رسول منتجبنیا، دبیر کل حزب جمهوریت در گفتوگو با «ایران»:
مدیریت شهری، فهم سیاسی میخواهد نه سیاسیکاری
با پایان مهلت ثبتنام داوطلبان انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و اتمام فرصت اعتراض داوطلبان شورای شهر به نتایج تأیید صلاحیتها در روز گذشته، فرآیند برگزاری این انتخابات وارد مرحلهای تازه و سرنوشتساز شده است؛ مرحلهای که میتوان آن را ایستگاه سنجش اعتماد عمومی و محک میزان مشارکت مردم دانست. براساس اعلام وزارت کشور دراین دوره استقبال داوطلبان نسبت به دوره قبل افزایش یافته است. در آستانه برگزاری انتخابات بحث حضور مردم در پای صندوقها بار دیگر به کانون توجه بازگشته اما همزمان مطالبه جدی برای سیاستزدایی از مدیریت شهری نیز مطرح است. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که اداره شهرها باید بیش از آنکه صحنه رقابتهای جناحی باشد عرصه حضور مدیران متخصص، کارآمد و پاسخگو باشد. در گفتوگو با رسول منتجبنیا، دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی به بررسی وضعیت مشارکت در انتخابات پیشرو، نقش احزاب در افزایش حضور مردم، الزامات بازسازی اعتماد عمومی و نیز ضرورت تخصصگرایی و پرهیز از سیاسیکاری در مدیریت شهری پرداختهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
انتخابات شوراها را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا در این دوره شاهد مشارکت مردم خواهیم بود و چه سازوکاری برای افزایش مشارکت باید در نظر گرفت؟
انتخابات مظهر حضور مردم در تعیین سرنوشت است و یکی از عرصههایی است که مردم میتوانند در عمل نظر خود را اعمال کنند؛ از این جهت بسیار مهم است. تمام انتخابات، اعم از مجلس، ریاستجمهوری، خبرگان، شورای اسلامی و حتی رفراندوم، موضوعی نیست که نظام بتواند بهسادگی و با بیتوجهی از کنار آن عبور کند. وقتی میگوییم نظام مردمسالار و مردمسالاری دینی، یکی از ابعاد اصلی آن همین مسأله است. اگر مردم در انتخابات شرکت نکنند، این نظام نمیتواند مدعی مردمسالاری باشد. نکته دیگر این است که یکی از نتایج و رسالتهای تشکیل احزاب، مسأله انتخابات است؛ البته نه به این معنا که هدف نهایی احزاب فقط انتخابات باشد. احزاب میخواهند مردم را آگاه و سازماندهی کنند، آموزش دهند و نیروها را برای مدیریت کشور پرورش دهند. انتخابات یکی از عرصههایی است که احزاب باید در آن حضور داشته باشند و به وظایف خود عمل کنند. نمیشود حزبی ادعای حزب بودن داشته باشد اما از انتخابات عبور کند و نسبت به آن بیاعتنا باشد. ممکن است در موارد خاص استثنا وجود داشته باشد، اما بهطور کلی احزاب باید نسبت به انتخابات حساس باشند. نکته دیگر این است که انتخابات زمانی تحقق و معنا پیدا میکند که مردم با اشتیاق و امید پای صندوق رأی حضور داشته باشند و حاکمیت بتواند رضایت و اعتماد مردم را جلب کند؛ بهگونهای که مردم احساس کنند تصمیمگیرنده هستند و حاکمیت امانتدار رأی آنهاست. اگر خدایناخواسته مردم حضور نداشته باشند، انتخابات بیمعنا خواهد بود؛ زیرا برای مردم است و وقتی مردم حضور پیدا نکنند، فلسفه آن زیر سؤال میرود.
پس از انقلاب، ما سیر تکاملی همراه با صعود و نزول فراوانی در رابطه با انتخابات داشتهایم. در همهپرسی نظام جمهوری اسلامی، نزدیک به ۹۸.۲ درصد مردم شرکت کردند که پدیدهای کمنظیر در تاریخ بوده است. در برخی انتخاباتها حضور مردم پرشور و صمیمی بوده، اما در برخی موارد حضور کمرنگ شده است. در دوره چهارم و هفتم مجلس و همچنین در دوره فعلی مجلس، حضور مردم بسیار کمرنگ بود. در انتخابات ریاستجمهوری نیز مشاهده کردیم که درصد قابل توجهی از مردم پای صندوق نیامدند. این مسأله نشان میدهد بخش زیادی از مردم ارتباط خود را با صندوق رأی قطع کردهاند یا امیدی ندارند. نتیجه این میشود که فرد منتخب پشتوانه محکم ندارد و نمیتواند با قاطعیت بگوید نماینده اکثریت مردم است؛ زیرا گفته میشود اکثریت به او رأی ندادهاند و این موضوع در عملکرد و سخن گفتن او نیز اثر میگذارد.
آیا این امر درباره انتخابات شوراها هم صدق میکند؟
شوراهای اسلامی ویژگی خاصی دارند که آنها را از برخی انتخاباتها متمایز میکند. اول اینکه بسیار گستردهاند؛ از یک روستا تا شهرهای بزرگی مانند تهران، همه در یک روز در این انتخابات شرکت میکنند و هیچ نقطهای از کشور مستثنی نیست. طبیعی است که این انتخابات میتواند سالمترین و مردمیترین انتخابات باشد، اگر بهدرستی مدیریت شود و مدیران اجرایی و ناظران بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند و عملکرد مطلوبی داشته باشند. قانون انتخابات شوراها در دورههای اول مجلس تصویب شد، اما اجرای آن به دلایلی به تعویق افتاد تا در دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی و دولت اصلاحات اجرایی شد. یکی از اقدامات مهم آن دوره، اجرای همین قانون بود که شورای نگهبان نیز آن را تأیید کرده بود و اولین دوره انتخابات شوراها برگزار شد. متأسفانه در آن دوره، در برخی حوزهها اشتباهات و انحرافاتی رخ داد و برخی افراد سوءاستفادههایی کردند که خاطره تلخی در ذهن مردم ایجاد شد. در تهران نیز اختلافاتی به وجود آمد و جریانی که میتوانست کاملاً مردمی و سالم باشد، به ابزاری برای تسویهحساب و دعوا تبدیل شد. متأسفانه صداوسیما نیز در این ماجرا نقش گستردهای داشت و به اختلافات دامن زد. در نتیجه، در دوره بعد مردم رغبت چندانی برای حضور پای صندوق نشان ندادند و میزان آرای اخذ شده بسیار پایین آمد. این روند در شوراها، مجلس، ریاستجمهوری و خبرگان ادامه پیدا کرد تا امروز که در شرایط بسیار حساسی قرار گرفتهایم؛ شاید بتوان گفت حساسترین شرایط پس از انقلاب. از یک سو جنگ ۱۲روزه را پشت سر گذاشتهایم و از سوی دیگر آمریکا و اسرائیل رسماً ما را تهدید کردهاند و همچنان به اشکال مختلف تهدید میکنند. سابقه نداشته است که رئیسجمهوری آمریکا با چنین صراحت و لجاجتی سخن بگوید و تهدید کند. این سخنان عملی نخواهد شد؛ زیرا نه ایران را شناختهاند و نه ایرانیها را. تصور میکنند با چند بمب میتوانند نظام را ساقط کنند، در حالی که مردم با پوست و گوشت و خون خود به وطنشان علاقه دارند و نسبت به بیگانگان نفرت دارند. خاطره استعمار قدیم و دخالتهای قدرتهای خارجی هنوز در ذهن مردم باقی است. در حوادث تلخی که در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، بسیاری از هموطنان ما به شهادت رسیدند و این مسأله نیازمند دلجویی از مردم و خانوادههای جانباختگان است.
در چنین شرایطی چگونه میتوان انسجام ملی را حفظ و اعتماد آسیبدیده را احیا کرد؟
در آستانه انتخابات باید فضایی ایجاد شود که عِرق ملی و تعصب وطندوستی مردم تقویت شود و اعتمادشان جلب گردد تا وارد صحنه شوند. در غیر این صورت، اگر روال عادی طی شود و اقدام مؤثری صورت نگیرد، معلوم نیست انتخابات پرشوری داشته باشیم. دولت باید تحول ایجاد کند و با استفاده از اختیارات خود، رضایت و اعتماد مردم را جلب کند. صرف اینکه بگوییم جانباختگان شهید محسوب میشوند، اقدام خوبی است اما کافی نیست. باید اقدامات مؤثری از سوی دولت، مجلس و قوه قضائیه صورت گیرد.
آیا حزب جمهوریت برای انتخابات شوراها برنامه و فهرست انتخاباتی دارد؟
حزب جمهوریت به رسالت حزبی خود اعتقاد دارد و بر این باور است که اگر احزاب فعال و قدرتمند باشند، کشور متحول میشود و رضایت مردم افزایش مییابد. ما معتقدیم انتخابات در نظام حزبی معنا و مفهوم پیدا میکند و در نظام غیرحزبی، بیشتر تحت تأثیر قدرت و ثروت قرار میگیرد. از زمانی که اعلام شد باید وارد صحنه شویم، ستاد تبلیغات انتخاباتی را در تهران و استانها تشکیل دادیم و اعلام کردیم هر یک از اعضای حزب که خود را واجد شرایط میدانند، میتوانند نامزد شوند و ما در حد توان از آنها حمایت میکنیم. تعداد قابل توجهی از اعضای حزب در تهران و استانها نامزد شدهاند. البته فهرست ما منحصر به اعضای حزب نیست و افرادی را که واجد شرایط و توانمند بدانیم نیز در فهرست قرار خواهیم داد. در تهران نیز قرار است انتخابات بهصورت تناسبی برگزار شود و به احزاب فهرست داده شود. فهرست ما در حال آمادهسازی است تا در زمان مقرر ارائه شود. همچنین شورای هماهنگی احزاب اصلاحطلب که سابقهای نزدیک به ۳۰ سال دارد و در مقطعی کمفعال شده بود، احیا شده و جلسات مشترکی برای اعلام فهرست واحد برگزار میکند. ستاد مشترک نیز تشکیل شده و در حال فعالیت است.
راهکار شما برای تخصصگرایی در مدیریت شهری یا سیاستزدایی از مدیریت شهری چیست و تفاوت آن با حزبیگرایی در چیست؟
نباید دچار افراط و تفریط شویم. نه میتوان کشور را صرفاً سیاسی اداره کرد و نه میتوان سیاست را بهکلی کنار گذاشت و فقط به مسائل عمرانی، اجتماعی یا فرهنگی پرداخت. همه این ابعاد باید در کنار هم دیده شوند. جامعه نمیتواند صددرصد سیاسی یا صددرصد اقتصادی و عمرانی باشد. در انتخابات نیز نباید صرفاً به گرایش سیاسی اکتفا کرد. نامزدهای ما ممکن است همگی عضو حزب نباشند، اما اگر متخصص و شایسته باشند، از آنها حمایت میکنیم. البته لازم است فهم و تحلیل سیاسی نیز داشته باشند. فهم سیاسی با سیاسیکاری متفاوت است. فردی که هیچ تخصصی ندارد، صرفاً به دلیل سیاسی بودن نباید وارد شورا شود. اعضای شورا باید تخصص و توانایی مدیریت بخشی از مسائل اجتماعی و شهری را داشته باشند و بتوانند خدمات مؤثری به مردم ارائه دهند.

