کارشناسان سیاست خارجی و حقوق بین الملل در یادداشت های جداگانه برای «ایران» بررسی کردند
واکاوی ابعاد حقوقی و سیاسی اقدام ضد ایرانی اروپا
گروه دیپلماسی / اتحادیه اروپا با اتخاذ تصمیمی بحثبرانگیز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در فهرست گروههای تروریستی جای داد. این اقدام که روز پنجشنبه و پس از نشست وزرای خارجه اتحادیه به صورت رسمی اعلام شد، نه فقط یک عنوانگذاری حقوقی، که اقدام ضد ایرانی اروپا بود. سیدرسول موسوی، سفیر پیشین ایران در فنلاند در یادداشتی، این تصمیم را «اشتباهی راهبردی» میخواند و معتقد است اروپا در ضعیفترین موقعیت سیاسی و امنیتی خود، میخواهد با این حرکت، گامی در مسیر «پر کردن شکاف آتلانتیک» بردارد. او با اشاره به اظهارات صریح کمیسیونر سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره «هدف فشار بر حکومت ایران»، ماهیت سیاسی این تصمیم را آشکار میداند و هشدار میدهد که اروپا «آینده این فرآیند را نمیداند». از نگاه او، این کار بیسابقه، بدعتی خطرناک در حقوق بینالملل است که به جای مهار تروریسم، اعتبار نهادهای بینالمللی را بیشتر خدشهدار خواهد کرد. علی مسعودیان پژوهشگر حقوق بینالملل نیز با یادداشتی حقوقی، پایههای مفهومی این تصمیم را به چالش میکشد. او با استدلالی مبتنی بر نبود تعریف جامع و مورد اجماع از «تروریسم» در حقوق بینالملل، این اقدام را نماد «استانداردهای دوگانه» غرب میداند؛ استانداردهایی که در آن عضویت یک چهره سابق در گروههای مرتبط با القاعده مانع از نمایندگی سیاسی او در سوریه تحت حمایت غرب نمیشود، اما نیروی رسمی دفاعی یک کشور «تروریستی» خوانده میشود. مسعودیان با اشاره به اصل ۱۵۰ قانون اساسی ایران، بر این نکته تأکید میورزد که سپاه، جزئی لاینفک از حاکمیت ملی است و برچسبزنی به آن، نه تنها منطق حقوقی مستحکمی ندارد، که حتی میتواند به ضرر خود غرب تمام شود و مسئولیتهای بینالمللی را مخدوش کند.
غرب و بازی دوگانه حقوق بینالملل: استانداردهای متناقض در عمل
علی مسعودیان
پژوهشگر حقوق بینالملل
گزاف نیست اگر بگوییم «تروریسم» هنوز تعریف مشخصی در حقوق بینالملل ندارد. اگر یک مفهوم به صورت عینی مشخصهها و الزامات خاصی که مورد قبول کل جامعه بینالمللی قرار گرفته باشد را نداشته باشد، بیشتر در مسیر شخصیگرایی و سابجکتیویسم (قضاوت شخصی از واقعیت) حرکت میکنیم، مسیری که حقوق بینالملل با آن میانهای ندارد. تجربه عملی کشورها نشان داده است که تروریسم دانستن موجودیتهای نظامی و غیرنظامی، شخص حقیقی یا حقوقی، تماماً متأثر از سیاست خارجه کشورهای غربی بوده است. عمدتاً وزارت خارجه اکثر کشورهای غربی عهدهدار اعلام کردن تروریستی بودن یا نبودن یک موجودیتاند و در سطح اتحادیه اروپا نیز این مسأله وجود دارد. نکته اول که همواره هم اروپا و هم امریکا نسبت به آن بیتوجه بودهاند، ماهیت و رابطه ساختاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است. اصل ۱۵۰ قانون اساسی مُهر تأییدی بر این نقش و رابطه ساختاری است. بنابراین، سپاه پاسداران بخشی لاینفک از حاکمیت جمهوری اسلامی است و نه گروهی غیردولتی که منطقاً برچسبزنی تروریسم روی آن میبایست سوار گردد. رویه معمول این بوده است که تروریسم متضمن خشونت سازمانیافته غیردولتی است. تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران حتی بعضاً میتواند به ضرر خود طرفهای اروپایی و آمریکایی قلمداد گردد، از این جهت که هرگونه اقدام نظامی انجام شده توسط سپاه پاسداران مسئولیت بینالمللی برای جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت و بحث مسئولیت گروههای تروریستی مطرح خواهد شد.
نبود یک تعریف ثابت برای تروریسم دلایل متعددی میتواند داشته باشد، اما مهمترین آنها دو مورد ذیلاند:
یک: میان دولتها در جامعه بینالمللی روی یک تعریف ثابت از تروریسم وفاق وجود ندارد؛ و
دو: این سیاست نبود تعریف مسألهای است که غربیها آگاهانه پذیرفته و دنبال کردهاند، چرا که امکان سوءاستفاده از این مفهوم تعریفنشده را به آنها میدهد.
دقیقاً به همین سبب است که استانداردهای دوگانه جامعه بینالمللی را در این خصوص مشاهده میکنیم. شخصی مانند جولانی که سابقاً در گروههای ترویستی چون جبهةالنصرة وابسته به القاعده فعالیت میکرده، چون تغییر سیاست داد، از ترویستی بودن خارج شد و الان، مورد اعتماد غرب و نماینده کشور سوریه است. تفاوت بسیار برجستهای میان خارج شدن جولانی از وضعیت ترویستی به غیرتروریستی و وارد شدن سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی وجود دارد. اول، اینکه جولانی واقعاً عضو گروهی تروریستی بود که آن گروه مستقل از تمامی دولتها عمل میکرد و در ساختار نظامی هیچ کشوری تعریف نشده بود. اما این امر همان طور که اشاره شد درخصوص سپاه پاسداران موضوعیت ندارد چرا که بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی است. غرب بسیار دچار تناقض و استاندارد دوگانه در این خصوص است؛ در حال حاضر در شرایط کشور ما اگر افرادی مسلح (جدای از معترضین) به جنگ با نیروهای نظامی و نیروی انتظامی دولت اقدام کند، آشوب کرده و به اموال عمومی لطمه بزند، از طرف آمریکا و اروپا به عنوان افرادی قلمداد خواهند شد که برای تعیین سرنوشت و در جهت یک اقدام مشروع اقدام میکنند، اما همین امر درخصوص گروهی مثل حماس که ادعای آزادسازی فلسطین اشغالی توسط اسرائیل را دارد، کار تروریستی و غیر مشروع جلوه داده خواهد شد. طبیعتاً علت اینکه اولی تروریستی نیست و دومی تروریستی محسوب میشود، واضح است، اولی در راستای منافع غرب بوده و دومی نیست. به قول ارنستو چهگوارا، زمانی که بهعنوان پزشک فقرای کشورم را درمان میکردم به من میگفتند قهرمان! اما زمانی که اسلحه بهدست گرفتم تا به مبارزه با عامل اصلی فقر یا همان امپریالیسم بروم، به من گفتند تروریست.
در نهایت این گزینشی بودن تروریستی اعلام کردن در جامعه بینالمللی منجر به تضعیف حقوق بینالملل و نظم حقوقی بینالمللی خواهد شد. به طور خاص تروریستی اعلام کردن سپاه خطر عادیسازی برچسبگذاری نیروهای مسلح دولتی را نیز به همراه خواهد داشت. توجه به این نکته که نیروی قدس سپاه پاسداران خود فعالانه در مبارزه با داعش و بنا بر توافقهای امنیتی دوجانبه باکشورهای عراق و سوریه همکاری داشته است، این مسأله را نمایان میسازد که جمهوری اسلامی ایران خود مخالف تروریسم واقعی در منطقه است. داعشی که به گفته رئیس جمهوری فعلی امریکا توسط اوباما و کلینتون ایجاد شده و از آن حمایت مالی شده است.
اشتباه راهبردی اتحادیه اروپا
سیدرسول موسوی
سفیر سابق ایران در فنلاند و استونی
خانم کالاس استونیایی، کمیسیونر سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز پنجشنبه ٩ بهمن ماه در پایان نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا طی مصاحبهای کوتاه دو دقیقهای چهار موضوع قراردادن سپاه در فهرست تروریستی کشورهای عضو، کمک به بهبود شرایط در سوریه، حمایت از استقرار صلح در غزه و تحریم طرفین منازعه سودان را مطرح ساخت و گفت وزرای خارجه اتحادیه تصمیم گرفتند به منظور فشار بر حکومت ایران و حمایت از جامعه مدنی ایران سپاه پاسداران را در فهرست تروریستی کشورهای عضو قرار دهند و در مقابل سؤال خبرنگاری که پرسید آیا قراردادن سپاه در فهرست تروریستی به معنی حمایت اروپا از حمله نظامی آمریکا به ایران است پاسخ داد: اعلام تروریستی بودن سپاه به معنی قرار گرفتن فعالیت آنها در ذیل قوانین کیفری کشورهای عضو است و در مورد حمله باید گفت که منطقه به جنگ جدیدی نیاز ندارد. موضوع قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست بیاعتبار اتحادیه اروپا موضوعی است که بیش از دوسال پیش مطرح شد و در آن زمان شخصاً به شهید امیرعبداللهیان پیشنهاد دادم که اگر اروپاییها این حرف را میزنند خوب است ما هم مسئولیت حفظ امنیت سفارتخانههای اروپایی در تهران را به سپاه بدهیم تا آنها بدانند در تهران امنیت آنها چگونه تأمین میشود. شهید امیرعبداللهیان به دقت گوش دادند و البته در صحبتی نرمتر اعلام کردند که اگر اینگونه باشد باید وابستگان نظامی کشورهای اروپایی هم تهران را ترک کنند.
بعد از این صحبت شهید امیرعبداللهیان موضع کشورهای اروپایی مدتی به محاق رفت و حالا باز موضوع سر باز کرده است و جالب آنکه در جلسهای مطرح میشود که موضوع اول آن ایران و موضوع دوم سوریه با آن سوابق خاص است.
آنها به خودشان حتی زحمت ندادند که تحولات دو - سه سال منطقه را مطالعه کنند و بفهمند که اصلاً کانونهای تروریسم کجا بوده و ضد تروریستها چه کسانی بودند.
خانم کالاس در مصاحبه خود به صراحت اعلام کرد که به منظور فشار بر حکومت ایران، سپاه را در فهرست تروریستی قرار میدهند و با این سخن خود به صراحت سیاسی بودن تصمیم وزرای خارجه را با صدای بلند اعلام میدارد.
خانم کالاس نه تنها هیچ سندی درباره فعالیت تروریستی سپاه ارائه نمیکند بلکه هدف این اقدام اتحادیه را فشار سیاسی بر حکومت ایران و حمایت از جامعه مدنی اعلام میکند و چگونگی اجرا را به قوانین کیفری کشورهای عضو واگذار میکند.
امروز اتحادیه در ضعیفترین وضعیت سیاسی، امنیتی و نظامی خود است. اتحادیه سرمایه اخلاقی خود را با حمایت از جنایات جنگی نتانیاهو و سرمایه اقتصادی خود را با حمایت از جنگ بینتیجه اوکراین از دست داده است و به لحاظ نظامی هم که هیچوقت بدون آمریکا محلی از اعراب نداشته است و امروزه به صراحت ادعاهای توان نظامی اروپا توسط شخص ترامپ به سخره گرفته میشود.
ماهیت سیاسی تصمیم اروپا درباره قراردادن نام سپاه در فهرست نامعتبر تروریستی خود به این معنی است که همانگونه که با تصمیمی سیاسی سپاه در فهرست تروریستی قرار میگیرد در آینده هم با تصمیم سیاسی از فهرست خارج میشود اما یک مسأله را اروپا باید بداند که قرار دادن نیروی رسمی دفاعی یک کشور در فهرست نامعتبر خود بدعتی خطرناک در حقوق بینالملل و عرصه روابط بینالمللی است.
هرچند که باید با کمال تأسف بگوییم که با اقدامات ترامپ در عرصه بینالمللی اعتباری برای حقوق بینالملل نمانده است اما برای اروپای مدعی حمایت از حقوق و ارزشهای بینالمللی باید گفت که خود را درگیر فرآیندی کرده است که از آینده آن خبر ندارد.
اروپا برای پر کردن شکاف آتلانتیک شکاف بین خود و آسیا - آفریقا را بیشتر و بیشتر میکند و متوجه نیست که اروپا همسایه آسیا - آفریقاست و این همسایگی از طریق کشورهای اسلامی است. اروپا آنقدر غرق در بحران اوکراین در شرق خود شده است که نمیداند جنوب را دارد کلاً از دست میدهد.
سپاه پاسداران نیروی دفاعی ایران است و در تاریخ دویست ساله ایران تنها نیروی برخاسته از عمق لایههای اجتماعی جامعه ایران است که هیچگونه وابستگی به کشورهای دیگر برای تأمین نیازهای تسلیحاتی خود ندارد و نیرویی است خودکفا. پس اعلام اتحادیه هیچ تأثیری در توانمندیهای رزمی و عملیاتی سپاه ندارد جز آنکه اتحادیه را در آیندهای نزدیک با تعارضات حقوقی متعدد روبهرو خواهد کرد.
البته اروپا این ریسک را بهخاطر محاسبه اشتباهی کرده است که تصور میکند منازعه کنونی ایران و آمریکا به سرعت به سود آمریکا تمام خواهد شد و اروپا پاداش خوش خدمتی خود را از آمریکا طلب خواهد کرد اما متوجه نیست که اشتباهی راهبردی کرده است و نمیداند که نتیجه منازعه کنونی ایران و آمریکا هرچه شود اروپا بازنده راهبردی خواهد بود.

