روایت غربی از لغو یک تصمیم پرهزینه و دردسرساز برای آمریکا
ترامپ چگونه عقب نشست؟
چه شد که دونالد ترامپ از اقدام ادعا شده علیه ایران- دستکم در مقطع فعلی- منصرف شد؟ پاسخ به این پرسش حتی میتواند روایت جنگ ۱۲روزه علیه ایران را هم شکل دهد. پاسخ البته چندان دشوار نیست: این گزاره همچنان در سطح منطقه معتبر است که امنیت منطقه به امنیت ایران گره خورده است. هرگونه مداخله ایالات متحده در ایران میتواند مرزهای تنش را در سطح منطقه و حتی فرامنطقه جابهجا کند. گزینه نظامی علیه ایران از منطق ژئوپلیتیک پیروی میکند و در اینجا جغرافیای ایران است که قواعد نبرد را تعیین میکند. در سطح بازدارندگی، ایران همچنان توان آفندی موشکی خود را ترمیم و تقویت کرده است. این موضوع بر ترامپ و نزدیکانش پوشیده نیست و همین مسأله بود که ترامپ را ۳۰ دسامبر بدون هیچ تصمیمی راهی فلوریدا و عمارت شخصیاش کرد. گزارش مراکز رسانهای و اندیشهای غربی و عبری طی این مدت بر چند برابر شدن زرادخانه موشکی ایران از زمان جنگ ۱۲روزه متمرکز بوده است. در عین حال که پویاییهای منطقهای در غرب آسیا، متحدی برای واشنگتن در اقدام علیه ایران نخواهد ساخت و شاید برای اولین بار است که در کل خاورمیانه علیه گزینه نظامی در ایران اجماعی کمسابقه ایجاد شده است. پرهیز ترامپ از تنشآفرینی علیه ایران اگر ادامه پیدا کند تصویر برساخته «ایران ضعیف» را با پرسشهای بنیادین مواجه و داستان او از جنگ ۱۲روزه و ادعای نابودی توان هستهای و نظامی ایران را مخدوش خواهد کرد. گزارش مقابل روایت رسانههای غربی و اسرائیلی از عقبنشینی رئیسجمهوری آمریکا از مداخله نظامی در ایران و تبعات اقدام علیه تهران طی ۷۲ ساعت گذشته است.
رسانههای اسرائیلی با تحلیل تغییر رویکرد دولت آمریکا در قبال ایران گزارش دادهاند که رئیسجمهوری این کشور و مشاورانش تصمیم گرفتهاند طرح حمله نظامی به ایران را معلق کرده و مجدداً به مسیر دیپلماسی روی آورند.
روزنامه «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی نوشت: «وفاداری دستگاههای امنیتی ایران به نظام و عدم وجود شکاف در بدنه آنها، از جمله عواملی بود که به میزان قابلتوجهی از میل دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا برای شروع یک حمله نظامی به این کشور کاست.» در ادامه، روزنامه یدیعوت آحارونوت به نقل از «رون بن یشای»، تحلیلگر خود افزود: «رئیسجمهوری آمریکا و مشاورانش تصمیم گرفتند حمله برنامهریزیشده علیه ایران را به حالت تعلیق درآورند و در حال حاضر به مسیر دیپلماتیک بازگردند.»
بن یشای مینویسد: «این تصمیم زمانی اتخاذ شد که واشنگتن به این نتیجه رسید که هزینه پیشبینیشده برای چنین حملهای در مقطع زمانی کنونی، بسیار بیشتر از منافعی است که میتوان از آن کسب کرد.»
روزنامه «معاریو» هم به قلم «آوی اشکنازی» نوشت: «دونالد ترامپ بهخوبی درک میکند که به محض صدور چراغ سبز برای اقدام علیه ایران، راه بازگشتی وجود نخواهد داشت. اولین و بزرگترین نگرانی او، وقوع سناریویی شکستخورده مشابه آنچه است که در سال ۱۹۸۰ و در دوران جیمی کارتر رخ داد، به همین دلیل، ترامپ تصمیم به احتیاط و درنگ گرفت.»
«فارن افرز» ارگان رسمی شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی با عنوان «حمله به ایران و محدودیت قدرت آمریکا» به پیامدهای اقدام نظامی علیه ایران برای واشنگتن پرداخت. «فارن پالیسی» هم در گزارشی با عنوان«حمله به ایران، آتش را به سوی آمریکا بازمیگرداند» این موضوع را تحلیل کرد. همچنین نشریه آتلانتیک در گزارشی با تشریح اوضاع منطقه نوشت، «پایگاههای آمریکایی در منطقه خاورمیانه در حال حاضر برای پشتیبانی از تصمیمات کاخ سفید کافی نیست.» به نوشته این نشریه، «هرگونه پاسخ نظامی به این پایگاهها، نیروهای نظامی آمریکایی را در معرض تهدید قرار خواهد داد.» این نشریه آمریکایی در ادامه هشدار داد، «تشدید تنشها در این منطقه، اقتصاد جهانی را دچار چالش جدی خواهد کرد و پیامد این حمله دامنگیر همه کشورهای جهان خواهد شد.» اما روزنامه انگلیسی تلگراف شاید بیش از هر رسانهای به تبعات ماجراجویی نظامی علیه ایران پرداخت. این روزنامه چاپ لندن در یادداشتی تحلیلی درباره عقبنشینی رئیسجمهوری آمریکا از تهدید خود برای مداخله نظامی در ایران، خاطرنشان کرد که توان دفاعی ایران، بویژه ظرفیت موشکی این کشور عامل اصلی تعلل ترامپ در عمل به تهدیدش بوده است.
به نوشته این نشریه، در شرایطی که «دونالد ترامپ» رئیسجمهوری آمریکا در هفته گذشته اقدام نظامی علیه ایران را بررسی میکرد، کارگران شهرداری در سرزمینهای اشغالی با خستگی پناهگاههای عمومی را که از زمان جنگ ژوئن گذشته در آنها گرد و خاک جمع شده بود، بازگشایی کردند.
ترامپ برای مداخله نظامی اعلام آمادگی کرده و منطقه برای دور دیگری از حملات هوایی آماده شده بود و در این میان، مقامات انگلیس در حال تخلیه پایگاهها و سفارتخانهها بودند. با این حال، در آخر هفته لحن واشنگتن به طور قابلتوجهی تغییر کرد و موشکهای ترامپ نیز به کار گرفته نشدند.
روزنامه تلگراف با انتشار این مقدمه نوشت: «بخشی از آن چیزی که باعث شد رئیسجمهوری تعلل کند، در داخل ایران قرار دارد، جایی که جمهوری اسلامی در حال حاضر قویتر از هر زمانی از آغاز اعتراضات به نظر میرسد.»
رسانه انگلیسی در ادامه نوشت: «بهرغم جنگ سال گذشته، ایران به میزان کافی توان نظامی خود را برای به خطر انداختن دشمنان خود در منطقه که هنوز منتظر رسیدن نیروهای کمکی آمریکا هستند، حفظ کرده است. از جمله مهمترین ذخایر آن، موشکهای کوتاهبرد است که توانایی حمله به اهداف نظامی ایالاتمتحده در قطر، بحرین، اماراتمتحدهعربی، کویت، عمان و عربستانسعودی را دارند. ایران به علاوه میتواند از آنها علیه زیرساختهای انرژی در خلیج فارس استفاده کند، همانطور که قبلاً در رابطه با عربستان سعودی چنین اتفاقی افتاده است.» تلگراف با اشاره به اینکه ارزیابی دقیق و قابل تأیید ذخایر موشکی ایران امری دشوار است، نوشت: «بهترین گمان این است که ایران حدود ۱۷۵۰ موشک بالستیک کوتاهبرد شامل «فاتح ۱۱۰ و ۱۱۳»، «ذوالفقار» و «قیام۱»در اختیار دارد.»
در این میان، اگرچه ایالات متحده سامانههای پاتریوت را در غرب آسیا دارد اما آنها برای فاز پایانی خط سیر موشک طراحی شدهاند، یعنی زمانی که به هدف نزدیک میشوند. آمریکا برای کاهش این تهدید ترجیح میدهد ناو جنگی و جتهای جنگنده بیشتر در منطقه داشته باشد. به نوشته روزنامه چاپ لندن، بنابراین، تعجبآور نیست که رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس از ترامپ خواستهاند عقبنشینی کند.
سخنرانیهای علنی مقامات اسرائیلی علیه ایران نیز به طور قابلتوجهی در هفته گذشته مهار شده است و به نظر میآید «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی همزمان با رهبران عرب، متحد بزرگ خود را بر آن داشته است که در این برهه زمانی حمله نکند.
همچنین اعتقاد بر این است که ایران تنها نیمی از موشکهای بالستیک میانبرد خود را طی جنگ ۱۲روزه در ژوئن گذشته علیه اسرائیل استفاده کرده است و برآوردها زرادخانه باقیمانده ایران را حدود ۱۵۰۰ موشک تخمین میزند.
در همین حال، فرماندهان نظامی اسرائیل با سؤالات ثابتی در مورد تعداد موشکهای رهگیر که برای دفع حملات آینده در اختیار دارند، مواجهاند. برخی برآوردها تعداد استفاده شده در ماه ژوئن را معادل ظرفیت تولید دو سال آن میدانند. واقعیت این است که با ادامه جنگ ژوئن موشکهای ایرانی بیشتری توانستند به دفاع هوایی اسرائیل نفوذ کنند.
تلگراف با اشاره به اینکه در حال حاضر هیچ ناوگروه جنگی حامل هواپیمای آمریکایی در غرب آسیا وجود ندارد، گزارش داد که ایالاتمتحده همچنین تعداد بسیار کمی هواپیمای جنگی پیشرفته در منطقه دارد و بخش عمدهای از ناوگان هوایی اف-۲۲ و اف-۳۵ آن در جاهای دیگر توزیع شدهاند. این عدم توانایی بشدت گزینههای تهاجمی کاخ سفید را کاهش میدهد.

