در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» برکناری ساپینتو و نبود ثبات روی نیمکت استقلال را بررسی میکند
سریال تکـــــــراری اخــــراج!
اخراج ساپینتو چندان دور از ذهن نبود. مدیران باشگاه، از مدتها پیش با این سرمربی پرتغالی دچار چالشهای جدی شده بودند و زمزمههای برکناری او بارها در رسانهها مطرح شد. با این حال، سرپرست مدیرعاملی باشگاه پیشتر هرگونه تلاش برای کنار گذاشتن ساپینتو را رد و بر حمایت کامل از سرمربی تیم فوتبال بزرگسالان تأکید کرده بود. اکنون اما، پس از حذف از آسیا، علی تاجرنیا با وجود مخالفت برخی اعضای هیأتمدیره، تصمیم به برکناری بیقیدوشرط او گرفت؛ تصمیمی که بیش از هر چیز، شائبه تصمیمگیریهای مقطعی و واکنشی را تقویت میکند.
ابهام در انتخاب جانشین ساپینتو، نگرانیها در اردوی آبی پوشان را دوچندان کرده است. آنچه از شواهد برمیآید، نشان میدهد مدیران استقلال هنوز به جمعبندی روشنی برای معرفی سرمربی جدید نرسیدهاند؛ وضعیتی که خاطرات تلخ فصل گذشته را زنده میکند و زمینه نارضایتی هواداران را فراهم میآورد. شتابزدگی در صدور حکم اخراج نیز میتواند تبعات فنی جبرانناپذیری بهدنبال داشته باشد؛ تا آنجا که حتی شانس قهرمانی در لیگ برتر را تحتالشعاع قرار دهد و فرصت بهرهبرداری را در اختیار رقبا بگذارد.
از دیدگاه مالی نیز این تصمیم کمهزینه نخواهد بود. باشگاه ناگزیر است تمامی مبلغ قرارداد مربی پرتغالی و دستیارانش را بهطور کامل پرداخت کند؛ رقمی که با توجه به جهش نرخ ارز، میتواند خسارتی سنگین بر پیکره باشگاه وارد سازد. در شرایطی که بسیاری از باشگاههای ایرانی با محدودیت منابع مالی دستوپنجه نرم میکنند، تحمیل چنین هزینهای بیش از پیش پرسشبرانگیز است.
در چنین فضایی، پرسش اساسی برای صاحبنظران و کارشناسان این است که آیا این سبک تصمیمگیری میتواند استقلال را از بحران عبور دهد یا صرفاً بازتولید همان مشکلات مزمن فصل گذشته است؟ تجربه ورزش حرفهای نشان داده ثبات در کادر فنی و اعطای فرصت منطقی به مربیان، بستر موفقیت را فراهم میکند؛ در مقابل، تصمیمهای هیجانی و فاقد پشتوانه کارشناسی، نهتنها راهگشا نیست بلکه تمرکز فنی تیم را مخدوش میسازد و آسیبپذیری آن را افزایش میدهد؛ آن هم در آستانه دیدار حساس برابر مس رفسنجان.
تا همین چندی پیش، این باور وجود داشت که باشگاههای حوزه خلیج فارس با برکناریهای مکرر مربیان، رکورددار بیثباتی در فوتبال آسیا هستند. اکنون اما به نظر میرسد استقلال با تغییر هفت سرمربی در کمتر از دو فصل، نشان داده است که هنوز به مفهومی به نام ثبات و اعتماد به مربی باور ندارد. استمرار این چرخه معیوب، نهتنها آینده فنی تیم را در هالهای از ابهام فرو میبرد، بلکه سرمایه اجتماعی باشگاه را نیز فرسوده میکند؛ سرمایهای که بازسازی آن بهمراتب دشوارتر از تغییر یک سرمربی است.

