جشنواره چهل و چهارم تئاتر فجر در مروری کوتاه
جشنوارهای که آرام گذشت، اما بیصدا نبود
چهلوچهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، حالا به ایستگاه پایانی رسیده و قرار است با مراسم اختتامیه، پروندهاش بسته شود؛ جشنوارهای که شاید از بیرون، کمهیجانتر از برخی دورههای پیش به نظر میرسید، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، واجد نشانههایی است که نمیشود بهسادگی از کنارشان گذشت. این دوره، نه جشنوارهای پرحاشیه بود و نه مدعی اتفاقی بزرگ؛ اما در سکوت و آرامش نسبیاش، تصویری واقعگرایانه از وضعیت امروز تئاتر ایران ارائه داد.
در روزهایی که سالنها میزبان اجراهای متنوع بودند، آنچه بیش از هر چیز جلبتوجه میکرد، «تداوم» بود. تداوم اجرا، تداوم تلاش گروهها. جشنواره امسال، بیش از آنکه بخواهد فریاد بزند، ترجیح داد آرام حرف بزند؛ انتخابی که میشود هم آن را نقطه قوت دانست و هم نشانهای از محافظهکاری.
از منظر کمی، جشنواره دستِکم گرفته نشده است؛ حضور آثار صحنهای، خیابانی، بخش فراگیر و اجراهای وابسته به تماشاخانههای خصوصی، نشان میدهد که بدنه اجرایی فعال بوده و برنامهریزی صورت گرفته است. بویژه حضور گروههای استانی و آثاری که از دل جشنوارههای منطقهای و بومی به تهران رسیدند، یادآور این نکته بود که تئاتر ایران فقط در چند خیابان مرکزی خلاصه نمیشود. همین دیدهشدن، برای بسیاری از گروهها، خودِ جشنواره است.
اما جشنواره فجر، صرفاً محل اجرا نیست؛ یا دستکم نباید فقط به این نقش قناعت کند. فجر در تعریف تاریخیاش، قرار بوده ویترین، تریبون و حتی گاهی آینهای باشد که وضعیت تئاتر را با همه تناقضها و تنشهایش بازتاب دهد. در این دوره، این وجه کمتر پررنگ بود. نه به این معنا که آثار ضعیف یا بیکیفیت بودند، بلکه از این جهت که اغلب نمایشها در محدوده امن خود باقی ماندند؛ محترم، قابلقبول، اما کمریسک.
بخش قابلتوجهی از اجراها به سراغ متون کلاسیک، روایتهای اسطورهای یا ساختارهای آشنا رفتند. این انتخاب، از یکسو نشاندهنده توجه به ریشهها و سنتهاست و از سوی دیگر، گویی ترجیح به عبور بیدردسر از اکنون دارد. مسأله نه بازگشت به گذشته، بلکه نسبت این گذشته با امروز است؛ نسبتی که در برخی آثار روشن و زنده بود و در برخی دیگر، در حد یک بازخوانی بیخطر باقی ماند.
تئاتـــــر خیابانـــــی، طبـــــق انتظار، پرجنبوجوشترین بخش جشنواره بود؛ ارتباط مستقیم با مخاطب، حذف فاصله و واکنشهای بیواسطه.
بخش فراگیر، از حیث ایده، یکی از نقاط امیدوارکننده جشنواره است؛ تلاشی برای حضور گروههایی که معمولاً دیده نمیشوند. اما همچنان این پرسش باقی است که این حضور چه سرنوشتی بعد از جشنواره پیدا میکند. اگر فراگیر فقط به یک قاب موقت محدود شود، خطر تبدیلشدن به یک عنوان نمادین را دارد؛ عنوانی که حس خوب میسازد، اما الزاماً مسیر تازهای باز نمیکند.
با اینهمه، نباید از نکات مثبت جشنواره غافل شد. اینکه فجر امسال بدون تنشهای فرساینده برگزار شد، اینکه اجراها بهموقع روی صحنه رفتند، اینکه مخاطب- اگر نه با شور سابق- همچنان در سالنها حضور داشت، نشانههایی از ثباتاند؛ ثباتی که شاید برای جهش کافی نباشد، اما برای بقا ضروری است.
مراسم اختتامیه امشب، طبیعتاً با معرفی برگزیدگان همراه خواهد بود؛ انتخابهایی که فارغ از موافقت یا مخالفتها، بیش از هر چیز نشاندهنده نگاه داوران به همین «میانهروی» غالب جشنواره است. احتمالاً آثاری مورد توجه قرار میگیرند که تعادل میان فرم، محتوا و اجرا را حفظ کردهاند؛ آثاری که نه جنجالساز بودهاند و نه بیاثر.
چهلوچهارمین جشنواره تئاتر فجر، شاید جشنوارهای نباشد که سالها بعد با چند اجرا یا اتفاق خاص به یاد آورده شود، اما به عنوان یک مقطع، تصویری دقیق از وضعیت کنونی تئاتر ایران ارائه میدهد: تئاتری پرتلاش، محتاط و در انتظار پرسشی بزرگتر.

