چرا طلا چهارنعل میتازد؟
ادامه از صفحه اول
مشابه این تجربه پس از جنگهای جهانی اول و دوم برای بریتانیا رخ داد. آن زمان پوند انگلیس، ارز غالب جهان بود که به دلیل بیاعتمادی نسبت به عملکرد دولت بریتانیا این جایگاه را واگذار کرد. در آن دوران، دلار آمریکا تمام ویژگیهای تبدیل شدن به ارز غالب جهان را داشت و توانست این گوی را از پوند انگلیس برباید. اما جهان امروز در قرن ۲۱ چنین جایگزینی ندارد؛ اروپا با چالشهای جدی اقتصادی و بدهی مواجه است، دولت چین چندان مورد اقبال نیست و اتحاد بریکس نیز هنوز نتوانسته گزینهای برای عرضه ایجاد کند. بنابراین، طلا به عنوان یک پناهگاه چندهزار ساله، مقصد اصلی سرمایهها پس از فروش داراییهای دلاری شده است. این همان چیزی است که توضیح میدهد چرا پس از عقبنشینی ترامپ از مواضع سخت اولیه درباره گرینلند، طلا باز هم به رشد خود ادامه داد.
۳- نظم جدید جهانی در دوران ترامپ و روایت «آمریکا را بفروش»
سومین مسأله بنیادین به سیاستهای ترامپ در امور خارجه برمیگردد که به گفته نخستوزیر کانادا «نظم جدید جهانی» را رقم زده که دیگر مبتنی بر قواعد نیست. استفاده ابزاری ترامپ از تعرفهها به عنوان سلاح مذاکراتی و بیتوجهی به پیمانهای بلندمدت پس از جنگ جهانی دوم، چرخه بیاعتمادی به آمریکا را تقویت کرده است، به طوری که پس از تنشهای حول مسأله گرینلند بار دیگر روایت «آمریکا را بفروش» داغ شد به این معنا که سرمایهگذاران و نهادهای بینالمللی نسبت به قابل پیشبینی بودن و مبتنی بر قواعد بودن داراییهای مبتنی بر دلار دچار تردید شدهاند. فروش اسناد خزانه آمریکا توسط صندوقهای بازنشستگی سوئد و دانمارک از جمله واکنشهای هفته گذشته بود که این مسیر بیاعتمادی را نمایندگی میکرد.
بنابراین، تنشهای ژئوپلیتیک بیشتر شبیه چاشنی رشد قیمت طلا هستند؛ مسأله اصلی تغییر بنیادی است که در نظام مالی جهان در حال شکلگیری است. نتیجه آنکه حتی وقتی تنشهای ژئوپلیتیک فروکش میکند، انتظار عقبنشینی قیمت طلا لزوماً منطقی نیست.
پیشبینی طلای ۵۴۰۰ دلاری با جنس جدید تقاضا
بر همین اساس، مؤسسه گلدمن ساکس هفته گذشته، پیشبینی خود را ۱۰ درصد افزایش داد و قیمت طلا برای سال ۲۰۲۶ را ۵۴۰۰ دلار به ازای هر اونس برآورد کرد. این مؤسسه بینالمللی معتقد است حالا علاوه بر بانکهای مرکزی و صندوقهای سرمایهگذاری، افراد حقیقی نیز برای پوشش ریسک ناشی از داشتن داراییهای متعارف، سهم طلا را در داراییهای خود افزایش دادهاند. تغییری که به گفته گلدمن ساکس یک تحول بنیادی است و نباید انتظار داشت به آسانی با نوسان قیمتها یا خبرهای سیاسی کوتاهمدت جابهجا شود.

