فعالان سیاسی در گفت‌و‌گو با «ایران» به مواضع مداخله جویانه دونالد ترامپ واکنش نشان دادند

ما را به خیر تو امید نیست

گروه سیاسی/ موضع مداخله جویانه رئیس ‌جمهوری آمریکا همزمان که با واکنش‌های داخلی در ایران روبه‌رو شد، از سوی یک نماینده مجلس ایالات متحده رمزگشایی شد. «توماس مسی» نماینده جمهوری‌خواه از ایالت کنتاکی در شبکه ایکس نوشت: «این تهدید ربطی به آزادی بیان در ایران ندارد؛ موضوع بر سر دلار، نفت و اسرائیل است.» دونالد ترامپ، در واکنش به برخی اعتراضات صنفی روزهای گذشته در برخی شهرهای ایران در پیامی تهدیدآمیز و مداخله‌جویانه مدعی شد در صورت «برخورد خشونت‌آمیز» با معترضان، ایالات متحده «آماده کمک» به آنها خواهد بود. مواضع مداخله جویانه خارجی و در رأس آنها مقامات آمریکا و اسرائیل استانداردهای دوگانه در سیاست خارجی غرب را یک بار دیگر نشان داد. جایی که رئیس‌ جمهوری آمریکا همین چند وقت پیش ورود ایرانی‌ها به این کشور را ممنوع می‌کند و برای مواجهه سخت با برخی جرایم داخلی، گارد ملی را روانه ایالات می‌کند و نخست‌وزیر رژیم اسرائیل به عنوان بزرگترین ناقض حقوق فلسطینی‌ها، حالا مدعی حمایت از مردم ایران می‌شود. بماند که هنوز چند ماهی از حمله مشترک به رهبری هر دو نفر علیه ایران نمی‌گذرد. به هر روی این موضع‌گیری، زمینه ساز واکنش‌های متعدد ایرانی‌ها اعم از مسئولان، فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و مردم عادی شد. چنانکه سید حسین موسویان از دیپلمات‌های پیشین در واکنش به این موضوع یادآوری کرد: «این تهدیدها و موضع‌گیری‌ها مغایر منشور سازمان ملل و اصول حقوق بین‌الملل و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست. تجربه حملات نظامی ۲۰۲۵ آمریکا و اسرائیل نشان داد که در زمان دخالت خارجی، مردم ایران علیه واشنگتن و تل‌آویو متحد می‌شوند، نه در کنار آنها.» رضا نصری کارشناس حقوق بین‌الملل هم در این باره نوشت: «هدف ترامپ ایجاد فضایی است که در آن سلول‌های خفته موساد، مجاهد خلق و سلطنت‌طلب‌ از میان معترضان به نیروهای انتظامی تیراندازی کنند؛ و پاسخ متقابل نیروهای امنیتی به او بهانه مداخله نظامی دهد. او می‌خواهد ایرانیان، ‎ایرانی‌کشی کنند. این فرمول جنگ داخلی و لیبی‌سازی است. هشیار باشیم‌.» آذر منصوری دبیرکل حزب اتحاد ملت و رئیس جبهه اصلاحات ایران نیز در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس با بیان اینکه اعتراض حق مردم است و باید شنیده شود، نوشت: «هرگونه دخالت خارجی را صریح و قاطع محکوم می‌کنیم؛ این دخالت‌ها به زیان اعتراضات خشونت‌پرهیز است.» محمود واعظی قائم مقام و رئیس دفتر سیاسی حزب اعتدال و توسعه گفت: «فردی که با تحریم‌هایش، حقوق اولیه و حتی «دارو» را از مردم ایران دریغ کرده، ژست «ناجی» گرفته!‌ ایران قیم «کاسب» نمی‌خواهد و حقوق کسبه و معترضان واقعی، مقدس است، نه ابزار بازی قدرت‌ها.» فعالان سیاسی و حزبی با گرایش‌های متفاوت در گفت‌و‌گو با «ایران» تأکید کرده‌اند که حل مسائل اجتماعی، بیش از هر چیز، نیازمند گفت‌وگو، شنیدن صدای مردم و پرهیز از امنیتی‌سازی مسیر مطالبات مدنی است. آنچه می‌تواند اعترضات و تجمعات را به ناآرامی بکشاند، نه اصل اعتراض، بلکه بسته شدن مسیرهای قانونی مطالبه‌گری و میدان دادن به جریان‌های فرصت‌طلب است؛ جریان‌هایی که چه در داخل و چه در خارج، تلاش می‌کنند بر موج نارضایتی‌ها سوار شوند و اهداف سیاسی خود را پیش ببرند. این کنشگران سیاسی مواضع مداخله جویانه خارجی و در رأس آنها رئیس‌ جمهوری آمریکا را محکوم و تأکید کرده‌اند که این مواضع نه از سر خیرخواهی برای مردم ایران بلکه در ادامه اهداف سیاسی علیه کشور است.

اعتراض در آمریکا؛ استاندارد دوگانه ترامپ در قبال ناآرامی‌ها

محمدکاظم انبارلویی 
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی 

چندی پیش میلیون‌ها نفر در ۵۰ ایالت آمریکا به خیابان‌ها آمدند و با شعارهایی علیه فاشیسم و دونالد ترامپ، نارضایتی خود را از وضعیت معیشتی و اقتصادی اعلام کردند. معترضان تأکید داشتند که شاخص‌های رفاه عمومی در دوران ریاست‌ جمهوری ترامپ به‌طور محسوسی کاهش یافته است. این اعتراضات گسترده، بازتاب وسیعی در رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی، بویژه رسانه‌های آمریکایی داشت و به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تجمعات اعتراضی سال‌های اخیر در ایالات متحده ثبت شد. با این حال، همان رئیس ‌جمهوری که در برابر اعتراضات میلیونی مردم کشور خود ناچار به سکوت یا عقب‌نشینی شد، امروز در قبال تجمعات صنفی و اعتراضات بحق برخی بازاریان در ایران، موضع‌گیری مداخله‌جویانه و تحریک‌آمیز اتخاذ می‌کند. این رفتار، جلوه‌ای آشکار از استاندارد دوگانه‌ای است که سیاستمداران آمریکایی سال‌هاست در قبال ملت‌ها به کار می‌گیرند.‌ 
واقعیت آن است که همزمان با برخی نارضایتی‌های صنفی، سرویس‌های امنیتی آلمان، فرانسه و انگلیس در تلاش بودند تا با هدایت و سازماندهی عوامل خود، اعتراضات را از مسیر قانونی خارج کرده و به آشوب تبدیل کنند. افرادی که طی روزهای اخیر بازداشت شدند، هیچ ارتباطی با بازار و بازاریان نداشتند؛ بلکه عناصر آموزش‌دیده‌ای بودند که در تهران و برخی شهرستان‌ها مأموریت داشتند بر موج نارضایتی‌ها سوار شده و امنیت عمومی را هدف قرار دهند. حمایت و همراهی ترامپ با این جریان‌ها نیز دقیقاً در همین چهارچوب قابل تحلیل است؛ حمایتی که نه از سر دلسوزی برای معیشت مردم، بلکه در امتداد پروژه‌های امنیتی و اطلاعاتی دشمنان جمهوری اسلامی در داخل کشور صورت می‌گیرد و هیچ نسبتی با مطالبات واقعی بازار ندارد. خوشبختانه بازاریان تهران و شهرستان‌ها در گفت‌وگوهای خود با رسانه ملی، با بیان مطالبات و انتقادات صنفی نسبت به عملکرد دولت، هرگز با اغتشاش، ناامنی و اقداماتی که امنیت اقتصادی آنان را تهدید می‌کند، همراهی نکردند.  تجربه تاریخی بازار نشان داده است که این قشر همواره مرز خود را با جریان‌های مخرب و آشوب‌طلب حفظ کرده است. در این میان، مواضع اخیر ترامپ را می‌توان تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌های سیاست خارجی او دانست. شکست مفتضحانه در نبرد ۱۲روزه و عقب‌نشینی به سمت التماس برای آتش‌بس، رئیس ‌جمهوری آمریکا را به جست‌وجوی راهی برای توجیه این ناکامی‌ها سوق داده است. 
موضع‌گیری علیه ایران و حمایت تبلیغاتی از اغتشاشگران، بخشی از همین فرار رو به جلوست.‌ جمهوری اسلامی ایران یک نظام مستقر با دولتی قوی و پاسخگو در برابر مطالبات مردم است و از نیروهای مسلحی برخوردار است که امنیت کشور را در داخل و خارج تضمین کرده‌اند.

 

باید زمینه فرصت طلبی خارجی ها را از بین برد

احمد حکیمی‌پور
 دبیر کل  حزب اراده ملت 

در هر جامعه‌ای، بروز مسائل و مشکلات داخلی امری اجتناب‌ناپذیر است. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت اساسی دارد، نحوه مدیریت این مسائل در چهارچوب سازوکارهای داخلی و نظم حقوقی کشور است.  تجربه نشان می‌دهد هرگاه مطالبات اجتماعی و صنفی در مسیرهای قانونی و تعریف‌شده پیگیری شود، امکان کنترل تنش‌ها و جلوگیری از بحران‌های امنیتی افزایش می‌یابد. از این منظر، موضع‌گیری اخیر رئیس‌جمهوری را می‌توان مثبت و آرام‌کننده ارزیابی کرد؛ جایی که با به‌رسمیت شناختن حق اعتراض، بر آمادگی دولت برای گفت‌وگو و مذاکره تأکید شد.  چنین رویکردی، پیام روشنی به جامعه مخابره می‌کند مبنی بر اینکه مطالبات مردم شنیده می‌شود و مسیر تعامل همچنان باز است. با این حال، در هر فضای ملتهب، همواره گروه‌هایی وجود دارند که تلاش می‌کنند بر موج نارضایتی‌ها سوار شوند؛ چه در داخل و چه در خارج از کشور. این «موج‌سواران» لزوماً دغدغه حل مشکلات مردم را ندارند و اغلب به دنبال پیشبرد اهداف سیاسی یا منافع خاص خود هستند.  بی‌تفاوتی به این واقعیت می‌تواند مسیر مطالبات بحق را به سمت تنش، درگیری و بی‌ثباتی سوق دهد.  به نظر من راهکار اساسی، تقویت و فعال نگه‌داشتن سازوکارهای حقوقی و قانونی برای بیان مطالبات عمومی است. باید این مسیر برای همه اقشار، گروه‌ها و صنوف جامعه باز و شفاف باشد تا مسائل و اختلافات در چهارچوب قانون حل‌وفصل شود و به عرصه تقابل خیابانی یا درگیری‌های پرهزینه کشیده نشود.  بنابراین آرام‌سازی فضا نه با انکار مشکلات ممکن است و نه با برخوردهای هیجانی؛ بلکه با گفت‌وگو، پذیرش حق اعتراض و پایبندی به نظم حقوقی کشور محقق می‌شود. اگر این اصول رعایت شود، هم مطالبات مردم شنیده خواهد شد و هم زمینه سوءاستفاده جریان‌های فرصت‌طلب خارجی و از جمله رئیس جمهوری آمریکا از بین خواهد رفت.

 

سکوت پرهزینه جهان در برابر نظم تحمیلی آمریکا و اسرائیل

منصور حقیقت‌پور نماینده ادوار مجلس

اظهارات اخیر رئیس‌جمهوری آمریکا و مقامات رژیم صهیونیستی درباره اعتراضات مردمی در ایران، صرفاً موضع‌گیری سیاسی یا رسانه‌ای نیست؛ بلکه نمونه‌ای آشکار از دخالت در امور داخلی کشورها و لگدمال کردن اصول بنیادین حقوق بین‌الملل است. این رویکرد نشان می‌دهد که آمریکا و اسرائیل در حال تحمیل نظمی ناخواسته و نامیمون بر جهان هستند؛ نظمی که بر پایه زور، هژمونی نظامی و سکوت معنادار بسیاری از دولت‌ها شکل گرفته است. این پروژه از غرب آسیا آغاز شد.  ابتدا تمرکز بر خلع سلاح گروه‌های مقاومت همچون حماس و حزب‌الله قرار گرفت، سپس سوریه در عمل از مدار ثبات خارج شد و امروز شاهد تلاش برای تجزیه کشورهایی مانند سودان و یمن هستیم؛ روندی که به‌سادگی و بدون پاسخ مؤثر از سوی جامعه جهانی در حال اجراست. این زنجیره مداخلات نشان می‌دهد که هدف، صرفاً یک کشور یا یک بحران نیست، بلکه «صاف‌سازی» کشورهای مستقل و بازطراحی نقشه قدرت در جهان است.  در این میان، سکوت برخی بازیگران مهم بین‌المللی سؤال‌برانگیز است. کشورهایی مانند روسیه که پیمان‌های همکاری راهبردی با برخی دولت‌ها از جمله ونزوئلا دارند، نباید در برابر این تحولات بی‌تفاوت بمانند. همچنین کشورهای تأثیرگذار منطقه‌ای همچون مصر، عربستان، قطر، ترکیه و عراق، بیش از هر زمان دیگری در معرض پیامدهای این نظم تحمیلی قرار دارند و سکوت آنها، هزینه‌ای مستقیم برای امنیت و استقلالشان خواهد داشت.  درواقع آمریکا و اسرائیل در حال تقسیم منافع و مدیریت بحران از دور هستند؛ چه در اروپا، چه در آمریکای جنوبی و چه در آفریقا. به نظر می‌رسد راه مقابله با این روند، صرفاً در بیانیه‌های سیاسی خلاصه نمی‌شود. اگر حتی ۵۰ یا ۶۰ کشور اسلامی به‌طور هماهنگ، حداقل در حوزه اقتصادی و تجاری واکنش نشان دهند و از خرید کالاها و خدمات وابسته به این بلوک قدرت خودداری کنند، فشار قابل‌توجهی بر طراحان این نظم تحمیلی وارد خواهد شد. امروز جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند بیداری جمعی است. کشورهای مستقل، اعضای سازمان شانگهای و دولت‌هایی که هنوز به حاکمیت و استقلال خود باور دارند، نباید در برابر این روند سکوت کنند. اعتراض سیاسی، فشار اقتصادی، اقدام حقوقی و حتی همکاری‌های دفاعی، ابزارهایی مشروع برای مقابله با نظمی است که آینده امنیت جهانی را تهدید می‌کند. سکوت، در این معادله، نه بی‌طرفی که همراهی با ظلم است؛ و هزینه آن، دیر یا زود، دامن همه را خواهد گرفت.

 

مداخلات ترامپ فاقد اعتبار است

 عبدالحسین  روح‌الامینی 
عضو شورای مرکزی حزب توسعه و عدالت ایران 

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، با ادعاهای بی‌پایه و اساس و تکراری خود، هیچ کاری نمی‌تواند بکند. حرف‌های او نه‌تنها فاقد اعتبار است، بلکه دخالت آشکار در امور داخلی ایران به شمار می‌رود و پاسخی جز بی‌اعتنایی از سوی ملت آگاه ایران ندارد. ملت ایران هیچ‌گاه جنایات آمریکا در حق خود را فراموش نخواهد کرد؛ از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گرفته تا شلیک به هواپیمای مسافربری ایران که بر فراز خلیج فارس رخ داده است.
در طول 47 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به طور خاص تحریم‌های ناعادلانه‌ای را ایجاد کرده و فشارهای زیادی را بر وضعیت اقتصاد و معیشت مردم به بهانه صلح وارد کرده است. جنگ‌های زیادی را به راه انداخته یا تشدید کرده و دخالت‌های آشکار داشته است. نسل‌های جدید که این اتفاقات را به یاد ندارند، اما از خردادماه امسال تجاوزگری استکباری و قلدری را در روابط بین‌الملل و معادلات جهانی به‌خوبی دیدند و خود می‌توانند قضاوت کنند. آنها حالا به‌خوبی درک کرده‌اند که آمریکا مردم ایران و کشور ایران را بی‌دفاع می‌خواهد؛ بدون داشتن حق دفاع موشکی یا توانمندی‌های فناوری‌های مورد نیاز، ایران را تکه‌تکه می‌خواهد، نه یکپارچه، پرتوان و قوی. دنبال تجزیه و تکه‌پاره کردن ایران و غارت منابع آن است؛ امروز به بهانه‌های مختلف معادن گران‌بهای ونزوئلا و چند سوی دیگر در آفریقا را غارت می‌کند، کما اینکه سال‌های گذشته در عراق و جای‌جای دنیا، بوی تجاوزشان جاری است. استکبار جهانی، ملت‌های آزاد و مستقل را تحمل نمی‌کند.

 

باید با همبستگی ملی در برابر آمریکا بازدارندگی ایجاد کرد

غلامرضا ظریفیان 
عضو شورای مرکزی مجمع ایثارگران 

وقتی رئیس‌جمهوری یک کشور بزرگ تا این اندازه صریح و بدون پرده در امور داخلی کشور دیگری دخالت می‌کند، این رفتار نشانه آن است که نظام مدیریت نظم جهانی با چالش‌های جدی روبه‌رو شده و سازوکارهای پیش‌بینی‌شده برای حفظ صلح، احترام به حاکمیت ملی و رعایت قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی دچار خدشه شده است. این نوع مداخله پیام خطرناکی برای جهان دارد، زیرا القا می‌کند که هر کشور یا ملتی هر زمان با منافع یک جریان در آمریکا در تعارض قرار گیرد، می‌تواند به سادگی هدف تهدید و فشار قرار گیرد و این موضوع صرفاً ایران را تهدید نمی‌کند، بلکه بسیاری از مناسبات و قواعد بین‌المللی را با بحرانی جدی مواجه می‌سازد.​
از سوی دیگر، هر اندازه جامعه ایران با شکاف‌های داخلی، آسیب های اقتصادی و اجتماعی و کاهش سرمایه اجتماعی روبه‌رو شود، طمع‌ورزی نسبت به این کشور افزایش می‌یابد و دشمنان می‌کوشند از این شکاف‌ها برای اعمال فشار و مداخله بهره بگیرند. ایران امروز در یک موقعیت تاریخی و سیاسی قرار دارد که هم نیازمند فهم درست و عمیق تحولات بین‌المللی است و هم مستلزم اتخاذ تصمیم‌های به‌موقع و هوشمندانه متناسب با این تحولات.​ تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که ایران برای ایرانیان، هم از حیث هویت ملی و هم از منظر امنیت جمعی، جایگاهی مقدس و بسیار مهم دارد و همین همبستگی در لحظات حساس، قدرت بازدارندگی کشور را بالا می‌برد. 
اکنون پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان با تمهیدات دقیق در عرصه‌های اقتصادی و فرهنگی، این همبستگی تاریخی را تقویت کرد تا طمع‌ورزی سلطه‌جویانه به سراغ ایران نیاید و نتواند به جامعه لطمه بزند.​ در چنین شرایطی، آنچه ضرورت دارد، فهمی بهتر و عمیق‌تر از وضعیت، همراه با سیاست‌های عاجل، واقع‌بینانه و تجربه‌محور است تا مراقبت شود جامعه ایران در کوران بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و در فضای بی‌ثباتی قواعد حاکم بر نظام جهانی، دچار آسیب‌های جبران‌ناپذیر نشود.

 

دخالت خارجی، خط قرمز من است

صادق زیباکلام 
استاد سابق  علوم سیاسی

به شخصه با هرگونه دخالت قدرت‌ها و کشور‌های بیگانه در امور داخلی ایران مخالفم و این موضع را بارها و به‌صراحت بیان کرده‌ام. این مخالفت نه از سر انکار مشکلات داخلی بلکه دقیقاً از دل پذیرش واقعیت‌های موجود برمی‌آید.  تردیدی نیست که کشور با مشکلاتی روبه‌روست. از مشکلات اقتصادی گرفته تا برخی ناکارآمدی ها... طبیعی است که در چنین شرایطی طیف هایی از مردم معترض باشند و صدای نارضایتی خود را بلند کنند.  من پیش‌تر نیز در نوشته‌ها و توییت‌هایم، به‌ویژه پس از تحولات منطقه‌ای و اظهارات برخی چهره‌ها، نظراتم را درباره سیاست خارجی جمهوری اسلامی گفتم.  در کنار این نقدها، همواره تأکید کرده‌ام که اعتراضات مردمی به وضعیت موجود، مدنی‌ترین و طبیعی‌ترین حق شهروندان ایرانی است. مردم حق دارند نسبت به آینده خود، معیشت‌شان و شیوه اداره کشور معترض باشند.  با این حال، نقطه‌ای که برای من خط قرمز محسوب می‌شود، پیوند زدن این مطالبات به مداخله خارجی است.  وقتی می‌گویم در کنار افرادی مانند نتانیاهو قرار نمی‌گیرم، منظورم دقیقاً همین است. معنای این موضع آن است که هرگونه تلاش برای اصلاح وضع موجود باید به دست خود ایرانیان و از دل جامعه ایران صورت بگیرد. تجربه تاریخی نشان داده که ورود قدرت‌های بیگانه، نه‌تنها به آزادی و رفاه منجر نشده، بلکه اغلب آینده کشورها را با بی‌ثباتی و بحران‌های عمیق‌تری مواجه کرده است.  منافع آن قدرت‌ها ذاتاً با منافع ملت ایران همسو نیست و نمی‌توان آینده ایران را بر پایه نیت و دخالت دیگران بنا کرد. راه اصلاح، هرچند دشوار و پرهزینه، اما تنها از مسیر اراده و کنش جمعی ایرانیان می‌گذرد.

 

 هوشیاری در جهانی بی‌پرده

ناصر ایمانی
 فعال سیاسی اصول گرا

برای بخش قابل‌توجهی از مردم ایران، این واقعیت که آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی در بسیاری از اغتشاشات سال‌های گذشته ایران نقش و دخالت داشته‌اند، موضوعی روشن و غیرقابل‌ تردید است. با این حال، طبیعی است که در مقاطعی برخی از مردم نسبت به این مسأله دچار تردید شده باشند و اعتراضات شکل‌گرفته را صرفاً به‌عنوان اعتراضاتی کاملاً مردمی و خودجوش تلقی کرده باشند. 
این نگاه هرچند از سر حسن‌نیت و اعتماد به مطالبات اجتماعی شکل می‌گرفت ولی همه واقعیت را در بر نمی‌گرفت. در کنار اعتراضات واقعی و مطالبات بحق مردم، همواره لایه‌ای پنهان از هدایت، سازمان‌دهی و سوءاستفاده توسط سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه وجود داشته که هدف آنها نه اصلاح امور، بلکه ایجاد بی‌ثباتی و کشاندن فضا به سمت خشونت بوده است. البته نباید این نکته مهم را نادیده گرفت که در سال‌های گذشته، بخش‌هایی از جامعه واقعاً معترض بوده‌اند. مردم عادی، کسبه و بازاریان، کارگران و اقشار مختلف، نسبت به مشکلات معیشتی، افزایش قیمت‌ها و فشارهای اقتصادی اعتراض داشته‌اند و این اعتراضات نیز در اصل، مشروع و قابل درک بوده است. 
همان‌گونه که رهبری نیز به صراحت بر درستی اصل اعتراض برخی اقشار، از جمله بازاریان تأکید می‌کنند. همچنین مردمی که با دشواری‌های جدی در تأمین هزینه‌های زندگی، پوشاک و نیازهای اولیه روبه‌رو هستند و این شرایط برای آنها ناراحت‌کننده و نگران‌کننده است. 
اصل اعتراض به چنین وضعیت‌هایی نه‌تنها نادرست نیست، بلکه نشانه زنده‌بودن جامعه و حساسیت آن نسبت به مسائل خود است. مسأله اما از جایی آغاز می‌شود که این اعتراضات به‌حق، به بستری برای سوءاستفاده تبدیل می‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که سرویس‌های بیگانه در چنین نقاطی وارد عمل می‌شوند. یعنی جایی که نارضایتی واقعی وجود دارد. یعنی می‌توانند با تحریک، هدایت و سازمان‌دهی پنهان، آن نارضایتی واقعی را از مسیر مطالبه‌گری خارج کنند و به سمت خشونت، آشوب و اغتشاش سوق بدهند. 
امروز دیگر این مسأله صرفاً یک تحلیل یا ادعا نیست، بلکه با اعترافات و اظهارات رسمی خود آمریکایی‌ها، به‌صورت علنی بیان شده است. وقتی آنها رسماً اعلام می‌کنند که در اغتشاشات نقش داشته‌اند، این موضوع باید سطح هوشیاری مردم را به‌طور جدی افزایش دهد و نگاه ساده‌انگارانه به تحولات اجتماعی را کنار بزند. نکته مهم دیگر این است که جهان امروز وارد مرحله‌ای جدید شده است. 
غرب، بویژه قدرت‌های مسلط، دیگر حتی تلاشی برای پنهان‌کاری هم نمی‌کنند. اگر در دهه‌ها و قرن‌های گذشته، برای دخالت در امور کشورها بهانه‌سازی می‌کردند، کودتاها را مخفیانه انجام می‌دادند یا حملات خود را پشت عناوین حقوق بشری و امنیتی پنهان می‌کردند، امروز این پرده‌ها کنار رفته است. اکنون با جهانی مواجه هستیم که در آن، نظم و قاعده‌ای جز زورگویی عریان حاکم نیست. به‌سادگی اعلام می‌کنند که در تظاهرات یک کشور دخالت کرده‌اند و به‌راحتی به کشوری مستقل حمله می‌کنند، رهبر آن را دستگیر می‌کنند و هیچ احساس نگرانی یا شرم سیاسی هم ندارند. 
در چنین جهانی، آگاهی و هوشیاری مردم اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. جامعه باید بداند در چه شرایطی و در چه نظمی زندگی می‌کند و دشمنان از چه ابزارهایی برای ضربه‌زدن استفاده می‌کنند. 
حفظ و تقویت قدرت اجتماعی، انسجام داخلی و تفکیک میان اعتراض بحق و اغتشاش هدایت‌شده، یک ضرورت حیاتی است. اگر مردم این مرز را به‌خوبی بشناسند، اجازه نخواهند داد که مطالبات واقعی‌شان به ابزاری برای سوءاستفاده دیگران و مشخصا رئیس جمهوری آمریکا تبدیل شود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هفت
 - شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هفت - ۱۴ دی ۱۴۰۴