شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران:

اعتراضات حامل پیام‌های اجتماعی‌اند که باید شنیده شوند

در روزهایی که اعتراض‌های صنفی به یکی از مسائل محوری افکار عمومی بدل شده است، دکتر شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران، در یادداشتی با عنوان «ضرورت رصد و تحلیل اعتراضات مردمی» کوشیده است نگاه جامعه‌شناختی به این پدیده را از ورای هیجان‌های سیاسی و روایت‌های ساده‌انگارانه بازخوانی کند.

حمیدرضا حبیبی
گروه اندیشه

 نقطه‌ عزیمت تحلیل او، تأکید بر این نکته‌ بنیادین است که اعتراض‌های اجتماعی رخدادهایی ناگهانی، گسسته یا صرفاً واکنشی نیستند؛ بلکه برآمده از لایه‌های انباشته‌ تجربه‌ زیست روزمره، انتظارات برآورده‌نشده و شیوه‌های کنش در چهارچوب ساختارهای اجتماعی‌اند. از این منظر، اعتراض نه یک «استثنا»، بلکه شکلی از صورت‌بندی اجتماعی است که باید فهم شود، پیش از آنکه مورد قضاوت قرار گیرد.

 جامعه‌شناسی در مقام فهم، نه داوری سیاسی
احمدنیا با یادآوری جایگاه «جامعه‌شناسی» به‌عنوان دانشی توصیفی ـ تحلیلی، مرز روشنی میان «تحلیل علمی» و «داوری سیاسی» ترسیم می‌کند. جامعه‌شناسی، در این نگاه، مأمور صدور نسخه یا اتخاذ موضع نیست، بلکه وظیفه‌اش «فهم» سازوکارهایی است که به بروز کنش‌های جمعی می‌انجامد. بنابراین همین تمایز، اهمیت رویکرد علمی را در زمانه‌ غلبه‌ تفسیرهای شتاب‌زده و تک‌علتی برجسته می‌کند.
 
کانال‌های رسمی بیان مطالبات
در تحلیل او، اعتراض به‌عنوان نوعی «ارتباط اجتماعی پرهزینه» تعریف می‌شود؛ شکلی از پیام‌رسانی جمعی که زمانی فعال می‌شود که کانال‌های نهادی، صنفی یا مدنی بیان مطالبات از نگاه بخشی از جامعه ناکارآمد یا کم‌اثر تلقی شوند. این تعریف، اعتراض را نه صرفاً «کنش اعتراضی»، بلکه حامل معنا و «درخواست شنیده‌شدن» معرفی می‌کند؛ معنایی که بدون توجه همزمان به زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، نسلی و وضعیت سرمایه‌ اجتماعی قابل درک نیست.
 چرا ساده‌سازی پدیده‌های اجتماعی پرمخاطره است؟
رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران در عین حال نسبت به خطر ساده‌سازی هشدار می‌دهد. تجربه‌ تاریخی نشان داده است که تقلیل پدیده‌های پیچیده‌ اجتماعی به روایت‌های هیجانی یا تک‌علتی، نه‌تنها به حل مسأله کمکی نمی‌کند، بلکه خود به بازتولید سوءتفاهم و تشدید شکاف‌ها می‌انجامد. این هشدار، در واقع نقدی ضمنی به فضای غالب رسانه‌ای و سیاسی است که اغلب از چنین ساده‌سازی‌هایی تغذیه می‌کند.

 نقش «گفت‌وگو» در بازسازی اعتماد اجتماعی
در افق پیشنهادی احمدنیا، «گفت‌وگو» و «بازسازی اعتماد» جایگاهی محوری دارند. نگاه جامعه‌شناختی، به‌جای انکار یا تقابل، بر تقویت پل‌های ارتباطی میان گروه‌های اجتماعی تأکید می‌گذارد؛ امری که بنا بر پژوهش‌های تطبیقی و تجربی، یکی از عوامل کلیدی پایداری اجتماعی در جوامع متکثر به شمار می‌آید. او تصریح می‌کند که این تأکید، توصیه‌ای سیاسی نیست، بلکه نتیجه‌ یافته‌های علمی است.

علم اجتماعی؛ چراغی برای دیدن دقیق‌تر واقعیت
او در جمع‌بندی تحلیلش، تصویری امیدوارانه اما واقع‌بینانه از جامعه‌ ایران ارائه می‌دهد؛ جامعه‌ای برخوردار از سرمایه‌های انسانی و فرهنگی که نیازمند رویکردهایی است که پیچیدگی‌هایش را به رسمیت بشناسد. علم اجتماعی، به تعبیر او، قرار نیست نسخه‌های فوری بپیچد، اما می‌تواند چراغی برای دیدن دقیق‌تر واقعیت باشد؛ نقشی حداقلی اما ضروری در زمانه‌ای که بیش از هر چیز به فهم عمیق نیاز دارد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هشت - ۱۵ دی ۱۴۰۴