به رسمیت شناختن اعتراض گامی ضروری است

علیرضا شریفی یزدی
جامعه‌شناس

به رسمیت شناختن اعتراض و گفت‌وگو با معترضان از سوی دولت، در کلیت خود اقدامی ارزشمند و در جای خود امیدوارکننده است. در چهار دهه گذشته، ما هیچ‌گاه مرز روشنی میان «معترض» و «آشوبگر» قائل نبوده‌ایم و اغلب همه را با یک چوب رانده‌ایم. همین رویکرد باعث شده صدای معترضان شنیده نشود و در مواردی، ناخواسته آنان به سمت ناآرامی و اغتشاش سوق داده شوند. 
از این منظر، تغییر رویکرد دولت قابل توجه و قابل دفاع است. با این حال، هر حرکت مثبتی را باید متناسب با ظرفیت و پتانسیل آن ارزیابی کرد و از آن انتظار نتیجه داشت. اگر قرار است صدای معترضان شنیده شود، نباید منتظر شکل‌گیری اعتراض خیابانی، تظاهرات یا ناآرامی در بازار و خیابان ماند تا به یاد گفت‌وگو بیفتیم. 
در کوتاه‌مدت، اقدام دولت در گفت‌وگو با بازاریان و تلاش برای رسیدن به جمع‌بندی مشترک، حرکتی ارزشمند است و نباید از آن غافل شد. این رویکرد را می‌توان نشانه‌ای از تغییر نگاه دولت دانست. 
اما اگر دولت بخواهد این مسیر را به‌صورت مستمر ادامه دهد، ناگزیر است سازوکارهای لازم آن را فراهم کند. مهم‌ترین و مؤثرترین راهکار برای گفت‌وگو با بدنه جامعه و شنیدن صدای اعتراض، تقویت تحزب است. متأسفانه در کشور ما حزب و تشکل به معنای علمی و واقعی آن وجود ندارد. 
آنچه گاه‌وبیگاه در موسم انتخابات با نام حزب ظاهر می‌شود و سپس ناپدید می‌گردد و از اقبال عمومی برخوردار نیست را نمی‌توان حزب دانست. دولت برای پیشبرد این مسیر، نیازی به اختراع دوباره چرخ ندارد؛ در همه جای دنیا اعتراض، نقد و مطالبه وجود دارد، اما این مطالبات از طریق احزاب کانالیزه و دسته‌بندی می‌شوند و دولت می‌داند با چه گروهی و بر سر چه خواسته‌ای گفت‌وگو می‌کند. 
این حرکت، در عین ارزشمندی، با چند چالش اساسی مواجه است. نخست آنکه بسیار دیر به این نتیجه رسیده‌ایم که هر معترضی آشوبگر نیست و نمی‌توان با تهدید، تنبیه و برخوردهای قهری همه را یکسان دید. البته این تأخیر را نمی‌توان صرفاً متوجه دولت آقای پزشکیان دانست؛ چراکه ایشان مدت کوتاهی است مسئولیت را برعهده گرفته‌اند. نکته دوم این است که این تغییر رویکرد در زمانی رخ می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه، به اشکال مختلف گلایه مند یا ناراضی  است و حمایت فعالی نیز نشان نمی‌دهد. 
 دولت باید هرچه سریع‌تر دست به اقدام بزند. بسیاری از مردم، حتی آنان که در انتخابات شرکت نکردند، کنار ایستاده‌اند به امید آنکه دولت بتواند تغییری ایجاد کند. اما وقتی می‌بینند اوضاع اقتصادی بدتر می‌شود- برای مثال، افزایش بیش از دو برابری قیمت دلار نسبت به سال گذشته- طبیعی است که دچار سرخوردگی شوند. جامعه سرخورده اگر راهی برای بیان مؤثر مطالبات خود نیابد، به سمت اعتراض حرکت می‌کند و اگر این اعتراض پاسخ مناسبی نگیرد، دست‌های بیرونی تلاش خواهند کرد آن را به آشوب و بی‌ثباتی تبدیل کنند. 
بنابراین اقدام دولت آقای پزشکیان بسیار ارزشمند است، اما نباید به این حد بسنده شود. این رویکرد باید توسعه و گسترش یابد، سازوکارهای آن به‌ویژه تحزب واقعی و انتخابات آزاد به‌طور جدی دنبال شود و از همه مهم‌تر، در شرایط فعلی، رسیدگی به معیشت مردم در اولویت قرار گیرد. تورم بالای ۵۰ درصد با یارانه‌های ناچیز جبران نمی‌شود و نیازمند تصمیمات اساسی است. 
همچنین،  تعامل با جهان و عبور از فشارهای تحمیلی ضرورتی انکارناپذیر به شمار می‌رود؛ موضوعی که خود آقای پزشکیان نیز بارها به آن اشاره کرده‌اند. اگر این اصلاحات به‌طور جدی دنبال شود، می‌توان امیدوار بود که روند امور به‌تدریج به سمت بهبود  حرکت کند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و سی و یک
 - شماره هشت هزار و نهصد و سی و یک - ۱۸ دی ۱۴۰۴