انقلاب، مردم و خلأ تبیین برای نسل جدید

علیرضا زندیان
نماینده بیجار و عضو کمیسیون اقتصادی

انقلاب اسلامی ایران نه در خلأ شکل گرفت و نه محصول تصمیم یک گروه محدود بود. این انقلاب از بطن مردم برخاست، با حمایت گسترده آنان قوام گرفت و با رهبری حکیمانه امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. اما مرور مسیر ۴۷ ساله انقلاب نشان می‌دهد که این نظام سیاسی هرگز در شرایطی عادی و بدون چالش حرکت نکرده است. انقلابی که از دل یک حکومت سلطنتی استبدادی بیرون آمد، ناگزیر با مقاومت‌ها، تهدیدها و دشمنی‌های داخلی و خارجی مواجه شد. در سال‌های اول پس از پیروزی، ترورهای گسترده، شهادت مسئولان و نخبگان انقلاب، ماجرای طبس و تلاش برای کودتا، امنیت و ثبات نظام نوپا را نشانه گرفت. اندکی بعد، جنگ تحمیلی هشت‌ساله، سنگین‌ترین آزمون بقا را پیش روی جمهوری اسلامی قرار داد. پس از آن نیز کشور با مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، اقتصادی و تحریمی روبه‌رو شد؛ فشارهایی که از سوی قدرت‌هایی اعمال می‌شد که اساساً با ماهیت انقلاب اسلامی زاویه داشتند؛ چه در سطح منطقه و چه در سطح نظام بین‌الملل. با این حال، آنچه موجب شد جمهوری اسلامی در این مسیر پرسنگلاخ پابرجا بماند، اتکا به ظرفیت‌های داخلی و توجه به اقتصاد درون‌زا بود. خودکفایی در بسیاری از حوزه‌ها، از صنایع دفاعی تا کشاورزی و فناوری، به ایران امکان داد در برابر فشارهای بیرونی تاب‌آوری نشان دهد. اما در کنار این عوامل ساختاری، یک عنصر تعیین‌کننده همواره نقش اصلی را ایفا کرده است: مردم. مردم ایران در تمام این سال‌ها نشان داده‌اند که میان «اعتراض» و «عدول از اصل نظام» تفاوت قائل‌اند. اعتراض به گرانی، ناترازی‌های مدیریتی، رانت، فساد و ناکارآمدی‌ها همواره وجود داشته و بخشی از حیات اجتماعی کشور بوده است. اما این اعتراض‌ها به معنای پشت کردن به اصل انقلاب و نظام نبوده است. حضور مداوم مردم در بزنگاه‌هایی چون ۲۲ بهمن، ۱۳ آبان و دیگر مناسبت‌های ملی، نشان داده که جامعه ایرانی در لحظات حساس، اجازه تحقق توطئه‌ها را نداده است. با این همه، یک ضعف جدی در این میان قابل انکار نیست؛ ضعف در حوزه تبیین، بویژه برای نسل‌های جدید. در کنار میدان واقعی، امروز میدان مجازی به عرصه‌ای تعیین‌کننده تبدیل شده است. متأسفانه مراکز فرهنگی، تبلیغی و حتی نهادهای رسمی، از حوزه‌های علمیه گرفته تا دستگاه‌های آموزشی، نتوانسته‌اند دستاوردهای انقلاب، شرایط پیش از انقلاب و مسیر پرهزینه‌ای را که طی شده به‌درستی برای نسل‌های بعدی روایت کنند. نسلی که امروز ۱۳ یا ۱۴ سال دارد و اولین مواجهه‌های سیاسی خود را تجربه می‌کند، اغلب در معرض روایت‌هایی قرار می‌گیرد که در فضای مجازی تولید و بازنشر می‌شوند؛ روایت‌هایی که عمدتاً هیجانی، گزینشی و گاه تحریف‌شده‌اند. وقتی آموزش و پرورش، بیش از آنکه نهادی تربیتی باشد، به نهادی صرفاً کنکورمحور تقلیل می‌یابد، طبیعی است که خلأ پرورشی و هویتی خود را در بزنگاه‌های اجتماعی نشان دهد. ضعف فرهنگی و ضعف در تبیین، امروز یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی کشور است. این به معنای نفی دستاوردها نیست؛ بلکه نشانه ضرورت بازنگری در شیوه انتقال آنهاست. نسل جوان باید بداند این کشور از چه مسیری عبور کرده، چه هزینه‌هایی پرداخته و چه ظرفیت‌هایی در اختیار دارد. تقویت این پیوند نسلی، نه‌تنها ضامن پایداری اجتماعی، بلکه مکمل اقتداری است که امروز ایران در حوزه‌های نظامی، صنعتی و کشاورزی به دست آورده است. اقتداری که اگر با سرمایه اجتماعی آگاه و اقناع‌شده همراه شود، می‌تواند ایران را نه‌فقط در منطقه، بلکه در سطح جهانی به یکی از قطب‌های تأثیرگذار تبدیل کند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و پنجاه و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و پنجاه و شش - ۲۱ بهمن ۱۴۰۴