«ایران» رویکرد کشورهای منطقه را نسبت به تحولات مبتنی بر اوج‌گیری تنش میان ایران و ایالات متحده بررسی می‌کند

دیپلماسی عربی علیه تهدید منطقه ای

با تشدید تهدیدات ایالات متحده علیه ایران و همزمانی آن با افزایش تحرکات واشنگتن در آب‌های خلیج فارس، صحنه ژئوپلیتیک منطقه وارد مرحله‌ای تازه از بازآرایی سیاسی و دیپلماتیک شده است که برخلاف تصور طراحان فشار حداکثری به فعال‌ شدن طیفی از بازیگران منطقه‌ای در مخالفت با هرگونه ماجراجویی نظامی منجر شده است. استقرار ناوهای جنگی آمریکا، زنگ خطر بی‌ثباتی را برای همسایگان ایران و متحدان سنتی واشنگتن به صدا درآورده و بر حجم نگرانی کشورهای عضو منطقه افزوده است. 
در این میان کشورهایی چون عراق، ترکیه، قطر و حتی عربستان سعودی هر یک با ملاحظات خاص خود به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هرگونه درگیری احتمالی نظامی با ایران در چهارچوب جغرافیای کشورمان محصور نخواهد ماند و می‌تواند به سرعت به یک بحران چند جبهه‌ای در سراسر خاورمیانه تبدیل شود.  بنابراین این بازیگران با ابتنا بر این درک مشترک که امنیت منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگر شکننده است، تلاش برای میانجی ‌گری و کاستن از سطح تنش‌ها را به بالاترین سطح رسانده‌اند که از اجماع نانوشته‌ای علیه سناریوی تقابل احتمالی نظامی  حکایت دارد.
اعراب؛ فعال‌ترین بازیگران دیپلماتیک
در چنین فضایی تحرکات دیپلماتیک پایتخت‌های عربی از شکل‌گیری فضایی تازه در معادلات منطقه‌ای حکایت دارد. عمان، قطر، عربستان سعودی و مصر هر یک با رویکرد و مواضع خاص خود در مسیر جلوگیری از تشدید تنش فعال شده‌اند. در این میان، قطر با اعلام سیاست خود مبنی بر عدم اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی این کشور برای حمله به کشورهای منطقه در عمل خط قرمزی روشن در برابر سناریوی جنگ ترسیم کرده و همزمان می‌کوشد با دعوت علنی طرف‌ها به گفت‌و‌گو نقش تسهیلگر دیپلماسی را ایفا کند. عمان نیز یکی از فعال‌ترین بازیگران دیپلماتیک در پشت صحنه محسوب می‌شود. این کشور با بهره‌‌گیری از سرمایه اعتماد تاریخی خود می‌کوشد کانال‌‌های ارتباطی را باز نگه دارد و از تبدیل تنش‌های سیاسی به مواجهه نظامی جلوگیری کند. این نقش‌ آفرینی خاموش عمان نشان ‌دهنده حساسیت بالای این کشور نسبت به شکنندگی امنیت منطقه‌ای است.
عربستان سعودی نیز در بحبوحه اوج‌گیری تنش‌ها به سمت مدیریت درگیری‌ها گرایش یافته است. گزارش «میدل‌ایست‌آی» از تلاش «ریاض» برای منصرف ‌کردن واشنگتن از حملات جدید، گویای همین تغییر رویکرد است. 
تجربه پرهزینه جنگ یمن و نگرانی عربستان در برابر هر بحران تازه این کشور را به این جمع‌بندی رسانده که تشدید تنش مخاطره‌آفرین است. افزون بر این، چشم‌انداز اقتصادی بلندپروازانه ریاض نیز نیازمند ثبات منطقه‌ای و کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیک است. در کنار این بازیگران، نام مصر نیز به‌ عنوان یکی از کنشگران فعال در تلاش‌های دیپلماتیک مطرح شده است. این کشور با نگاه کلان به امنیت منطقه می‌کوشد از گسترش بحران جلوگیری کند. تلاش‌های قاهره برای کاستن از حل اختلافات ایران و آژانس در کنار دیگر تحرکات دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن نشان می‌دهد که حمایت قاطع کشورهای عربی از ایران در برابر تنش‌آفرینی آمریکا برآمده از یک محاسبه واقع‌ گرایانه برای حفظ ثبات و جلوگیری از فروغلتیدن منطقه به سوی یک جنگ پرهزینه و غیرقابل‌کنترل است.

 آنکارا ایستاده در کنار تهران
مواضع رسمی ترکیه نسبت به تحولات اخیر ایران هم در قالب هشدارهای متعدد نسبت به پیامدهای خطرناک مداخله ‌گری آمریکا بازتاب یافته است.«رجب طیب اردوغان»، رئیس‌جمهوری ترکیه با توصیف شرایط کنونی ایران به‌عنوان آزمونی تازه بر این نکته تأکید کرده هر اقدامی که منطقه را به لبه بی‌ثباتی سوق دهد، از نگاه آنکارا مردود است. 
«هاکان فیدان»، وزیر خارجه ترکیه نیز با اشاره به آمادگی ایران برای گفت‌وگو در صورت صداقت طرف آمریکایی صراحتاً با هرگونه اقدام نظامی علیه تهران مخالفت کرده است. همزمان، «عمر چلیک»، سخنگوی حزب عدالت و توسعه هم با رد هرگونه مداخله خارجی در امور ایران بر لزوم حل ‌وفصل تحولات داخلی کشورمان از مسیر سازوکارهای بومی تأکید کرده است. مجموع این مواضع، تصویر روشنی از حمایت قاطع ترکیه از ایران در برابر تنش‌آفرینی آمریکا ترسیم می‌کند که بر پایه مخالفت با مداخله خارجی و ترجیح دیپلماسی بر تقابل نظامی استوار شده است.

هشدارهای مقاومت
در همین حال دو جنبش مهم نزدیک به ایران و از اعضای محور مقاومت، حمایت خودشان را از تهران در صورت حمله و آغاز جنگ اعلام کرده‌اند. در لبنان موضع‌گیری صریح «شیخ نعیم قاسم»، دبیرکل حزب‌الله به ‌مثابه ترسیم یک خط قرمز راهبردی تلقی می‌شود. او با تأکید بر اینکه حزب‌الله در برابر هر تهدیدی علیه ایران و رهبر آن سکوت نخواهد کرد، اعلام کرده که انتخاب زمان، شیوه و سطح حمایت، تابع تحولات میدانی و معادلات بازدارندگی خواهد بود. این روایت در یمن، رنگ و بوی عملیاتی‌تری به خود گرفته است.  انتشار تصاویر هدف قرار دادن یک نفتکش انگلیسی در خلیج عدن نشانه‌ای از آمادگی صنعا برای بازگشت به معادله فشار دریایی است. یمنی‌ها با یادآوری توانمندی‌های موشکی و دریایی خود، این پیام را مخابره کرده‌اند که در صورت لزوم، محاصره دریایی می‌تواند بار دیگر به ابزاری فعال علیه منافع محور آمریکایی- صهیونیستی بدل شود. در عراق نیز روایت مشابهی جریان دارد. 
تأکید «ابوحسین الحمیداوی»، دبیرکل کتائب حزب‌الله عراق بر حمایت بی‌‌قید و شرط مقاومت عراق از ایران و هشدار درباره هزینه‌های سنگین هر اقدام خصمانه در کنار موضع گردان‌های سیدالشهدا مبنی بر بسته بودن حریم هوایی عراق به روی هرگونه تجاوز نشان می‌دهد که جبهه‌های منطقه‌ای، پیشاپیش خود را برای سناریوهای پرتنش‌تر آماده کرده‌اند. 
«فراس یاسری» از اعضای دفتر سیاسی جنبش نجباء نیز گفته است: «هرگونه هدف قرار دادن ایران کل منطقه را وارد رویارویی گسترده‌تری خواهد کرد که پای عراق و کشورهای منطقه خلیج فارس هم به آن کشیده خواهد شد.» 
در چنین فضایی مؤسسه مطالعات جنگ آمریکا با ارزیابی روندهای میدانی تأکید کرده است که خطر اصلی در زنجیره‌ای از واکنش‌‌های متقابل نهفته است که می‌تواند اهداف آمریکایی و اسرائیلی را در گستره‌ای وسیع درگیر کند و جبهه‌های تازه‌ای از بحران را بگشاید. این ارزیابی با تحلیل‌های رسانه عبری «وای‌نت» نیز همپوشانی دارد که پیامدهای چنین اقدامی را فراتر از میدان جنگ می‌داند. به گزارش این رسانه بی‌ثباتی فراگیر، جهش قیمت انرژی و بازتعریف نقشه نفوذ سیاسی و نظامی بازیگران منطقه‌ای از نتایج اجتناب ‌ناپذیر این مسیری خواهد بود که می‌تواند نظم شکننده منطقه را وارد مرحله‌ای پیش‌بینی‌ ناپذیر کند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و چهل و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و چهل و هشت - ۰۹ بهمن ۱۴۰۴