چرا منطقه از تشدید تنشها حمایت نمیکند؟
وقتی اعراب خطر هژمونی اسرائیل را لمس کردند
تنها چند سال پیش، بسیاری از کشورهای عربی، بویژه در خلیج فارس، ممکن بود حمله آمریکا به ایران را مثبت ارزیابی کنند.
اما اکنون، رهبران عرب از جمله حاکمان خلیج فارس در حال لابی کردن با دولت آمریکا برای مهار تنشهای نظامی احتمالی در منطقه هستند.
رهبران عرب به مدت ۲۷ ماه شاهد وحشیگری اسرائیل در سراسر منطقه بودهاند، که در پی پروژه «اسرائیل بزرگ» است، یک چشمانداز توسعهطلبانه برای سرزمینی که از رود فرات در عراق تا رود نیل در مصر امتداد دارد.
برای این منظور، اسرائیل اشغال غیرقانونی سرزمینهای عربی را به طور قابل توجهی گسترش داده است. اسرائیل نه تنها در غزه نسلکشی کرده و برنامههای خود را برای تصرف این سرزمین نشان داده است، بلکه تسلط خود را بر کرانه باختری، سوریه و لبنان نیز عمیقتر کرده است.
شاید نگرانکنندهترین اتفاق برای رهبران عرب پس از ماهها اعلام آشکار جاهطلبیهای توسعهطلبانه نتانیاهو، حمله بیسابقه اسرائیل به قطر، متحد آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۵ بود. این تشدید تنش تنها چند ماه قبل در ماه ژوئن، با متقاعد کردن آمریکا به حمله به ایران توسط اسرائیل با هدف نابودی برنامه هستهای ایران و تضمین اینکه اسرائیل تنها قدرت هستهای منطقه باقی بماند، صورت گرفته بود. خلاصه اینکه هدف اسرائیل برای هژمونی مطلق منطقهای هرگز تا این حد روشن نبوده است و حمله آمریکا به ایران هم نشاندهنده گسترش تجاوز اسرائیل و هم گسترش تلاش برای افزایش سلطه است. این تغییر ساختاری در قلب مخالفت اعراب با تجاوز احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران است.
توسعهطلبی اسرائیل
اگرچه اسرائیل تلاش کرده است خود را از حمله احتمالی آمریکا به ایران دور نگه دارد اما شواهد نشان میدهد که این رژیم به طور فعال در حال دامن زدن به ناآرامیها در ایران است تا به تسریع دخالتهای آمریکا کمک کند.
اوایل این ماه، مایک پمپئو وزیر خارجه سابق آمریکا و آمیخای الیاهو، وزیر میراث فرهنگی فعلی اسرائیل اظهار کردند که مأموران اسرائیلی از خطوط مقدم، به آنچه آنها جنبش اعتراضی ایران میخوانند، دامن میزنند. در همین حال، کانال ۱۴ اسرائیل تلویحاً ادعا کرده است که اسرائیل به معترضان که بنا به گزارشها دهها نفر از نیروهای دولتی ایران را کشتهاند سلاح تحویل داده است. رهبران عرب مطمئناً این گزارشها را در چهارچوب تلاش چندین دههای اسرائیل برای متقاعد کردن ایالات متحده به انجام عملیات تغییر رژیم در ایران و همچنین سابقه آمریکا در تغییر رژیم مخفیانه و عملیاتهای منتهی به هرج و مرج در منطقه مطالعه خواهند کرد.
اما تلاش اسرائیل برای هژمونی منطقهای تنها محاسبهای نیست که بر نحوه نگاه کشورهای عربی به درگیری بین ایران و محور آمریکا-اسرائیل تأثیر میگذارد بلکه تحولات منطقهای اخیر نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
نقشه تهدید در حال تغییر
کشورهای خلیج فارس برای حفظ امنیت منطقهای و منافع اقتصادی بیشتر به ثبات نیاز دارند. آنها بویژه نگران این هستند که حمله به ایران و تلافی احتمالی آن چه تأثیری بر قیمت نفت و گاز طبیعی خواهد داشت.
تلافیجویی ایران احتمالاً تنگه هرمز را که برای انتقال گاز طبیعی و نفت ضروری است، تهدید خواهد کرد. مصر نگران است که اقدام علیه ایران منجر به بیثباتی بیشتر در دریای سرخ و کانال سوئز شود که هر دو برای اقتصاد مصر حیاتی هستند.
همچنین کشورهای عربی در سالهای اخیر تا حدودی به دلیل تجاوز و توسعهطلبی اسرائیل، از نظر دیپلماتیک به ایران نزدیکتر شدهاند. سعودیها و ایرانیها روابط دیپلماتیک خود را در سال ۲۰۲۳ از سر گرفتند و پس از حمله اسرائیل به قطر در سپتامبر ۲۰۲۵، به یکدیگر نزدیکتر شدند. روابط ایران با مصر نیز بهبود یافته است.
علاوه بر این، رویدادهای اخیر و بویژه تجاوزات و گسترش ارضی بیحد و حصر اسرائیل باعث تغییر ساختاری در نحوه ارزیابی کشورهای عربی از تهدیدات منطقهای شده است. حداقل فعلاً روزهایی که عربستان سعودی ایران را دشمن اصلی خود میدانست، قطر عربستان سعودی را تهدید اصلی خود میدانست یا مصر با قطر به عنوان منبع اصلی بیثباتی منطقهای رفتار میکرد گذشته است.
به طور فزایندهای، حکومتهای عربی اکنون اسرائیل را به عنوان بیثباتکنندهترین نیروی منطقه میبینند. توسعهطلبی اسرائیل، تمایل تل آویو به حمله به مرزها بدون توجه به هنجارهای پذیرفتهشده بینالمللی و تلاش آشکار آن برای هژمونی منطقهای، اساساً نحوه ارزیابی رهبران عرب از ریسک را تغییر داده است.
رهبران عرب اکنون بیم آن دارند که در مسیر «اسرائیل بزرگ» قرار گرفته باشند یا اینکه هدف بعدی اسرائیل باشند. لفاظیهای ترامپ در مورد کاهش تنش در روز چهارشنبه، شاید آنچه را برخی تحلیلگران از ابتدا طرح ایالات متحده میدانستند، روشن کرده باشد: فشار بر اقتصاد ایران، حمایت از شورشیان در میدان و تلاش برای فروپاشی بدون هزینههای مداخله نظامی مستقیم.
اگر روند کاهش تنش ادامه یابد، رهبران عرب حداقل تا زمان تلاش بعدی اسرائیل برای تضعیف، بیثبات کردن و تجزیه منطقه، راضی خواهند بود. طنز ماجرا اینجاست که جنگطلبی اسرائیل - و جنگطلبی آمریکا به دستور اسرائیل - این پتانسیل را دارد که یک منطقه تقسیمشده را اگر نه بر اساس منافع مشترک، حداقل بر اساس یک تهدید مشترک متحد کند.
منبع: Middle East Eye
برش
عنایتی: امنیت منطقه غیرقابل تفکیک است
«علیرضا عنایتی» سفیر ایران در عربستان در گفتوگو با روزنامه عکاظ به موضع ایران در مورد مسائل منطقهای، اعتراضات داخلی و مفهوم امنیت جمعی پرداخت و تأکید کرد که تهران گفتوگو و اقدام مشترک بین کشورهای منطقه را مؤثرترین راه برای حفظ ثبات و جلوگیری از کشیده شدن منطقه به سمت درگیریهای گستردهتر میداند. سفیر ایران فاش کرد که علاوه بر سفر وزیر خارجه عمان به تهران، چند روز گذشته تماسهای فشردهای بین وزرای امور خارجه عربستان، قطر، عمان و ایران برقرار شده است. وی توضیح داد که این اقدامات در خدمت ثبات منطقه و تحکیم امنیت است و ایران به امنیت منطقه پایبند است و از تمام تلاشها برای جلوگیری از تشدید تنش و گسترش دامنه جنگ استقبال کرده است. وی هشدار داد که شعلهور کردن هرگونه درگیری پیامدهای جدی خواهد داشت که کل منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد.
عنایتی افزود: ایران از همه ابتکارات و تلاشها استقبال میکند و از نقش عربستان در ترویج گفتوگو، مهار تنش و دور نگه داشتن منطقه از جنگ قدردانی میکند. وی تأکید کرد که تماسهایی که در بالاترین سطوح بین تهران و ریاض صورت گرفته است، نشاندهنده دیدگاه مشترک در این راستاست. این دیپلمات ایرانی گفت که ایران آماده است از تمام فرصتهای موجود برای گفتوگو، مشورت و همکاری جدی در مورد مسائل مشترک استفاده کند. عنایتی تأکید کرد که امنیت منطقه غیرقابل تفکیک است و ثبات هر کشوری تأثیر مثبتی بر همسایگانش دارد، در حالی که بیثباتی در یک کشور امنیت همه را تهدید میکند. وی خواستار گفتوگوی جامع منطقهای مبتنی بر اقدام جمعی در حوزههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی، بدون حذف هیچ کشوری از نظام منطقهای شد و در عین حال نسبت به طرحهایی که با هدف تضعیف و تجزیه کشورهای منطقه انجام میشوند، هشدار داد. وی تأکید کرد که از نظر او، تهدید واقعی، نفوذ فزاینده اسرائیل در منطقه است.

