سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی:
روزانه معادل یک اتوبوس بین شهری در تصادفات کشته میشوند
محدثه جعفری
گروه اجتماعی
تصادفات رانندگی سالانه 30 میلیارد دلار خسارت به کشور وارد میکند که شامل هزینه درمان، توانبخشی، بیمه، ازکارافتادگی و کاهش بهرهوری است. به گفته مسئولان وزارت بهداشت، 18 میلیارد تومان هزینه اجتماعی مرگ هر انسان است؛ اما این رقم قیمت جان شهروندان نیست، بلکه ابزار سیاستگذاری برای نشان دادن بزرگی یک فاجعه است؛ فاجعهای که در گرو اصلاح چهار ضلعی جاده، خودرو، قانون و رفتار است. با این اوصاف، اگر به افزایش سرعت در رانندگی نگاهی بیندازیم، هر 5 درصد افزایش سرعت میتواند حدود 20 درصد احتمال مرگ را افزایش دهد.
دکتر حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، درباره آمار بالای تصادفات به «ایران» میگوید:«طبق دادههای رسمی سازمان پزشکی قانونی در سال 1402 بیش از 20 هزار نفر در تصادفات جادهای و شهری جان باختند. برآوردهای اولیه در سال 1403 هم عددی در همین حدود یا کمی بالاتر را نشان میدهد؛ یعنی روزانه حدود 55 نفر از هموطنانمان بر اثر تصادف فوت میکنند. اینکه گفته میشود روزی 55 نفر، یعنی هر روز معادل یک اتوبوس بینشهری پر از جمعیت از بین میرود و سالانه معادل سقوط حدود 65 هواپیمای پهنپیکر مانند Boeing 777 با ظرفیت تقریبی 300 نفر در کشور کشته میشوند.»
او با بیان اینکه در 20 سال اخیر حدود 400 هزار نفر در تصادفات فوت کردهاند، توضیح میدهد:«این عدد معادل جمعیت یک شهر متوسط است. یعنی در دو دهه گذشته، معادل یک شهر کامل از نقشه انسانی کشور کم شده است. همچنین حدود 6 میلیون نفر دچار مصدومیت شدهاند که تجربه آسیب جدی تصادف را داشتهاند.»
چهار عامل اصلی
ایجاد تصادفات جادهای
دکتر کرمانپور با اشاره به چهار عامل اصلی در ایجاد تصادفات در کشور میگوید:«جاده، خودرو، قانون و رفتار چهار عاملی هستند که باید در مورد آنها بازنگری انجام شود. اگر بخواهیم به جادههای کشور نگاهی بیندازیم، بیش از 3 هزار نقطه حادثهخیز توسط پلیس و وزارت راه و شهرسازی شناسایی شده است. برآوردها نشان میدهد حدود 30 درصد فوتیها در همین نقاط رخ میدهد. اصلاح این نقاط نیازمند اصلاح هندسی، روشنایی، جداکننده میانی، تقاطع غیرهمسطح و تأمین اعتبار پایدار است. بخشی از این نقاط حادثهخیز اصلاح شده، اما نه با سرعت کافی نسبت به رشد خودرو و سفرهای جادهای، به همین دلیل عامل جاده بسیار مهم است. اگر به صنایع خودروسازی نگاهی بیندازیم، درصد قابلتوجهی از فوتیها، «در صحنه تصادف» جان میبازند؛ یعنی شدت ضربه بالا بوده یا سازه خودرو در جذب انرژی برخورد، ناکارآمد عمل کرده است.»
او میگوید:«سهم بالای خودروهای فاقد استانداردهای کامل و ایمنی غیرفعال (بدنه مقاوم، کیسه هوا و ESC) در مرگهایی که سر صحنه تصادفات رخ میدهد، قابل انکار نیست. وقتی برخورد در سرعت 100 کیلومتر رخ میدهد، انرژی آزاد شده معادل سقوط از چندین طبقه ساختمان است. خودرو باید این انرژی را جذب کند؛ اگر نکند، بدن انسان قربانی میشود. در این میان نقش قانون و اجرای آن بسیار قابل توجه است؛ البته قانون وجود دارد اما اجرای پایدار، هوشمند و بدون تبعیض مهم است.»
سهم 90 درصدی عامل انسانی
در تصادفات
سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درباره رفتار انسانی و تأثیر آن بر تصادفات جادهای نیز میگوید:«بر اساس دادههای پلیس، عامل انسانی سهم بالای 80 تا 90 درصدی دارد. یعنی شروعکننده حادثه غالباً خطای راننده است که با سرعت، سبقت، خستگی، خوابآلودگی و حواسپرتی تصادف رخ میدهد. اما نباید از این نکته غافل شویم که «علت شروع» با «شدت پیامد» فرق دارد. با وجود خطای راننده، اگر سرعت پایین باشد و خودرو ایمن، سانحه الزاماً به مرگ منجر نمیشود.»
دکتر کرمانپور با اشاره به اینکه ادراک خطر، حلقه گمشده تصادفات جادهای است، میگوید:«مغز انسان برای سرعت 30 کیلومتر بر ساعت تکامل یافته، نه 120 کیلومتر بر ساعت؛ به همین دلیل چند خطای شناختی در رانندگی فعال میشود. در ابتدا توهم کنترل، چون پشت فرمان هستیم، فکر میکنیم اوضاع تحت کنترل است. در مرحله بعد، عادتپذیری است. بارها تخلف کردهایم و زنده ماندهایم، پس خطر را واقعی نمیبینیم. خوشبینی کاذب، سومین خطای شناختی است؛ اکثر افراد خود را رانندهای بهتر از میانگین میدانند و این موضوع از نظر آماری غیرممکن است. موضوع بعدی، افزایش فقط 10 کیلومتر بر ساعت سرعت بالاتر از حد مجاز است که از نظر ذهنی کوچک میدانیم، اما این را نمیدانیم همین 10 کیلومتر، انرژی برخورد را به شکل تصاعدی بالا میبرد. با این اوصاف، هر 5 درصد افزایش سرعت متوسط، میتواند تا حدود 20 درصد مرگ را افزایش دهد.»
نقش سرنشینها
در ایجاد یا کاهش تصادف
چرا 30 کیلومتری شهرها خطرناک است؟ سخنگوی وزارت بهداشت در اینباره میگوید:«بخش قابلتوجهی از تصادفات در کمربندیها و 30 کیلومتری شهرها رخ میدهد. راننده خسته شده و احساس رسیدن به مقصد دارد، همین خستگی افت تمرکز را برای فرد ایجاد میکند که باعث افزایش سرعت خودرو میشود. ترکیب خستگی و اعتمادبهنفس کاذب، نقطه انفجار ریسک در رانندگی است. در این میان سرنشینان ماشین نقش اساسی دارند؛ آنها میتوانند عاملی برای تولید یا کاهش خطر باشند، به همین دلیل سرنشین در تصادفات بیاثر نیست. مطالعات نشان میدهد حضور دوستان همسن، بویژه در رانندگان جوان، احتمال رفتار پرخطر را بالا میبرد. تشویق به سبقت، شوخیهای حواسپرتکن یا حتی سکوت در برابر تخلف، مشارکت غیرمستقیم در تولید ریسک است.» به گفته او، سرنشینها همانقدر که عاملی برای ایجاد خطر هستند، به همان اندازه میتوانند بازدارنده باشند. تذکر درباره سرعت، یادآوری کمربند و پیشنهاد توقف هنگام خستگی، از جمله تذکراتی است که سرنشین یا همراه راننده میتواند به او بدهد. او در مورد اینکه چرا پویشها اثر فوری نمیگذارند، توضیح میدهد:«پویشهایی مانند «نه به تصادف» بدون پیوست اجرایی سختگیرانه و اصلاح زیرساخت، اثر محدود دارند. فرهنگسازی بدون نظارت مؤثر، مثل هشدار دادن در کنار پرتگاه بدون نصب نرده است. ما با یک مسأله چند بعدی روبهرو هستیم؛ انسان خطاپذیر است، فیزیک بیرحم است، زیرساخت کامل نیست، خودرو همیشه محافظت کافی نمیکند و اجرای قانون ناپایدار است. اگر فقط یکی از این اضلاع اصلاح شود، مرگ کم نمیشود. تجربه جهانی نشان میدهد کاهش پایدار تلفات نیازمند برنامه 10 تا 20 ساله، سرمایهگذاری مستمر، کنترل هوشمند سرعت، استاندارد سخت خودرو و اصلاح جدی نقاط حادثهخیز است. ایمنی جادهای، آزمون بلوغ حکمرانی و بلوغ رفتاری جامعه است؛ جایی که روانشناسی، اقتصاد و فیزیک به هم میرسند.»
برش
18 میلیارد تومان هزینه اجتماعی هر مرگ
سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درباره بار اقتصادی تصادفات توضیح میدهد:«برآوردهای بینالمللی هزینه تصادفات را 3 تا 7 درصد تولید ناخالص داخلی میدانند. اگر GDP -تولید ناخالص ملی- ایران حدود 400 میلیارد دلار باشد، 28 تا 30 میلیارد دلار خسارت سالانه در این موضوع قابل تصور است. این شامل هزینه درمان، توانبخشی، بیمه، ازکارافتادگی و کاهش بهرهوری است. عدد 18 میلیارد تومان بهعنوان هزینه اجتماعی هر مرگ، با در نظر گرفتن عمر مفید اقتصادی از دسترفته و هزینههای مستقیم و غیرمستقیم، در محدوده برآوردهای اقتصاد سلامت قرار میگیرد. این رقم «قیمت جان» نیست؛ ابزار سیاستگذاری برای نشان دادن بزرگی فاجعه است.»
درمان مصدومان طبق قانون از محل بیمه شخص ثالث و منابع عمومی تأمین میشود. دکتر کرمانپور در اینباره میگوید: «تصادفات از پرهزینهترین گروههای بستری در بیمارستانهای دولتی است. هر مصدوم میتواند صدها میلیون تومان هزینه مستقیم ایجاد کند؛ آسیب نخاعی هم دههها هزینه توانبخشی برای نظام سلامت کشور است.»

