نیاز ضروری به تغییرات اساسی در ساختار فوتبال

داوود مهابادی
کارشناس فوتبال

فوتبال ایران در چند سال اخیر از منظر ساختاری، روزبه‌روز ضعیف‌تر شده است. در این سال‌ها، فوتبال کشور در زمینه پرورش استعدادهای درجه‌یک با چالش بزرگی مواجه بوده که مهم‌ترین دلیل آن به منافع مالی باشگاه‌ها بازمی‌گردد؛ به‌گونه‌ای که فرآیند بازیکن‌سازی در باشگاه‌ها به‌شدت تحت تأثیر ملاحظات مالی قرار گرفته است. در واقع، امروز برای بسیاری از باشگاه‌ها و حتی بازیکنان، منفعت مالی اولویت بیشتری نسبت به توسعه فنی و آینده‌سازی دارد. تقریباً اکثر باشگاه‌ها از به‌کارگیری مربیان استعدادیاب برای کشف و پرورش استعدادهای جوان غفلت می‌کنند و حتی در مواردی که بازیکن جوان و مستعدی نیز شناسایی و ساخته می‌شود، حمایت لازم از او صورت نمی‌گیرد؛ چرا که باشگاه‌ها اغلب منافع مالی خود را بر رشد و پیشرفت بازیکن ترجیح می‌دهند. این کوتاهی‌ها تنها به بی‌توجهی و عدم حمایت از بازیکنان جوان محدود نمی‌شود، بلکه مربیان زبده و کاربلد نیز در تعامل با باشگاه‌ها با چالش‌های جدی مواجه هستند و در بسیاری از موارد، باشگاه‌ها به‌راحتی مربیانی را که برای تیم زحمت کشیده‌اند، کنار می‌گذارند.
علاوه بر نادیده گرفتن نیروی انسانی، لیگ فوتبال ایران در زمینه برگزاری مسابقات نیز با مشکلات متعددی روبه‌روست. ورزشگاه آزادی که سال‌ها به‌دلیل بازسازی از دسترس خارج شده و سایر ورزشگاه‌ها نیز از شرایط استاندارد و مطلوب برخوردار نیستند، نمونه‌ای از این چالش‌ها به شمار می‌رود. حتی دو تیم پرطرفدار استقلال و پرسپولیس که به‌عنوان نماد فوتبال ایران شناخته می‌شوند، از امکانات و شرایط استاندارد برای میزبانی مسابقات خود برخوردار نیستند.
موضوع بازیکنان خارجی حاضر در لیگ ایران نیز چالش دیگری را رقم زده است. هرچند در فصل جاری، بازیکنان خارجی از کیفیت بهتری نسبت به گذشته برخوردار بوده‌اند، اما همچنان از میان پنج بازیکن خارجی، دست‌کم دو بازیکن از سطح فنی پایینی برخوردارند. این در حالی است که باشگاه‌ها می‌توانند به‌جای عقد قرارداد با بازیکنان خارجی بی‌کیفیت، فرصت بیشتری در اختیار بازیکنان جوان قرار دهند تا شرایط فنی آنها به‌مراتب بهبود یابد. در وضعیت کنونی، فوتبال ایران در عمل خالی از ستاره شده است و در تیم ملی، مهدی طارمی و سردار آزمون تنها ستاره‌های باقی‌مانده محسوب می‌شوند. سردار آزمون به‌دلیل مصدومیت، وضعیت نامشخصی دارد و مهدی طارمی نیز با نوسان‌هایی در عملکرد خود مواجه است. از سوی دیگر، بازیکنان جوان هنوز به سطح استانداردی نرسیده‌اند که بتوانند به‌عنوان مهره‌های اصلی و تعیین‌کننده در تیم ملی ایفای نقش کنند. بی‌تردید، عدم حضور فوتبالیست‌های ایرانی در لیگ‌های درجه‌یک اروپا ارتباط مستقیمی با افت فوتبال ایران دارد. در مقطعی که محمد مایلی‌کهن هدایت تیم ملی را برعهده داشت، بسیاری از بازیکنان جوان همچون مهدی مهدوی‌کیا، زنده‌یاد مهرداد میناوند و فرهاد مجیدی به میدان رفتند و نسل جدیدی از فوتبال ایران شکل گرفت؛ نسلی که سالیان متمادی برای فوتبال کشور افتخارآفرینی کرد. فوتبال ایران پس از آن نیز نسلی موفق با بازیکنانی مانند جواد نکونام را تجربه کرد، اما در نسل فعلی، بازیکنان درجه‌یک به‌ندرت یافت می‌شوند. با توجه به این شرایط، فوتبال ایران به‌جای حرکت در مسیر پیشرفت، دچار پسرفت شده است و اغراق نخواهد بود اگر فوتبال ایران را در حال حاضر، فوتبالی در سطح درجه دو قاره آسیا بدانیم. فدراسیون فوتبال برای نجات این رشته از سرنوشت نگران‌کننده کنونی، ناگزیر است به‌صورت جدی به توسعه و نوسازی زیرساخت‌ها بپردازد و همچنین باشگاه‌داری را بر اساس معیارها و الزامات کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) سامان دهد تا به‌تدریج فوتبال حرفه‌ای در ایران شکل منسجم‌تری به خود بگیرد و مسیر پیشرفت دوباره هموار شود.