است که این صلح‌طلبانی که ضدیت و مخالفت خود را با جنگ و تجاوز به خاک ایران چنین با صدای بلند بیان کرده‌اند، به وجود مشکلات در داخل اذعان دارند و هیچ مسأله‌ای، از جمله حوادث دی‌ماه را انکار نمی‌کنند، اما بنا به تجربه تاریخی و درس بشری، این واقعیت را نیز می‌دانند و بیان می‌کنند که «علاج در وطن است.» متن بیانیه این ۳۵۳ «پژوهشگر، فعال مدنی و سیاسی و دغدغه‌مند ایران» با عنوان «نه به جنگ و تجاوز علیه ایران» در عین حال دعوتی است از عموم شهروندان تا صدایشان علیه جنگ و تجاوز به ایران را بلند کنند. در عین حال، این بیانیه را باید صدای رسای اکثریت ملت ایران دانست که در میانه هیاهوی جنگ‌طلبان و توجیه‌کنندگان تجاوز به سرزمین ایران در شبه‌رسانه‌های فارسی‌زبان، راه راست و خواست حقیقی ملت را بیان کرده‌اند. این بیانیه به زبان انگلیسی هم منتشر شده است تا احتمالاً گوش‌های ناشنوا به زبان و خواست ایرانیان در برخی نقاط جهان، آن را ببینند و بخوانند.
به هر رو، این بیانیه کوتاه، به خلاصه‌ترین شکل ممکن، خسارت‌ها، ویرانی‌ها، شرها و پیامدهای جنگ را تشریح می‌کند و مهم‌تر از همه اینکه جنگ ابتکار عمل را از درون ایران به بیرون این سرزمین منتقل می‌کند. اما شاید در این متن، نقطه فرازین، این بخش باشد که «ما، جمعی از دغدغه‌مندان ایران، با همه تکثر مواضع سیاسی‌مان، بدون لکنت و اما و اگر، ضد تجاوز به ایرانیم و معتقدیم علاج، ولو دشوار، در وطن و تغییرات درون‌زای کارساز و توسعه‌آفرین و افق‌گشا است.» همچنین این بخش از بیانیه نیز قابل تأمل است که در صورت هر گونه اشتباه محاسباتی آمریکا و تحمیل جنگی دیگر به این سرزمین، باید این واقعیت را درنظر گرفت که امضاکنندگان این بیانیه، به رغم تفاوت در سوابق و کار، جزو مدافعان آتی این سرزمین خواهند بود. منظور این بخش از بیانیه این است که امضاکنندگان تأکید کرده‌اند:«با صدای بلند باید به مسیر ویرانگر جنگ «نه» گفت. ما در برابر هر تجاوزی به ایران، پشتیبان کشورمان خواهیم بود.»

 

 صدای اکثریت، نه به جنگ است

عمادالدین باقی
پژوهشگر حقوق بشر 

من بیانیه را تنها به خاطر ویژگی ضد جنگ و از خاستگاه دفاع از ایران امضا کردم. این بیانیه ایده آل من نبوده و ناقص است و اشاره به عواملی که کار را به اینجا رسانده و کشور را در چنین مخمصه هولناکی قرار داده، جایش خالی است. اما معمولاً در این بیانیه‌های جمعی روی حداقل‌ها باید توافق کرد. ما هم به خاطر وضعیت اضطراری فرصتی برای تهیه و انتشار بیانیه دلخواه نداریم. در چنین شرایطی بیانیه را مطلوب می‌دانم. مهم این است که صدای میهن‌دوستان علیه جنگ در برابر سانه‌هایی که در حکم ماشین جنگی دشمن هستند بلندتر شود. مواضع ترامپ در روزهای گذشته که به کرات همزمان با دعوت به هویج دیپلماسی، چماق جنگ و ناو بمباران هوایی را نشان می‌داد که رفتاری ضد دیپلماتیک و غیر اخلاقی است، بسیار تحقیرآمیز بود و به تنهایی انگیزه کافی برای اتخاذ همین موضع‌گیری حداقلی در برابر اهانت و تحقیر نسبت به غرور ملی ایرانیان است. خصوصاً جمله دو روز پیش که بی‌پرده اعلام کرد در صورت حمله، همه مردم ایران بد می‌بینند. پر واضح است که منظور وی آسیب رساندن به منابع حیاتی مانند آب و برق و گاز و نظایر آن بود. رسانه‌هایی که در خارج از مرزها یا در شبکه‌های اجتماعی که تحت مدیریت سازمان‌های وابسته به دشمن هستند پیوسته صدای اقلیت کوچکی را بلند می‌کنند تا وانمود کنند اکثریت مردم ایران، خواهان حمله آمریکا هستند لذا باید به آنها نشان داد که صدای اکثریت مردم ایران هم نه به جنگ تجاوزکارانه و هم نه به ادامه شیوه مدیریتی کنونی است.

 

راه گفت و گو بسته نیست

بهزاد نبوی
رئیس پیشین جبهه اصلاحات 

 اینکه چرا مخالف جنگ هستم را در همان بیانیه‌ای که به اتفاق دیگران امضا کرده‌ام، گفته‌ام. خیلی روشن است که جنگ زیرساخت‌های کشور را نابود می‌کند و می‌تواند منجر به کشته شدن آدم‌های بی‌گناه شود. در همان بیانیه هم به اتفاق گفته‌ایم همزمان با مخالفت صریح با جنگ، راه علاج را تغییرات درون زا و کارآمد می‌دانیم. اما اینکه این بیانیه و مواضع می‌تواند موفقیت‌آمیز و نتیجه بخش باشد یا نه یا به تعبیر دیگر آیا جنگ می‌شود یا نه را نمی‌توان پیشگویی کرد. امروز (پنجشنبه) تکلیف مذاکرات مشخص می‌شود. اما می‌توان به سخنان دونالد ترامپ در کنگره تأمل کرد. این سخنان به نظر من دو نکته قابل توجه دارد؛ یکی اینکه بر خلاف مواضع تهدید‌آمیز و تند و تیز روزهای اخیر، او بر این نکته انگشت گذاشت که نمی‌گذارد ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای برود. این موضع از آن جهت قابل توجه است که جمهوری اسلامی ایران بدنبال سلاح هسته‌ای نیست. ترامپ همچنین ادعا کرد که ایران می‌خواهد موشک‌هایی بسازد که برد آنها به آمریکا هم برسد. این مورد هم در حالی است که ایران چنین موشک‌هایی ندارد که واقعاً محل نگرانی آمریکایی‌ها باشد. در حقیقت رئیس‌جمهوری آمریکا در سخنان مهم خود راه گفت‌و‌گو را نبست بلکه آن را باز گذاشت و این سخنان در آستانه مذاکرات هسته‌ای ژنو می‌تواند قابل توجه باشد.

 

راه حل‌های مسالمت‌آمیز کارآمدتر هستند

نعمت‌الله فاضلی
جامعه شناس

جنگ تنها زمانی معنا دارد که به دفاع از صلح و زندگی بینجامد. در مقام رئیس انجمن علمی مطالعات صلح ایران، همواره پاسبان و نگهبان صلح بوده‌ام و معتقدم هیچ جنگی در ایران راهبرد یا راه‌حلی برای بهبود جامعه یا حفاظت از کشور نیست. با وجود آنکه برخی گمان می‌کنند جنگ ممکن است راهی برای عبور از بحران‌های کنونی ایران باشد، من اعتقاد دارم که چنین راهی ویرانی عظیم به همراه خواهد داشت و دستیابی به صلح پایدار را در آینده دشوارتر می‌کند. بیانیه «نه به جنگ» برای ما نه تنها مخالفت با خشونت و درگیری است، بلکه تأکید بر ارزش زندگی، گفت‌و‌گو و یافتن راهکارهای غیرخشونت‌آمیز برای بحران‌های امروز کشور است. جنگ به معنای ادامه بحران‌های موجود نیست، بلکه برعکس، تنها مسیر صلح و زندگی را مسدود می‌کند. ما باید راه‌های دیگری برای مقابله با چالش‌های ایران بسازیم. راه‌هایی که بر پایه عقلانیت، همکاری و احترام به حقوق انسانی باشد. این لزوماً به معنای دفاع از همه عملکرد‌های جمهوری اسلامی نیست بلکه حقوقی ملی است. بنابراین انجمن علمی مطالعات صلح ایران متعهد است این مسیر را هموار کند و نشان دهد که راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز همواره کارآمدتر و پایدارتر از خشونت هستند.

 

جنگ راه‌حل نیست

عماد بهاور
عضو شورای مرکزی نهضت آزادی

ما طبیعتاً با جنگ به عنوان راه‌حل هرگونه اختلافی مخالفیم. اگر از هر دو طرف به مسأله نگاه کنیم، جنگ هرگز راه‌حل مناسبی نخواهد بود. از یک سو، آنهایی که تصور می‌کنند با جنگ می‌توانند مانعی برای پیشرفت‌های دیگران - چه در زمینه نظامی و چه در عرصه‌های علمی مانند فناوری هسته‌ای - ایجاد کنند، سخت در اشتباهند. تجربه تاریخی نشان داده که جنگ حتی برای یک لحظه هم نمی‌تواند مانع اراده ملت‌ها برای پیشرفت شود و چه بسا باعث مقاومت بیشتر آنان می‌گردد.
از سوی دیگر، برخی ممکن است چنین بیندیشند که از طریق جنگ می‌توان بن‌بست‌های داخلی و مشکلات کشور را مرتفع ساخت. این طرز تفکر نیز نه تنها راه‌حل نیست، بلکه بر پیچیدگی مسائل می‌افزاید و جز ویرانی و عقب‌ماندگی حاصلی در پی نخواهد  داشت. 
در هر صورت، مخالفت قاطع ما با جنگ به این دلیل است که می‌توان تمام مسائل و اختلافات را از راه‌های دیگری حل کرد. گفت‌و‌گوهای دیپلماتیک، تعامل سازنده و احترام متقابل همواره گزینه‌های بهتری نسبت به جنگ و خشونت هستند.

 

تعهد ملی برای مراقبت از این سرزمین

مقصود فراستخواه
جامعه شناس

«دریغ است ایران که ویران شود...»(فردوسی، شاهنامه) نه گفتن به جنگ، کم‌ترین تعهد ملی همه ما برای مراقبت از این سرزمین زخمی است. وجدان‌های بیدار در برابر هر تجاوزی به آب وخاک و هموطنان خویش، با همه کثرت باورها و آرا و اقوام و گونه گونی خلاق‌شان می‌ایستند. پیشگیری از هر جنگ، عین فضیلت مدنی و خرد سیاسی است و راه آن دیپلماسی واقع‌گرا و عقلانی است. فردای ایران موکول به هوشمندی ماست. نسل فردا نخواهد بخشید گفتمان‌هایی را که بهانه به دست اهریمن جنگ و خشونت برای تخریب منابع و زیرساخت‌های انسانی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و اقلیمی وطن بدهند. همان بار مسئولیتی که ما را به نقد در خانه و صلح اندیشی و رفع اَشکال مختلف خشونت وامی‌دارد، در مقابله با هر نوع تعدّی به ساحت ایران عزیز نیز قدمی فروگذار نمی‌کند. ­«انسان دشواری یک وظیفه است» (شاملو، در آستانه).

 

مسیر اصلاح از دل فرآیندهای درون‌زا می‌گذرد

مصطفی نجفی
کارشناس مسائل استراتژیک

در دو دهه گذشته، تجربه مداخلات نظامی ایالات متحده در منطقه، تصویری هشداردهنده از پیامدهای مداخله خارجی و «تغییر رژیم از بیرون» ارائه داده است. از حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ تا اشغال عراق در ۲۰۰۳ و عملیات ناتو در لیبی در ۲۰۱۱، وعده اولیه برقراری ثبات و دموکراسی بود، اما نتیجه در اکثر موارد گسترش بی‌ثباتی، تضعیف نهادهای حکمرانی و شعله‌ور شدن جنگ‌های داخلی شد. این تجربه‌ها نشان می‌دهد فروپاشی یک ساختار سیاسی از طریق مداخله خارجی، لزوماً به استقرار نظمی پایدار و کارآمد منجر نمی‌شود. در چنین زمینه‌ای، پیوند زدن آینده سیاسی ایران به مداخله نظامی خارجی، ریسکی پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی است. 
هرگونه حمله خارجی می‌تواند زنجیره‌ای از بی‌ثباتی داخلی، آسیب به زیرساخت‌های حیاتی، اختلال در خدمات عمومی و گسترش ناامنی منطقه‌ای را در پی داشته باشد. تجربه منطقه نشان داده که هزینه اصلی این سناریوها را مردم عادی می‌پردازند، نه بازیگران سیاسی مخالف یا قدرت‌های خارجی. در این چهارچوب، «کمپین نه به جنگ» تلاشی برای صورت‌بندی یک موضع عقلانی و مبتنی بر تجربه تاریخی است. این کمپین می‌کوشد میان نقد وضعیت موجود و مخالفت با مداخله نظامی خارجی تمایز قائل شود. مخالفت با جنگ، به معنای دفاع از همه سیاست‌های داخلی نیست؛ بلکه تأکید بر این واقعیت است که مسیر اصلاح و تغییر پایدار، از دل فرآیندهای اجتماعی و سیاسی درون‌زا می‌گذرد، نه از مسیر بمباران و تخریب. «نه به جنگ» در واقع پاسخی است به دوگانه‌سازی خطرناکی که جامعه را میان «وضع موجود» و «ویرانی خارجی» قرار  می‌دهد.

 

جنگ نه صلح می آورد نه توسعه 

محسن بهاروند
دیپلمات پیشین

در میانه‌ هیاهوی تهدید و نمایش قدرت، آنچه گم می‌شود یک حقیقت ساده اما بنیادین است: جنگ، پیش از آنکه ابزار سیاست باشد، پروژه ویرانی است. جنگ علیه ایران، همان‌قدر که می‌تواند به زیرساخت‌ها، اقتصاد و امنیت ملی آسیب بزند، برای منطقه و حتی طراحان آن نیز پرهزینه و بی‌ثبات‌کننده خواهد بود. تجربه‌ مداخلات نظامی در دهه‌های اخیر، از عراق تا افغانستان نشان داده است که آتش جنگ مهارپذیر نیست و برندگان ادعایی آن نیز دیر یا زود با تبعات امنیتی و اخلاقی آن روبه‌رو می‌شوند. جنگ شرّی مطلق است؛ نه توسعه می‌آورد، نه صلح پایدار می‌سازد و نه اعتبار بین‌المللی تولید می‌کند. آنان که از جنگ استقبال می‌کنند، اغلب هزینه‌ای نمی‌پردازند، اما این ملت‌ها هستند که تاوان می‌دهند. در جهانی که دیپلماسی هنوز ممکن است، رفتن به سوی جنگ نه نشانه قدرت که اعتراف به شکست سیاست است.

 

چکمه‌های سربازان خارجی صلح‌آفرین نیست

حیدرعلی مسعودی
استاد روابط بین‌الملل

جنگ، خشونت‌بارترین کنش انسانی است. خشونت فراگیر جنگ بر همه ابعاد هویتی، سیاسی، اجتماعی و انسانی جوامع تا دهه‌ها تأثیرات منفی بر جای می‌گذارد.  عجیب است که دستکاری نظام شناختی جامعه ایران از بیرون و نیز فروبستگی‌ها و افق‌سوزی‌ها کار را به جایی رسانده که عده‌ای از مردم خام‌اندیشانه جنگ را پیام‌آور دموکراسی، رفاه و آزادی می‌دانند. خوب است به نمونه‌های تاریخی آشکار اطرافمان مانند عراق، افغانستان و لیبی نگاه کنیم. پرواضح است که موشک‌ها و چکمه‌های آمریکایی نه تنها رهایی‌بخش، رفاه‌آفرین و صلح‌ساز نبوده‌اند، بلکه تحولات طبیعی جوامع را از طریق فعال‌سازی شکاف‌های اجتماعی و ایدئولوژیک به انحراف کشانده و امکان دستیابی اصیل و درونزای جوامع به آرمان‌های به‌حق آزادی، عدالت، رفاه و معنویت را تا مدت‌های نامعلوم سلب کرده است.   جدای از جامعه، مخاطب دیگر فراخوان« نه به جنگ» سیاستمدارانی هستند که یا رویافروشی می‌کنند و کالای جنگ را در لباس آزادی و رفاه می‌فروشند یا کسانی که بر طبل جنگ می‌کوبند تا ناکارآمدی خود در افق‌گشایی‌های اصیل برای جامعه ایران را توجیه کنند.

 

جنگ؛ آغازگر دورانی سیاه 

حامد وفایی
استاد دانشگاه تهران

نه به جنگ با ایران! چون به نظرم امروز هر ایرانی وطن پرست و متعهد دو رسالت عمده بر عهده دارد: مقابله قاطع با وقوع جنگ و توقف سریع چرخه خشونت داخلی در جامعه؛ در باب جنگ باید گفت چنین واقعه‌ای از هیچ سویی و در هیچ حوزه‌ای نفعی به حال مردم مظلوم این سرزمین نداشته و تمامی دستاوردهای توسعه و مردم سالاری یک قرن اخیر ایرانیان را در چشم بر هم زدنی بر باد خواهد داد. البته تردیدی نیست که در صورت وقوع جنگی دیگر علیه ایران عزیز، ایران و ایرانیان تنها بازنده چنین معادله‌ای نیستند و علاوه بر اثرات مخرب و ریشه‌ای منطقه‌ای وقوع چنین جنایتی، چندجانبه گرایی، سیر رو به رشد قدرت‌های نوظهور و در یک کلام تمامی ابتکارات چندجانبه گرایانه کشورهایی چون چین و ساختارهای بین‌المللی مورد وثوق جهانیان با خاک یکسان خواهند شد. بنابراین نه به جنگ چون چنین جنگی از هیچ سویی برنده‌ای نخواهد داشت و به طور مطلق به زیان جریان ضد یکجانبه‌گرایی در نظام بین‌الملل خواهد بود و دورانی سیاه را چه در معادلات منطقه‌ای و چه بین‌المللی فرامنطقه‌ای خواهد آغازید.

 

همه مسئول هستیم 

کوروش احمدی
دیپلمات پیشین

جنگ بزرگ‌ترین مصیبتی است که هر ملت و کشوری ممکن است تجربه کند. تجربه تاریخی ایران، بویژه جنگ تحمیلی هشت ساله، نشان داد که خسارت‌های جنگ تنها مالی نیست؛ هزاران انسان شرافتمند جان خود را از دست دادند و رنج مردم دوچندان شد. بنابراین، اولویت اول هر دولتی و حکومتی باید حفظ صلح و جلوگیری از جنگ باشد. هیچ مشکل داخلی یا منطقه‌ای، حتی جدی‌ترین مسائل، نمی‌تواند جایگزین ضرورت امنیت و آرامش جامعه شود. جنگ نه تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه آنها را عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌سازد. مسیر اصلاح و تغییر پایدار، تنها از طریق راهکارهای داخلی، سیاسی و اجتماعی ممکن است، نه از مسیر خشونت و تخریب. همه ما – مردم و دولت – مسئولیم که با تلاش و تدبیر، آینده‌ای امن و پایدار برای کشور بسازیم و از مصایب جنگ جلوگیری کنیم.

 

حفاظت از ایران وظیفه همگانی

علی باقری
دبیر کل حزب عهد ایران

ساکنان ایران‌زمین و ایرانی‌هایی که در اقصی‌نقاط دنیا زندگی می‌کنند، دغدغه آبادی و پیشرفت ایران و سلامتی ملت را دارند. جنگ به عنوان پدیده‌ای مهیب و وحشتناک، تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی، آبادی و زیرساخت‌های ایران و همچنین حیات ملت بزرگ ایران به شمار می‌رود. نگاه سیاسی و ایدئولوژیک اگرچه ممکن است متفاوت باشد، اما حفاظت از ایران و آبروی این سرزمین، نظر مشترک همه است. این دغدغه مشترک ایرانی‌ها در اقصی‌نقاط کشور و جهان، اصیل‌ترین و درونی‌ترین خواسته و شعار به نظر می‌رسد. ایران متعلق به همه ایرانیان است و حفظ امنیت، آبادانی و سربلندی آن وظیفه‌ای همگانی است. جنگ نه‌تنها این اهداف را محقق نمی‌سازد، بلکه سال‌ها تلاش و پیشرفت را به باد داده و جز ویرانی و عقب‌ماندگی به همراه نخواهد داشت.

 

 باید نگران جنگ بود

حمیدرضا جلایی پور
جامعه شناس

هر کدام از امضا‌کنندگان ممکن است هدف خاصی داشته باشند. هدف من نقد افراد و گروهایی است که به‌خاطر نارضایتی از وضع موجود نگران جنگ خارجی نیستند. به خوبی روشن است حمله ترامپ-نتانیاهو به ایران حمله به تمامیت ایران است، اتفاقاً همین وضع فعلی را ویران  خواهد کرد. راه نجات کشور، عبور عزتمندانه از پیچ جنگی فعلی و رفتن کشور به سوی توسعه پایدار و همه جانبه‌‌تر است. در ۲۰۱۳ در سوریه عده‌ای از اهل قلم از کمک خارجی استقبال کردند ولی در عمل دروازه‌های جهنم را روی این کشور باز کردند. پانصد هزار نفر جان‌باختند و ده میلیون از جمعیت سوریه آواره شدند. جنگ مصیبت‌افزا است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و نه
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و نه - ۰۷ اسفند ۱۴۰۴