نگاهی به مستند «آگیـــــرا»، اکران شده در نوزدهمین جشنواره سینماحقیقت
هویت، حقیقت و مسئولیت هنرمند
مصطفی آتشمرد
مستندساز
مستند «آگیرا» ساخته محمدصادق اسماعیلی، اثری است که در تقاطع مشاهده و درگیری عاطفی با سوژهاش ایستاده است. این فیلم که حاصل چهار سال همراهی با شخصیت اصلی، علی، است، با بافتی پیچیده از مسائل هویتی، اجتماعی و فلسفی گره خورده است. آنچه «آگیرا» را متمایز میکند، نه فقط موضوع آن، که نحوه مواجهه کارگردان با این موضوع است؛ همراهی طولانیمدت، که به فیلم اجازه میدهد از ثبت یک تراژدی شخصی فراتر رفته و به مطالعه یک «موقعیت» تبدیل شود؛ موقعیتی که در آن فقر، اعتیاد و آسیبهای اجتماعی در کرمان را هم در پسزمینه به تصویر میکشد.
فیلمبرداری مهدی آزادی، که اغلب نقشی کلیدی در مستندهای شاخص ایرانی دارد، در «آگیرا» به اوجی از هماهنگی با نیت کارگردان میرسد. دوربین او نه مزاحم شخصیتهاست و نه منفعل، بلکه چون سایهای همدل به دنبال علی حرکت میکند. نماهای اورشولدر و تعقیبکنندههای باثبات، مخاطب را در جایگاه یک همراه نزدیک قرار میدهد و آن قاببندیهای بهظاهر اتفاقی اما عمیقاً حسابشده، زندگیش در حاشیه را بدون قضاوت و با حداقل جلوهپردازی نمایش میدهند. این همان «حس مستند» منحصربهفردی است که آزادی با آن شناخته میشود. نقطه قوت دیگر، تدوین حمید نجفیراد است که با وجود ماهیت پراکنده و غیرخطی مواد خام، موفق شده روایتی روان و پرکشش بسازد و سردرگمی علی را به ریتمی درونی برای فیلم تبدیل کند.
با این حال، فیلم از برخی انتخابهای فرمال خالی از اشکال نیست.استفاده مکرر از موسیقی برای برجستهسازی لحظات عاطفی، انتخابی قابل بحث است. این موسیقی گاهی با اخلاق مشاهدهگرایانه غالب فیلم در تناقض میافتد و خطر جهتدهی آشکار به احساسات مخاطب را دارد. شاید اگر فیلم به سکوت و صداهای محیطی اعتماد بیشتری میکرد، همانبار عاطفی با ظرافتی بیشتر منتقل میشد. همچنین اگرچه حضور شخصیتهای فرعی متعدد بر پیچیدگی واقعیت زندگی علی صحه میگذارد، اما مدیریت این حجم از اطلاعات در بخشهایی میتواند برای بیننده چالشبرانگیز باشد. برخلاف برخی مستندها که تنها به نمایش رنج بسنده میکنند، این مستند بهطور نامحسوسی پرسشهایی بنیادین را مطرح میکند: نقش یک مستندساز در زندگی سوژهاش چیست؟ گروه فیلمبرداری مداخلهای مثبت دارند، مرز همیشگی بین مشاهده و دخالت را مبهم میکنند و فیلم را به یک متن غنی برای بحثهای اخلاقی در سینمای مستند تبدیل مینماید. از سوی دیگر، جستوجوی نافرجام علی برای یافتن ریشههایش، به نمادی بزرگتر از جستوجوی انسان برای معنا در جهانی بیثبات بدل میشود. پایانبندی فیلم، با دستیابی به یک مدرک هویتی اما نه حقیقت نهایی، عمیقاً تلخ و در عین حال متعالی است. در نهایت، «آگیرا» محصول صبر و سرمایهگذاری عاطفی است. این فیلم ثابت میکند که قدرتمندترین لحظات مستندسازی، اغلب نه در جلوی دوربین، که در گذر زمان و در عمق یک رابطه انسانی راستین شکل میگیرند. محمدصادق اسماعیلی با این اثر، مستندی خلق کرده که هم تصویری تکاندهنده از بخشی از جامعه ارائه میدهد و هم پرسشهایی جهانشمول درباره هویت، حقیقت و مسئولیت هنرمند را پیش میکشد.

