مسعود پزشکیان درباره ناآرامی های اخیر به ملت ایران توضیح داد
پیام رئیس به جمهور
من امروز داغدار همه جانهای از دسترفته و همدرد با یکایک هموطنان خود هستم
عهد دیرین خود را یادآور میشوم که پاسدار حقوق ملت بمانم دولت و حاکمیت خود را در برابر همه آسیبدیدگان مسئول میداند به گروههای مختلفی مأموریت دادهام تا با بررسی دقیق علل و عوامل وقوع این حوادث ریشههای اصلی خشونت شناسایی و خشکانده شود
در پی حوادث تلخ و ناگوار هفتههای اخیر و جانباختن و آسیبدیدن جمعی از شهروندان و نیروهای حافظ امنیت، رئیسجمهوری با صدور پیامی خطاب به ملت ایران، ضمن ابراز همدردی و تسلیت به خانوادههای داغدار، به تبیین ابعاد این وقایع پرداخت و بر پایبندی دولت به پاسداری از حقوق ملت، رسیدگی عادلانه به وضعیت بازداشتشدگان، جبران خسارات آسیبدیدگان و تقویت وحدت و انسجام ملی تأکید کرد.
متن پیام رئیس جمهوری بدین شرح است: «آنچه در هفتههای گذشته بر همه ما سپری شد، آزمونی سخت و دشوار بود که رنج عمیقی از خود برجای نهاد.
این وقایع تلخ بیش از همه برای من بهعنوان رئیس جمهوری و منتخب شما دردآور و غیر قابل قبول بود. توطئه بدخواهان ایران، میدان اعتراض مدنی و بهحق مردم را به معرکهای خونبار و خشونتآمیز مبدل ساخت که نتیجه آن جان باختن قریب سه هزار تن از شهروندان این سرزمین و جراحت جسمی و روحی هزاران تن دیگر شد.
همان دستان پلیدی که در جنگ 12 روزه بیش از هزار تن از زنان و مردان و جوانان و کودکان و دانشمندان و سرداران این مرز و بوم را به خون غلطانید، امروز از آستین دیگری بهدرآمد و با معرکهگیری تعدادی مزدور، اعتراض را که حق طبیعی یک جامعه پویا و بانشاط است به خشم نامقدسی مبدل ساخت که در آتش آن صدها مسجد و مدرسه و اماکن عمومی و سرمایههای ملی خاکستر شدند. جانهای ارزشمندی ضایع شدند و جسمهای عزیزی به خون غلطیدند.
شهادت قریب 2500 تن از مردم بیگناه و حافظان امنیت در طی چند روز آشوب و ناامنی، رخداد زهرآگین و تجربه بسیار دشواری بود که ایران عزیزمان چونان تجارب بزرگ دیگر از سر گذراند. توطئه آمریکایی صهیونی دیماه 1404 انتقام ناجوانمردانه دشمنان ملت ایران از شکست در جنگ 12 روزه بود. من امروز داغدار همه جانهای از دسترفته و همدرد با یکایک هموطنان خود هستم که این روزها غم و رنج بزرگی را متحمل شدهاند و بنا بر مقام و مسئولیتی که از اعتماد ملت بزرگ ایران نشأت گرفته است، عهد دیرین خود را یادآور میشوم که پاسدار حقوق ملت بمانم.
به گروههای مختلفی مأموریت دادهام تا با بررسی دقیق علل و عوامل وقوع این حوادث، ریشههای اصلی خشونت شناسایی و خشکانده شود. اعتراض حق طبیعی شهروندان است و دولت خود را موظف به شنیدن صدای مردم میداند. در رسیدگی به احوال و اتهامات بازداشتشدگان اخیر نهایت دقت بهکار بسته خواهد شد تا با رعایت عدالت و انصاف و رأفت، صف معترضین و حتی فریبخوردگان از کسانی که دستشان به خون مردم بیگناه آغشته است، جدا شود.
دولت و حاکمیت خود را در برابر همه آسیبدیدگان این حوادث تلخ مسئول میداند و به کمک و همیاری ملت رشید ایران تا جایی که ممکن است به جبران مافات خواهد پرداخت. شناسایی نقاط ضعف و ترمیم آن و عبرت از تجارب تلخ، راهگشای آینده خواهد بود و ملت بزرگ ایران در سایه وحدت و انسجام خود و همدلی قوای سهگانه تحت هدایت مقام معظم رهبری آیندهای روشن و استوار رقم خواهد زد. انشاءالله»
مسیر اصلاح از بخشش و همدلی میگذرد
فاطمه مهاجرانی
سخنگوی دولت
پیام اخیر رئیسجمهوری خطاب به پیشگاه ملت ایران، فراتر از یک مکاتبه رسمی، گواهی بر یک دردمندی مشترک و تلاشی صادقانه برای بازخوانی عهد میان حاکمیت و مردم بود. در روزهایی که غبار حوادث تلخ، چهره شهرهای مان را مکدر کرد، انتخاب رئیسجمهوری، مسیری بوده که در آن حتی منتقدترین آحاد جامعه نیز «فرزندان این مرز و بوم» تلقی میشوند.
واقعیت این است که ایران ما خانهای است که ستونهای آن بر عاطفه، مدارا و غیرت بنا شده است. وقتی سخن از اعتراض مدنی به میان میآید، دولت چهاردهم خود را نه در تقابل با مردم، بلکه در کنار آنان و مکلف به شنیدن مطالباتشان میبیند. اعتراض حق طبیعی یک جامعه زنده و پویاست؛ جامعهای که به سرنوشت خود حساس است و برای بهبود زیستجهان خود مطالبهگری میکند. رئیسجمهوری بهروشنی تبیین کردند که هیچ صدایی نباید در هیاهوی تندرویها گم شود و هیچ فرزندی نباید به دلیل داشتن نقد از آغوش پرمهر وطن رانده شود.
در نگاه دولت، جوانانی که در هفتههای اخیر به صحنه آمدند، سرمایههای بیبدیل این کشورند. اگرچه دستهای ناپاکی همواره در پی سوءاستفاده از احساسات پاک مردم بودهاند و وقایعی نظیر حوادث تلخ گذشته را تداعی کردند، اما تمرکز و دغدغه اصلی دولت نه بر دشمنی بدخواهان، بلکه بر «درد فرزندان خود» متمرکز است. ما به خوبی میدانیم که حساب جوانِ منتقد و حتی معترض که از سر دلسوزی برای آینده کشورش به میدان آمده است، از کسانی که به دنبال ویرانی هستند کاملاً جداست. این جوانان پاره تن ایران هستند و رویکرد دولت در قبال آنان باید آمیخته با رأفت، انصاف و تلاش برای درک ریشههای نارضایتی آنان باشد.
بنا بر تأکید صریح رئیسجمهوری رسیدگی به وضعیت بازداشتشدگان اخیر با ترازوی عدالت و نگاه کریمانه انجام خواهد شد. هدف دولت نه برخورد قهری، بلکه بازگشت فرزندان ایران به آغوش جامعه و خانواده است. ما معتقدیم که مسیر اصلاح از بخشش و همدلی میگذرد. در همین راستا، جبران خسارات مادی و معنوی آسیبدیدگان در اولویت قرار گرفته است، زیرا دولت خود را در برابر هر رنجی که به یک شهروند ایرانی تحمیل شده مسئول و پاسخگو میداند.
رنج جانهای از دست رفته، غمی ملی است که بر سینه دولت سنگینی میکند. رئیسجمهوری با ابراز همدردی عمیق با خانوادههای داغدار، نشان دادند که دولت در این سوگ، شریک و همراه مردم است. رویکرد آیندهمحور ما باید بر سه پایه استوار باشد: «شنیدن بدون واسطه»، «اصلاح نقاط ضعف» و «بازسازی اعتماد آسیبدیده.» مأموریت گروههای تحقیق که از سوی رئیسجمهوری منصوب شدهاند، تنها به بررسی وقایع محدود نمیشود؛ بلکه مأموریت اصلی آنان یافتن پاسخ این پرسش است که چگونه میتوان بسترهای گفتوگو را گستردهتر کرد تا هیچ شهروندی برای بیان نقد خود ناچار به هزینهدادن نباشد.
ما بر این باوریم که قدرت واقعی ایران در همبستگی ملی نهفته است. ترمیم رابطه دولت و ملت یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت حیاتی برای عبور از این آزمون سخت است. دولت دست دوستی و همکاری به سوی تمام نخبگان، گروههای مرجع و جوانان دراز میکند تا در سایه وحدت، آیندهای روشنتر بنا کنیم. ما به دنبال ساختن ایرانی هستیم که در آن هر فرد، با هر سلیقه و گرایشی، خود را در ساختار حکمرانی سهیم و محترم ببیند.
مردم؛پشتوانه امنیت کشور
علی صوفی
دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات
مردم ایران مردمی نجیب، صبور و مظلوماند؛ واقعیتی که در جریان جنگ ۱۲روزه بهروشنی خود را نشان داد. در آن مقطع، مردم ثابت کردند تا چه اندازه میهندوستاند و با چه احساس مسئولیتی از کشورشان دفاع میکنند.
آنان نشان دادند که دل در گرو بیگانگان ندارند و با ایستادن در برابر ترامپ و نتانیاهو، دست رد به سینه دشمنان ایران زدند. همین رفتار آگاهانه و ملی، ضربه محکمی به دشمن وارد کرد و این پیام را رساند که مردم، مهمترین پشتوانه امنیت کشور هستند.
این رخداد با وجود تلخیهایی که داشت حادثهای مهم و تعیینکننده بود، چرا که جایگاه واقعی مردم در ایران را آشکار کرد. مشخص شد ایران به واسطه روحیه ایراندوستی و گرایشهای میهنپرستانه مردمش، موهبتی بزرگ در اختیار دارد و همین سرمایه اجتماعی موجب ناکامی دشمنان شد. انتظار میرفت پس از این تجربه، مسئولان در برخی رویهها یا برداشتهای نادرست نسبت به مردم تجدید نظر کنند و مردم را در کنار خود، به عنوان یک پدافند غیرعامل قدرتمند ببینند. اما متأسفانه چنین تغییری در رویکردها به صورت مشهود و محسوس رخ نداد.قابل پیشبینی بود که همین بیتوجهیها در کنار فشارهای معیشتی، تورم و گرانیهای فزاینده، به اعتراضاتی منجر شود.این اعتراضات هم زمینهای فراهم کرد تا دشمنان سوءاستفاده کنند. دشمنانی که پایگاه اجتماعی در ایران ندارند بر موج نارضایتیهای داخلی سوار شدند و چنین القا کردند که مردم به دعوت آنان به خیابان آمدهاند، در حالی که واقعیت، ریشه در مشکلات داخلی و مطالبات واقعی مردم داشت. مردم امروز خواستار تغییرات در وضعیت معیشتی خود هستند. این وضعیت حاصل برخی عملکردهای ضعیف و سوءمدیریتها و رضایتیهاست.
رویکرد آسیبشناسانه رئیسجمهوری
محمود صادقی
دبیر کل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
رویکرد رئیسجمهوری به حوادث اخیر با نگاهی آسیبشناسانه و ریشهیابی علمی، متمایز ارزیابی میشود. این رویکرد، که با مأموریت به دانشگاهها برای مطالعه علمی اعتراضات همراه است، در میان ناراحتی و اندوه عمیق جامعه، بازخوردهای متفاوتی دارد. رئیسجمهوری با تأکید بر نگاهی آسیبشناسانه، خواستار مطالعه علمی و ریشهیابی دلایل اعتراضات از سوی دانشگاهها شده است. این موضع که نشانگر نوعی همدلی و همدردی با مردم تلقی میشود، در نامهای به وزیر علوم نیز بازتاب یافته است. به نظر میرسد بطور کلی رویکرد علمی و آسیبشناسانه در نگاه رئیس جمهوری غلبه دارد.جامعه در حال حاضر ناراحت و اندوهگین است.
صرف پیامهای واقعگرایانه برای آرام کردن فضا کافی نیست و نیازمند اقدامات عملی است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، جامعه زمانی آرام میگیرد که به خواستهها و مطالبات مردم پاسخ عملی داده شود. در بین نخبگان و بخشی از جامعه، این پیام میتواند آثار مثبتی داشته باشد، این نوع ادبیات نشاندهنده عقلانیت است، اما تا زمانی که اظهارات گفتاری در عمل نمود پیدا نکند، نمیتواند موجب آرامش پایدار جامعه شود.
مردم نیازمند دلجویی هستند
منصور حقیقت پور
نماینده ادوار مجلس
پیش از پرداختن به مطالبات معیشتی و اقتصادی معترضان و جامعه، باید به یک مطالبه بنیادین مردم توجه کرد و آن مطالبه کرامت است. مردم انتظار دارند نظام حکمرانی با آنان محترمانه و در شأن جایگاهشان برخورد کند. نقشی که مردم در حفظ نظام ایفا کردهاند، نقشی سنگین و تعیینکننده است و همین امر ضرورت برخورد کریمانه با آنان را دوچندان میکند.
مردم باید این امکان را داشته باشند که هم اعتراض خود را بیان کنند و هم محبت و همراهیشان با نظام را نشان دهند. حضور مستمر آنان در راهپیماییها و مراسم مختلف، نشانهای روشن از این همراهی و وفاداری است. در مقابل، مردم انتظار دارند صدایشان شنیده شود و گوش شنوایی برای مطالباتشان در ساختار نظام وجود داشته باشد. همانگونه که رئیسجمهوری نیز تأکید کردهاند، مردم ایران مردمی کریم و بزرگوار هستند و باید با آنان کریمانه رفتار شود.
حفظ امنیت مردم و به رسمیت شناختن حق اعتراض، ضرورتی انکارناپذیر است تا نارضایتیها انباشته نشود و به عقدههای اجتماعی تبدیل نگردد و زمینه سوءاستفاده جریانهای نامحرم از مطالبات مردمی فراهم نشود.
در این مسیر، لازم است اقدامات جدیتر و مؤثرتری برای شنیده شدن صدای مردم صورت گیرد.
میتوان اینگونه تعریف کرد که بسیاری از افرادی که در جریان اعتراضات دچار آسیب شدند، مرتکب جرم یا تخلفی نشدهاند و شایسته دلجویی و برخوردی مبتنی بر محبت و احترام هستند. همان طوری که رئیسجمهوری در سخنان اخیرشان گفتند دولت میتواند با اتخاذ مواضع شفافتر و اثرگذارتر، نقش مهمی در ترمیم اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی ایفا کند.
هر دو بعد داخلی و خارجی ناآرامیها را ببینیم
ناصر ایمانی
تحلیلگر سیاسی
نکته بسیار مهمی که در پیام آقای رئیس جمهوری وجود داشت و متأسفانه اکنون از آن غفلت میکنیم، به مجموعه اخبار و روایتگریای برمیگردد که درباره حوادث تلخ چند روز گذشته ارائه میدهیم. مجموع روایت ما این است که یکسری عوامل بیگانه و سرویسهای جاسوسی خارجی آمدند و این آشوب و اغتشاش را به پا کردند. این روایت در مجموع حرف درستی است اما نیمهتمام است. یعنی یک بخش بسیار مهم از حوادث آن چند روز ایران را یا آگاهانه یا ناآگاهانه نادیده میگیریم.
همان نکتهای که در پیام آقای رئیس جمهوری هم وجود داشت. اینکه بالاخره یک خشونت بسیار شدید، تعجبآور و تأسف بار در این چند روز گذشته رخ داد.قاعدتاً درخصوص این خشونت ممکن است بگوییم (البته درست هم هست)که سردمداران و تحریککنندگان آن عوامل بیگانه بودند، اما سؤال اصلی این است که مجریان آن خشونتهای عجیب چه کسانی بودند؟ کسانی که خودشان عوامل بیگانه نبودند. بله، از جوانان همین مردم بودند. چرا چنین خشونت وحشتناکی را علیه افراد، مساجد و اماکن مقدس انجام دادند؟ حالا اینکه علیه اتوبوسها، بانکها و اینگونه مراکز اقدام کنند، شاید برای برخی قابل توجیه باشد اما اینکه انسانهایی را به فجیعترین شکل بکشند یا به اماکن مقدس مردم، آن هم به تعداد زیاد حمله کنند و آنها را به آتش بکشند، مسألهای بسیار خطرناک است. این خشونتها زنگ خطر بزرگی است و باید نسبت به آن بررسی بسیار جامع و دقیقی انجام شود.این بررسی نباید صرفاً دولتی باشد، بلکه جامعهشناسان، روانشناسان اجتماعی و اهل فن و خبرگان باید بنشینند و این مسأله را تحلیل کنند.
بنابراین اهل فن و اساتید محترم باید کاملاً واقعگرایانه وارد میدان شوند، نه اینکه فقط کار به دستگاهها یا کارشناسان دولتی سپرده شود. باید ریشهیابی و راههای جلوگیری از تکرار این خشونتها مشخص شود.اگر نفهمیم چه اتفاقی افتاده و چرا بخشی از جوانان ما به چنین مسیر خطرناکی کشیده شدند، در آینده با هزینههای سنگینتری روبهرو خواهیم شد. بنابراین روایت ما از حوادث باید کامل باشد. یعنی هم نقش عوامل خارجی دیده شود و هم نقش داخلیها بهصورت علمی، دقیق و شجاعانه بررسی شود تا بتوان از تکرار چنین خشونتهایی جلوگیری کرد.

