قرون وسطای ژاپن
سانشوی مباشر بازآفرینی افسانه کهن ژاپنی توسط اوگای موری است
راضیه خوئینی
گروه کتاب
«سانشوی مباشر»، افسانهای ژاپنی با قدمت بیش از هزار سال، ما را به قرون وسطی در سرزمین آفتاب تابان میبرد؛ دوران خرید و فروش انسانها بهعنوان برده. این داستان کوتاه ماجرای تلخ خواهر و برادری کم سن به نام آنجیو و زوشیو است؛ شاهزادههایی که از بد حادثه در دام قاچاقچیان انسان میافتند. این روایت مخاطب را لبریز از هیجان و دلهره و گاهی دلسوزی و درد میکند و خواننده کتاب تمایل دارد هر چه سریعتر بداند در میان گرداب حوادث گوناگون و عجیب سرنوشت مادر خانواده، زن خدمتکار و این خواهر و برادر نوجوان چه خواهد شد. جذابیت این افسانه کهن آنقدر زیاد است که طی قرنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و به دوران معاصر ما رسیده است؛ روایتی که به ریشهها و جوهره انسان بازمیگردد و شاید به همین دلیل در گذر زمان کهنه نشده و همچنان پرمخاطب باقی مانده است.
در سال 1915 بود که اوگای موری این افسانه را بازآفرینی کرد و سال 1954 فیلم آن توسط کنجی میزوگوچی ساخته شد. «سانشوی مباشر» به کوشش فرهاد بیگدلو ترجمه و نشر رایبد آن را در مجموعه «اتاق نوولا» خود منتشر کرده است. مقدمه کتاب هم نوشته کارول کاوانو است که توسط بصیر علاقهبند به فارسی برگردانده شده است.
قدیمیترین اشاره موجود به این حکایت مربوط به موعظهای بودایی از قرن چهاردهم است که یک نسخه ادبی و حکایتی سفرمحور از آن استخراج شد. در قرون وسطی راهبان دورهگرد این روایت را برای دهقانان تهیدست تعریف میکردند. همچنین ایتاکوها -زنان دورهگرد کور مشهور به احضارکنندگان روح که صدایشان کلمات ارواح درگذشتگان را ادا میکرد- این روایت را زنده نگه داشتند. این حکایت عامیانه تا امروز در سراسر جهان ریشه دوانده و به زبانهای گوناگون ترجمه شده است. معلمان سر کلاسهای درس این داستان را برای دانشآموزان روایت میکنند و اجراهای تئاتر «سانشوی» امروزه در ژاپن مرسوم است و اپراهایی نیز بر اساس این افسانه ساختهاند.
وسعت نگاه اوگای موری
هیرانو کیچیرو، منتقد ادبی در مورد «سانشوی مباشر» در گفتوگویی در نسخه ۳۰ ژوئن ۲۰۱۹ در روزنامه «یومیوری» روند پایان داستان را عجیب ارزیابی کرده است: «ما این داستان کوتاه را بهعنوان رنج و سختیهای یک خواهر و برادر که طی حوادثی ناگهانی از مادرشان جدا شدند، میخوانیم. پس از یک سری اتفاقات تلخ و باورنکردنی، در نهایت زوشیو به پایتخت میرسد. در معبدی داخل یک آلاچیق میخوابد. صبح روز بعد، وقتی صدراعظم برای دعا کردن در انزوا به سر میبرد، به او نزدیک میشود و بخت و اقبال پسرک رو به بهبودی میرود. زوشیو در بزرگسالی به ماسامیچی تغییر نام میدهد و به فرمانداری استان تانگو ارتقا مییابد. او خرید و فروش برده را در سراسر این استان ممنوع میکند.» هیرانو کیچیرو در ادامه ختم شدن ناگهانی داستان این جمله را مورد ارزیابی قرار میدهد: «سانشوی مباشر حالا مجبور بود تمام بردههایش را آزاد کند و بابت کار به آنها حقوق بدهد. انتظار میرفت سانشو و خانوادهاش گرفتار ضرر و زیان فراوانی شوند، اما مقدار کار کشاورزان و صنعتگران افزایش چشمگیری پیدا کرد و به همین دلیل خانواده سانشو حتی بیشتر از قبل شکوفا شد و کارشان رونق یافت.» این منتقد ادبی در نقد این جمله مینویسد: «این بخش کتاب مورد انتقاد بسیاری از خوانندگان قرار گرفته است و از چنین پایانی برای این خانواده ظالم ابراز تعجب و احساس خشم کردهاند. آنها میپرسند چرا خانواده شرور و بیرحم سانشوی مباشر، پس از آن همه ظلم و ستم باید ثروتمندتر و مرفهتر از قبل شوند؟» او درباره این سؤال که اصلاً چه نیازی به نوشتن چنین جملهای بود، توضیح میدهد: «نویسنده در واقع نمیخواسته داستان آنجیو و زوشیو را صرفاً با تقلیل روایت به یک مشکل شخصی و حس انتقامجویی فردی از سانشوی مباشر به پایان برساند. در واقع هدف نویسنده به تصویر کشیدن مشکلات در جوامعی بوده که بردهداری پایه و رکن اساسی بود.»
این منتقد توصیه میکند پایان روایت را با نگاهی سطحی و گذرا ارزیابی نکنیم؛ بلکه آن را در ابعاد و جغرافیایی وسیعتر تجسم کنیم؛ در یک جامعه یا جوامع گستردهتر. شاید کمی اغراقآمیز به نظر میرسد اما گمان میکنم نویسنده میخواسته به خوانندگان بیاموزد بردهداری سیستمی غیرمنطقی بوده، حتی از منظر اقتصادی.
کاهش خشونتها
اوگای موری در مقاله خود با عنوان «تاریخ آنگونه که هست و تاریخ آنگونه که نیست» آورده «سانشوی مباشر» اثری است که از تاریخ فاصله میگیرد. با این حال، مثالهایی که در این مقاله میآورد به داستان ربطی ندارند، مانند دوره زمانی اثر، سن و اجداد پادشاه زوشیو و تعداد پسران سانشو. اما درباره دلایل تغییراتی که در متن افسانه اعمال کرده، توضیحی نمیدهد. بنابراین ما به بررسی برخی تغییرات میپردازیم.
داستان اوگای موری با روایت اصلی و کهن «سانشوی مباشر» تفاوتهایی چشمگیر دارد. در بازنویسی اوگای، شاهد تعدیل صحنههای خشونتآمیز هستیم. برای مثال در این حکایت ماجرای داغ زدن بر پیشانی خواهر و برادر به یک رویا تقلیل مییابد. مهمتر از آن، انتقام سخت زوشیو از سانشوی مباشر است، زیرا در افسانه اصلی صحنهای وجود دارد که در آن سابورو، پسر سوم سانشوی مباشر که خیلی بیرحم بود، سه روز و سه شب را صرف بریدن سر پدرش با ارهای از جنس بامبو میکند، ولی این صحنه حذف شده. همچنین آنجیو پس از فراری دادن برادرش تا سر حد مرگ شکنجه میشود که این ماجرا هم به شکلی نرمتر روایت شده است. البته اگر این داستان برای کودکان نوشته شده باشد، حذف یا تغییر صحنههای بیرحمانه اجتنابناپذیر مینماید، اما از آنجا که مخاطب این افسانه گروه سنی بزرگسال است، شاید بهتر بود شیوه برخورد با فرد ستمگر کمی متفاوتتر باشد. در نتیجه، به نظر میرسد نکوهش و تقبیح بردهداری در نیمه راه به پایان میرسد. همچنین درباره حذف صحنه انتقام میتوان گفت نوعی آشتی ضمنی بین زوشیو و سانشوی مباشر وجود دارد؛ اما به نظر میرسد هدف اصلی اوگای موری خلق اثری هماهنگ، ملایم و آسانخوان بوده است.
از طرفی تیزبینی خاص اوگای موری در این روایت پنهان است، بنابراین شاهدیم که حیات این افسانه کهن در بیان احساسات افراطی به دام میافتد. اما اوگای با زیرکی تضادهای موجود در روایت اصلی را محو میکند و روایت خود را با گرد هم نشاندن شخصیتهای متضاد در دنیایی مدرن، متعادل و آرام بازآفرینی میکند. با این حال، اگر این نکته را کنار بگذاریم، آنچه در مورد کار اوگای غیرقابل قبول است، نادیده گرفتن ساختار مذهبی فضای داستان؛ جنبه بودایی، صومعه و منطق روایت است؛ یعنی دگرگونی و تجدید حیات. اوگای موری با تغییر دادن ساختارها و فضای داستان برخی نکات را در مقایسه با افسانه اصلی نادیده میگیرد.
در واقع شاهزاده زوشیو با فرار از سلطه سانشوی مباشر، از کوکوبونجی در استان تانگو به تنوجی در استان ستسو سفر میکند، جایی که جایگاه پست بردگی را رها میکند. سپس به معبدی که مکان مقدس بودائیان است، پناه میبرد و این نقطه تطهیر، تجدید حیات و تولد دوباره اوست. پس از تطهیر از زندگی حقیرانه بهعنوان فرماندار ۵۴ شهرستان دوباره متولد میشود. تنوجی در واقع مکانی مهم و نقطه عطف داستان است که در یک چشم به هم زدن، او در این مکان از دنیای پست به جایگاهی والا قدم میگذارد و روح و جسم پسرک ارتقا مییابد. دگرگونی و تجدید حیاتی که در این مکان اتفاق میافتد، همان چیزی است که ما آن را ساختار و منطق فضا در موعظه مینامیم. نقشی که فضای تنوجی در «سانشوی مباشر» ایفا میکند، یعنی فضایی که درامِ دگرگونی و تجدید حیات در آن اتفاق میافتد -به تعبیری بخش کلیدی اثر- در نوشته اوگای نادیده گرفته شده و چندان به آن پرداخته نشده و همین روایت را از روح افسانه اصلی دور کرده است.
این درامِ دگرگونی و تجدید حیات از فرودست به والا را میتوان به عنوان یک پدیده رو به رشد در زندگی توصیف کرد و آن را به عنوان حس رهایی برای طبقهای دانست که از اواخر قرون وسطی تا اوایل دوره مدرن به عنوان مردم فرودست شناخته میشدند. تنوجی مکانی مقدس در پایتخت ژاپن است که در آن پاکی و ناپاکی، مرگ و زندگی، اشرافیت و فرومایگی در کنار هم وجود داشتهاند. این دو نیروی متضاد با هم مطابقت داشتند و دگرگونی در آن امکانپذیر بود.
جراح داستانپرداز
اوگای موری (تولد 17 فوریه 1862- درگذشت ۹ ژوئیه ۱۹۲۲) با نام واقعی هایاشیتارو، پسر پزشکی از طبقه اشرافی سامورایی بود. او در شهر تسوانو، ناحیه کاموآشی، استان ایوامی متولد شد. خانواده او نسلها پزشک رسمی قبیله کامایی در قلمرو تسوانو بودند و تحتتأثیر این امر، اوگای نیز وارد دوره مقدماتی در دانشکده پزشکی ناحیه دانشگاه اول (دانشکده پزشکی امروزی، دانشگاه توکیو) شد. سپس او به خواسته والدینش عمل کرد و جراح ارتش شد. از سال ۱۸۸۴ او به مدت پنج سال در آلمان تحصیل کرد و بهداشت و سایر موضوعات را آموخت. سپس در سال ۱۸۹۰ داستان «رقصنده» را منتشر کرد؛ روایتی که بیشتر از تجربه شخصی خودش در برلین نشأت میگرفت؛ یک دلبستگی ناخوشایند میان دختری آلمانی و یک دانشجوی ژاپنی. این داستان نشاندهنده فاصله گرفتن قابل توجه از داستانهای غیرشخصی نسلهای قبل بود و به ترویج افشاگریهای زندگینامهای در میان نویسندگان ژاپنی دامن زد. «گان» محبوبترین رمان اوگای بود. داستان عشق اعلام نشده معشوقه یک رباخوار به یک دانشجوی پزشکی که هر روز از کنار خانهاش میگذشت. اوگای همچنین رمان زندگینامهای «بداههپردازان» اثر هانس کریستین اندرسن را ترجمه کرد. او بعداً به مقام جراح کل ارتش رسید، اما میل او به خلق آثار ادبی هرگز فروکش نکرد و آثار شاخصی مانند «تاکاسه-بونه» و «قبیله آبه» را منتشر کرد.
سانشوی مباشر
نویسنده: اوگای موری
مترجم: فرهاد بیگدلو
انتشارات: رایبد
تعداد صفحات: 73 صفحه
قیمت: 65000 تومان

