خوانش تاریخ‌گرایانه نوین از رمان سووشون

رمان‌های تاریخی عموماً برهه‌ای از گذشته را بازنمایی می‌کنند که یا جنگی در آن رخ داده و یا جامعه به دلایلی دستخوش تلاطم و نابسامانی شده است. در بحبوحه این بی‌ثباتی، تغییرات و تحولات بنیادینی هم در حال شکل گرفتن است و به بیان دیگر، جامعه به سرعت از یک وضعیت به وضعیتی دیگر ‌گذار می‌کند. گفتمان‌هایی به حاشیه رانده می‌شوند تا گفتمان‌هایی متفاوت سر برآورند و جای آنها را بگیرند. «سووشون» مصداق بارزی از این نوع رمان است و دوره پرتلاطمی از تاریخ کشور ما را در قالب شخصیت‌ها و رویدادهایی تخیلی بازنمایی می‌کند، اما هم شخصیت‌های این رمان نسبتی با مردم زمانه خود دارند و هم رویدادهایش با رخدادهای آن برهه آمیخته‌اند.
حسین پاینده در فصل «تاریخ‌گرایی نوین» جلد اول کتاب «نظریه و نقد ادبی» در تحلیل رمان «سووشون» می‌نویسد: «نویسنده مقطع مهمی از تاریخ معاصر را برای پس‌زمینه تاریخی حوادث رمان انتخاب کرده که عبارت است از سال‌های اشغال ایران به دست نیروهای متفقین در جریان جنگ جهانی دوم. نیروهای شوروی و انگلستان در شهریور سال 1320 از مرزهای شمال، غرب و جنوب وارد ایران شدند و با پیشروی سریع توانستند بخش بزرگی از کشور را اشغال کنند؛ نیروهای آمریکایی نیز حدود یک سال بعد به همپیمانان اشغالگرشان ملحق شدند. در جریان این تهاجم، عده زیادی از مردم ایران در بمباران‌های وسیع هواپیماهای جنگی متفقین کشته شدند و صدمات اساسی به زیرساخت‌های شهری و منابع کشور وارد آمد. طولی نکشید که بر اثر شرایط جنگی و نایاب شدن ارزاق عمومی، قحطی گسترش یافت و هرج و مرج و ناامنی کشور را فرا گرفت. بازه زمانی وقایع رمان سووشون، در اوج این ناامنی و قحطی یعنی حدود یک سال و نیم بعد از شروع اشغال ایران، از نیمه بهار 1322 با صحنه‌ای آغاز می‌شود که زری و یوسف (دو شخصیت اصلی رمان) به مراسم عقدکنان دختر حاکم منطقه فارس رفته‌اند و نهایتاً با مرگ یوسف در 29 مرداد همان سال و تشییع جنازه او در اولین روزهای شهریور به پایان می‌رسد. یوسف که خود از زمینداران بزرگ منطقه فارس است، در زمره مخالفان سیاست‌های دولت است، ولی در شرایطی که کشور به اشغال بیگانگان درآمده و هموطنان خودش از قحطی و گرسنگی و بیماری‌های واگیرداری مانند تیفوس رنج می‌برند، از فروش محصول زمین‌هایش به قشون اجنبی امتناع می‌کند. بسیاری از اطرافیان او (از جمله برادرش ابوالقاسم‌خان) و سایر زمینداران برای کسب منفعت بیشتر حاضر به تأمین آذوقه اشغالگران شده‌اند، اما یوسف تن به این کار نمی‌دهد. در این میان عشایری هم که در حکومت رضاشاه بشدت سرکوب شده بودند، به تحریک انگلیسی‌ها سر به شورش گذاشته‌اند و نیروهای دولتی را مورد حملات مسلحانه قرار می‌دهند. یکی از رویدادهای تاریخی همین بازه زمانی که در رمان هم به آن پرداخته شده، واقعه حمله مسلحانه عشایر قشقایی و بویراحمدی به ستون تدارکاتی ارتش ایران در تیرماه 1322 است که برای پشتیبانی از پادگان سمیرم عازم این شهر بود. در طول رمان، چندین بار به نارضایتی ایلات و عشایر و تحرکات آنان برای مقابله با قوای دولتی اشاره می‌شود و علاوه بر این، یکی از اختلافات یوسف با سران عشایر بر سر این موضوع است که آنها می‌خواهند از فرصت پیش آمده در جنگ جهانی دوم برای هدف اصلی خود (مبارزه با دولت مرکزی) استفاده کنند و لذا پنهان و آشکار با اشغالگران انگلیسی همراه شده‌اند، حال آن که یوسف به رغم اینکه خود از مخالفان سیاست‌های حکومت پهلوی است، همراهی با اشغالگران را عین خیانت به منافع ملی می‌داند. در پایان رمان، یوسف به دلیل مواضع سرسختانه‌اش در مخالفت با اشغالگران و همدستان آنها، در توطئه‌ای شوم کشته می‌شود.
سووشون اولین بار سال 1348 یعنی حدود دو دهه و نیم پس از مقطع زمانی رویدادهایش منتشر شد. با شرح مختصری که درباره حوادث رمان دادیم، معلوم می‌شود که این رمان پیوند محکمی با وقایع تاریخی نزدیک به زمان خود دارد و می‌توان آن را ذیل ژانر «رمان تاریخی» طبقه‌بندی کرد. اگر بخواهیم سووشون را از منظر تاریخ‌گرایی سنتی بررسی کنیم، آنگاه باید بگوییم که این رمان گرچه داستانی تخیلی را روایت می‌کند، ولی همچون آیینه‌ای شفاف تاریخ را در خود بازتابانده است. با اتخاذ چنین دیدگاهی، باید اشارات رمان به وقایعی مانند شورش سمیرم را هم شاهدی بر همین بازتابندگی محسوب کرد. اما خوانش این رمان از منظر تاریخ‌گرایی نوین توجه ما را به موضوعی فراتر از تطبیق رویدادهای آن با حوادث واقعی جلب می‌کند. در چنین خوانشی، موضوعی به مراتب مهم‌تر از صحت تاریخی در کانون توجه منتقد ادبی قرار می‌گیرد: اینکه متن این رمان از طریق بازنمایی حوادث تاریخی، کدام گفتمان‌های آن مقطع را به خواننده می‌شناساند و با این کار چگونه دست به بازتفسیر تاریخ می‌زند... نتیجه‌ای که از این بحث خواهیم گرفت این است که رمانی مانند سووشون را نه از حیث تطبیق با تاریخ، بلکه به دلیل بازنمایی آن از ساختار گفتمانی قدرت در برهه‌ای حساس از تاریخ ایران باید بررسی کرد.»

 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و سی و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و سی و هشت - ۲۸ دی ۱۴۰۴