مریم سعادت در گفتوگو با «ایران» از بزرگترین چالش تئاتر کودک میگوید
تئاتر کودک حرفهای شود، به سبد فرهنگی خانوادهها اضافه میشود
سالهاست تئاتر کودک در ایران میان علاقه و فراموشی معلق مانده است؛ نه آنقدر جدی گرفته میشود که به یک جریان پایدار تبدیل شود و نه آنقدر رها شده که بتوان از آن چشم پوشید.
در روزگاری که کودکان و نوجوانان بیش از هر زمان دیگری در محاصره تصویر، سرگرمیهای دیجیتال و روایتهای سریع و کمعمق قرار گرفتهاند، تئاتر کودک میتوانست یکی از امنترین و زندهترین فضاهای مواجهه با تخیل، اندیشه و تجربه جمعی باشد؛ اما واقعیت این است که این حوزه هنوز با کمبود نیرو، نبود حمایت، ضعف زیرساخت و نداشتن برنامهای منسجم دستوپنجه نرم میکند. درست در همین نقطه است که مراکز دولتی و شبه دولتی میتوانند با محور قرار دادن تئاتر کودک به عنوان یکی از دغدغههای خود، در این حوزه نقش ایفا کنند.
مرکز تئاتر کودک سوره امید حوزه هنری یکی از نهادهایی است که با تشکیل شورای سیاستگذاری تئاتر کودک و نوجوان تلاش کرده دین خود را به این بخش ایفا کند. مریم سعادت یکی از اعضای این شورا است که سالها در حوزه تئاتر کودک و نوجوان فعال بوده است. پیرامون مباحث مربوط به تئاتر کودک و نوجوان با او به گفتوگو نشستیم. سعادت در این گفتوگو از فاصله عمیقی میگوید که میان ظرفیتهای تئاتر کودک و جایگاهی که اکنون در آن ایستاده، وجود دارد.
سعادت با بیان اینکه فاصله میان ایدهها و واقعیتها در حوزه تئاتر کودک، بزرگترین چالش این حوزه است، گفت: «این فاصله هم به کمبود نیروی فعال و هم به شرایط اقتصادی و ساختاری مربوط میشود. در واقع اکنون تعداد کسانی که بهطور جدی در حوزه تئاتر کودک کار میکنند، حتی در شهری مثل تهران که مرکز تجمع هنرمندان تئاتر محسوب میشود نیز هنوز کم است. این کمبود، فقط عددی نیست، بلکه به معنای نبود رقابت، نبود تنوع و در نهایت، کاهش کیفیت است. تئاتر کودک زمانی میتواند نفس بکشد که گروههای متعدد، نگاههای مختلف و جریانهای متنوع در آن فعال باشند.»
او همچنین درباره تحلیل وضعیت فعلی بیان کرد: «در دوران کرونا، تئاتر اولین چراغ هنری بود که خاموش شد و آخرین چراغی که دوباره روشن شد. پیش از کرونا، تئاتر ایران، چه در حوزه بزرگسال و چه کودک، در مسیر رشد و شکوفایی قرار داشت؛ نه اینکه به نقطه ایدهآل رسیده باشد، اما نشانههای پیشرفت بهوضوح دیده میشد. با شیوع ویروس کرونا و تعطیلی که به دنبال این اتفاق رخ داد، این روند ناگهان متوقف شد و بازگشت از آن توقف، کند و فرسایشی بود. اکنون اگرچه دوباره حرکتهایی دیده میشود، اما هنوز فاصله زیادی با آن انرژی و رونق گذشته وجود دارد.»
این بازیگر تئاتر ادامه داد: «در این میان، تئاتر کودک و بویژه نوجوان، بیش از همه آسیب دید. حوزه نوجوان در عمل مظلومترین بخش تئاتر است؛ نه کودک حساب میشود و نه بزرگسال و همین بلاتکلیفی باعث شده کمتر مورد توجه قرار گیرد. در حالی که نوجوان امروز، پیچیدهتر، آگاهتر و مطالبهگرتر از گذشته است و اگر تئاتر نتواند با زبان او حرف بزند، بهسادگی کنار گذاشته میشود.»
سعادت در بخش دیگری از صحبتهایش به مسأله اقتصاد تئاتر کودک اشاره کرد و گفت: «روزگاری بود که گروهها میتوانستند ماهها تمرین کنند. در واقع مدتی از جیب خرج میکردند اما پروسه تمرین را کوتاه نمیکردند. زیرا امیدی به بازگشت سرمایه و ادامه مسیر وجود داشت. اما امروز شرایط تغییرکرده است. گروههایی که بخواهند صرفاً از روی علاقه سراغ تئاتر کودک بروند، اگر پشتوانه مالی نداشته باشند، خیلی زود از پا میافتند. سالنهای کوچک، ظرفیتهای محدود، فروش بلیت اندک و نبود حمایت جدی، معادله را بهشدت دشوار کرده است. کنار هم گذاشتن این اعداد و واقعیتها، نشان میدهد که بدون حمایت، ادامه دادن تقریباً نشدنی است.»
او افزود: «با این حال فضا کاملاً ناامیدانه نیست. از هر فرصتی که بتواند به رشد تئاتر کودک کمک کند، باید استقبال کرد. به عنوان مثال اکنون مؤسسه فرهنگی سوره امید حوزه هنری حمایتهای خوبی در این بخش انجام داده است و نسبت به شکلگیری فضاهای تازه، رقابت سالم میان گروهها و فعال شدن سالنهای بیشتر تلاش میکند. به هر ترتیب اگر رقابت واقعی شکل بگیرد، کیفیت هم بالا میرود و مخاطب دوباره به سالنها برمیگردد.»
عضو شورای سیاستگذاری تئاتر کودک سوره امید حوزه هنری در ادامه تأکید کرد: «تئاتر کودک، اگر حرفهای شود، میتواند جایگاه خودش را در سبد فرهنگی خانوادهها پیدا کند؛ اما این حرفهای شدن، نیازمند برنامهریزی و شناخت دقیق مخاطب است.»
سعادت با اشاره به تجربه شخصیاش از مواجهه با نوجوانان نسل جدید، گفت: «فاصلهای که میان این نسل و نسلهای قبل وجود دارد، زمین تا آسمان است. همین تفاوت، ضرورت پژوهش مداوم و آسیبشناسی دقیق را دوچندان میکند. تئاتر کودک یک کار ساده یا صرفاً سرگرمکننده نیست. این حوزه نیازمند بررسیهای طولانیمدت، مطالعات روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی و البته آزمون و خطاست. اینکه چه موضوعی برای کودک امروز جذاب است، چه فرمی با او ارتباط برقرار میکند و چه زبانی او را پس نمیزند، پرسشهایی نیست که با حدس و سلیقه شخصی پاسخ داده شود. این موارد نیازمند کار جمعی، استمرار و نگاه جدی است؛ اتفاقی که هنوز در بسیاری از روندها رخ نمیدهد.»
این بازیگر در بخش پایانی صحبتهایش با تأکید بر اینکه در شرایط کنونی نیز به امکان پیشرفت در این حوزه باور دارد، بیان کرد: «همانطور که در تئاتر بزرگسال نشانههای یک حرکت رو به جلو دیده میشود، این اتفاق میتواند و باید در تئاتر کودک هم رخ دهد. آیندهای را تصور کنید که سالنهای کوچک و بزرگ فعال باشند، بخشی قابلتوجه از اجراها به تئاتر کودک اختصاص پیدا کند و این اجراها، نه از سر اجبار، بلکه از سر انتخاب و علاقه مخاطب پر شوند.»

