پایان سرقت های ۲۵ ثانیه ای دزد پرشیا

گروه حوادث: مرضیه همایونی/سارقی که در کمتر از 25 ثانیه پژو پرشیا سرقت می‌کرد به خاطر اختلاف با یکی از شاگردانش لو رفت.
به گزارش« ایران»، با گزارش سرقت‌های سریالی خودروهای پژو پرشیا در تهران تحقیقات به دستور بازپرس امیرحسین شریفی‌وند آغاز و در بررسی‌ها مشخص شد خودروهای مسروقه اغلب سیستم امنیتی داشته و بیشتر آنها مجهز به دزدگیر بودند. 
با شروع تحقیقات یکی از شاکی‌ها به پلیس مراجعه کرد و سرنخی را در اختیار مأموران قرار داد، چند روز قبل خودروی پژوام به سرقت رفت و دوربین‌ها نشان می‌داد که دو نفر سناریوی سرقت را اجرا کرده‌اند. صبح امروز وقتی از خانه خارج شدم مرد موتور سواری که کلاه به سر داشت به سمت من آمد و نامه‌ای را به من داد و فرار کرد. داخل نامه مشخصات و شماره تماس مردی بود و زیر آن نوشته شده بود که سارق ماشین شما آرش است.
به‌دنبال اطلاعاتی که مالباخته در اختیار مأموران قرار داد، هویت آرش استعلام و معلوم شد مرد جوان به اتهام سرقت‌های متعدد چندین بار بازداشت شده است. کارآگاهان پس از هماهنگی‌های لازم با بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت، وارد عمل شده و آرش را بازداشت کردند.
مرد جوان ابتدا منکر سرقت بود اما در بازرسی از خانه‌اش 10 کامپیوتر خودروی پرشیا به‌دست آمد که شماره و کد آن پاک شده بود. با به‌دست آمدن وسایل سرقتی، مرد جوان به ناچار لب به اعتراف گشود و به سرقت‌های سریالی خودروی پژو پرشیا اعتراف کرد. 

اعترافات سارق
سارق حرفه‌ای که به قول خودش فقط در 25 ثانیه سرقت می‌کند درباره شگردش گفت: «در کاپوت را با سیم باز می‌کنم و دزدگیر را از کار انداخته و با سیمی که شبیه سوئیچ است ماشین را روشن می‌کنم. تمام این کار کمتر از 25 ثانیه طول می‌کشد.
این روش را از کی یاد گرفتی؟
 اولین باری که به زندان افتادم هم سلولی‌ام از آن سارقان کهنه کار بود و به قول خودش ماشین را در چشم برهم زدنی به سرقت می‌برد. او ناراحتی قلبی داشت و می‌گفت آفتاب لب بوم است او در زندان به من این شیوه سرقت را یاد داد.
چه خودروهایی را سرقت می‌کنی؟
فقط پژو پارس. 
چه شد که سارق شدی؟
من قبلاً در تئاتر کار می‌کردم اما پول زیادی نداشت آن هم برای ما که تازه کار بودیم. در دوران کرونا هم اوضاع خیلی بدتر و کار و کاسبی کساد شد. بدتر از همه در میهمانی‌های شبانه معتاد شدم و هزینه تأمین مواد مخدر هم به مشکلاتم اضافه شد. اولین بار گوشی تلفن همراه یک بچه را از دستش سرقت کردم. پای پیاده در حال فرار بودم که موتور سواری توقف و مرا سوار موتورش کرد. او هم سارق بود. بعد از آن باهم گوشی قاپی می‌کردیم. 
با خودروهای سرقتی چه می‌کردی؟
200 تا 300 میلیون تومان می‌فروختم. مالخرم ماشین‌ها را به شهرهای مرزی می‌فرستاد. خودروهای پرشیا به درد قاچاق‌برها می‌خورد.
می دانی چطور لو رفتی؟
کسی که قرار بود به او آموزش سرقت بدهم مرا لو داد. من همیشه در سرقت‌ها تکرو هستم فقط یک دفعه با هاشم برای سرقت رفتم. قرار بر این بود که هاشم با من بیاید و شیوه و شگردها را یاد بگیرد. اما بعد از سرقت از من سهم خواست و به من گفت باید نصف پول فروش ماشین را به او بدهم. من مخالفت کردم و گفتم بابت آموزش دزدی باید به من پول هم بدهی. همین مسأله باعث کینه بین ما شد 
و مرا لو داد.
همیشه آموزش سرقت می‌دهی؟
نه این یک‌بار هم اشتباه کردم. یکی از دوستان قدیمی‌ام سفارش کرد و من به ناچار قبول کردم. 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و شصت و هفت
 - شماره هشت هزار و نهصد و شصت و هفت - ۰۵ اسفند ۱۴۰۴