دولت حقوقی و محدودیتهای سازندگی؛ مقایسه تجربه آمریکا و چین
وقتی توسعه پشت میز وکلا میماند
دن وانگ
پژوهشگر مؤسسه هوور دانشگاه استنفورد ترجمه: امیر فرشباف
در بهار امسال، وضع تعرفههای سنگین و ویرانگر بر کالاهای چینی، یادآوری سادهای از قدرت فزاینده فناوری این کشور بود که نهایتاً هم موجب عقبنشینی دولت آمریکا شد. اندکی پس از اعلام تعرفههای جدید در دوم آوریل از سوی دونالد ترامپ، پکن بهطور ناگهانی صادرات آهنرباهای موسوم به «کمیاب» را متوقف کرد. هنگامی که ترامپ این تصمیم را اعلام کرد، شرکتهای خودروسازی سراسر جهان دچار هراس شدند. این آهنرباها - که عمدتاً در کارخانههای چین و از فلزاتی تولید میشوند که از معادن این کشور استخراج میشود - برای ساخت خودروها حیاتیاند. بدین ترتیب شرکت فورد، تولیداتش در یکی از کارخانههای شیکاگو را متوقف کرد و انجمنهای صنفی خودروسازان در آمریکا و اروپا هشدار دادند که انجمنهای لابی خودروسازی تنها چند هفته تا توقف تولید فاصله دارند. حتی برخی از آنها گفتند که در حال بررسی انتقال بخشی از تولید خود به چین هستند تا دسترسی به منابع تأمین، حفظ شود. در نهایت، در روز ۱۲ مه، کاخ سفید موافقت کرد که نرخ تعرفه علیه چین را کاهش دهد، پیش از آنکه توافقهای تجاری با اروپا، کانادا، ژاپن یا دیگر کشورهای متحد خود را اعلام کند!
چین ۹۰ درصد آهنرباهای خاکی کمیاب را تولید میکند؛ این تنها محصولی نیست که پکن میتواند از سایر کشورها دریغ کند. چین با دههها سیاست صنعتی و کارآفرینی بیپروا، قدرتمندترین ماشین تولیدی جهان را ساخته است. شرکتهای چینی همچنین در تولید بسیاری از مواد دارویی (بهویژه آنتیبیوتیکها و ایبوپروفن)، مواد ساخت باتری و دستههای کامل قطعات الکترونیکی برتری دارند؛ چه برسد به گوشیهای هوشمند، لوازم خانگی، اسباببازیها و دیگر کالاهایی که مصرفکنندگان آمریکایی خواهان آنها هستند.
با قطع صادرات آهنرباهای کمیاب، مقامهای پکن تنها یک انگشت خود را تکان دادند؛ یعنی اگر میخواستند، میتوانستند شریانهای حیاتی اقتصاد آمریکا را خفه کنند.
مهندسان در رأس حکومت چین
اما چگونه آمریکا اینهمه ظرفیت تولیدی را به چین واگذار کرد و در چنین موقعیت آسیبپذیری قرار گرفت؟ موضوع را اینگونه در نظر بگیرید: چین یک «دولت مهندسی» است؛ کشوری که پروژههای ساختوساز و برتری فناوری را راهحل همه مشکلاتش میداند. در مقابل، ایالات متحده جامعهای «حقوقی» است؛ شیفته حفاظت از ثروت از طریق وضع قوانین، نه تولید کالاهای ملموس.
دولتهای پیاپی آمریکا تلاش کردهاند با ابزارهای قانونی با پکن مقابله کنند: از اعمال تعرفه گرفته تا طراحی پیچیدهترین رژیمهای تحریم. در طرف مقابل، دولت مهندسی چین آینده را با ساخت فیزیکی دنیایی بهتر خلق کرده است؛ از خودروهای پیشرفتهتر گرفته تا شهرهای کارآمدتر و نیروگاههای عظیمتر.
پس از هرجومرج ایدئولوژیک دوران مائو، دنگ شیائوپینگ برای ایجاد ثبات، مهندسان را به مقامهای عالی حزب کمونیست ارتقا داد. تا سال ۲۰۰۲، هر ۹ عضو دائمی کمیته مرکزی حزب - بالاترین نهاد حاکمیت چین - تحصیلات مهندسی داشتند. شی جینپینگ نیز در دانشگاه معتبر «تسینگهوا» در رشته مهندسی شیمی تحصیل کرده است. در آغاز سومین دوره ریاست او در سال ۲۰۲۲، شی اعضای جدید کمیته سیاسی را از میان مدیرانی برگزید که تجربه کار در صنایع هوافضا و تسلیحات داشتند.
چینِ سازنده در برابر آمریکای حقوقی
امروزه انفجارهای ساختوساز عظیم، چهره چین مدرن را تعریف میکند. فردی که در سال ۱۹۹۳ بهدنیا آمده - زمانی که این کشور اولین بزرگراه مدرن خود را ساخت - هنگامی که ۱۸ سال بعد به سن قانونی رانندگی رسید، قادر بود در شبکهای از بزرگراهها رانندگی کند که از نظر طول، از سامانه بزرگراههای بینایالتی آمریکا فراتر رفته بود. در جریان این دگرگونی اقتصادی، دولت چین ساخت پلهای مرتفع، سدهای بزرگ، نیروگاههای عظیم و حتی شهرهای کاملاً جدید را مدیریت کرد. بخش خصوصی نیز با حمایت سیاستهای صنعتی دولت، کاملاً بر تولید متمرکز شده است. میتوان بهطور تقریبی گفت که چین یکسوم تولید صنعتی جهان را در اختیار دارد؛ از فولاد سازه تا کشتیهای کانتینربر.
در مقابل، ایالات متحده «دولتی از وکلا، بهدست وکلا و برای وکلا» است. بیش از نیمی از رؤسایجمهوری آمریکا در دوران کاری خود وکالت کردهاند. حدود نیمی از سناتورهای فعلی آمریکا دارای مدرک حقوقی هستند. تنها دو رئیسجمهوری ایالات متحده مهندس بودهاند: هربرت هوور، که در زمینه معدن ثروت اندوخت و جیمی کارتر، که افسر مهندسی زیردریاییهای نیروی دریایی بود و هر دو، بیش از مهارت مهندسیشان، بهخاطر شکستهای سنگین سیاسی شناخته میشوند.
مزایای جامعه حقوقی و ضعفهای آن
ایالات متحده با همه کاستیهایش، همچنان از مزایای مهمی برخوردار است؛ شما نمیتوانید شرکتهایی با ارزش تریلیونها دلار داشته باشید مگر آنکه «حاکمیت قانون» محیطی بسازد که در آن ثروتمندان با احساس امنیت، سرمایهگذاری کنند. آمریکا هنوز هم میزبان خیلی از شرکتهای بزرگ و ارزشمند جهان است، تا حدی به این دلیل که وکلا از حقوق آنها برای سود بردن از مالکیت فکریشان دفاع میکنند.
اما این واقعیت که شرکتها و افراد ثروتمند میتوانند بهراحتی منافع خود را در دادگاه پیگیری کنند، بههیچوجه ضمانتی برای پیشرفت اقتصادی گسترده جامعه نیست.
جنگ حقوقدانان با مهندسان
ایالات متحده در میدان ژئوپلیتیک مرتکب خطای بزرگی شده است: آوردن وکلا به نبردی بر سر تجارت و فناوری با کشوری پر از مهندسان.
دولت اول ترامپ دور اول، تعرفهها را بر کالاهای چینی وضع کرد و دهها شرکت فناوری چین را در فهرست سیاه تجاری گنجاند. دولت بایدن نیز این رویکرد را با ظرافت حقوقی ادامه داد؛ از طریق طراحی شبکهای پیچیده از محدودیتهای صادرات فناوری برای به دام انداختن شرکتهای تراشهساز، مخابراتی و حتی بنگاههایی که در پی گسترش هوش مصنوعی بودند.
در همین حال، شی جینپینگ خود را با دانشمندان و مهندسان احاطه کرده است؛ شی در چین زاده شد، جایی که رهبران حزب کمونیست هنوز از «تحقیرهای دوران امپریالیسم» رنج میبردند. آنان آموخته بودند که اتحاد جماهیر شوروی از رهگذر صنایع سنگین، مدرن و نیرومند شد. اولین برنامه پنجساله چین در سال ۱۹۵۳ - همان سالی که شی به دنیا آمد - رونمایی شد و در پاییز امسال، او پانزدهمین برنامه پنجساله را تکمیل خواهد کرد.
در این میان، ساختوساز بیوقفه، به حزب کمونیست «استحکام سیاسی» بخشیده است. ساخت خانهها، پلها و نیروگاهها به این معناست که منافع مادی تقریباً به همه مردم چین رسیده است. شهروندان چینی در ۴۰ سال گذشته شاهد «بهبود چشمگیر زندگی» خود بودهاند. پارکها و متروهای بهتر باعث شده مردم شهرها انتظار داشته باشند آینده، بهتر از امروز باشد. آنها وقتی به شهرهای جدیدی که در شب با نمایشهای پهپادی میدرخشند، یا کلانشهرهایی که با خطوط ریلی سریعالسیر به هم متصل شدهاند اشاره میکنند، احساس «غرور واقعی» دارند. یکی از روشهای جلب رضایت بیش از یک میلیارد نفر، ریختن حجم عظیمی از بتن است!
قدرتگیری انرژی و نظامی چین
چین اکنون خود را به یک «ابرقدرت انرژی» بدل کرده است. بیست سال پیش، نیمی از برق آمریکا را تولید میکرد؛ امروز، دو برابر آن. پکن در حالی که میکوشد وابستگی خود را به واردات نفت کاهش دهد، در راهبرد جامع انرژی - شامل زغالسنگ، هستهای، بادی و خورشیدی - پیشتاز جهان است.
اخیراً چین احداث سد عظیم «یارلونگ تسنگپو» را اعلام کرده که ۶۰ برابر سد «هوور» سیمان مصرف خواهد کرد و از سد «سه دره» (Three Gorges Dam) - عظیمترین سد فعلی جهان - بزرگتر خواهد بود. تا پایان همین سال، بیش از نیمی از خودروهای فروختهشده در چین برقی خواهند بود؛ نتیجه سیاست صنعتی پرقدرتی که با قاطعیت اجرا شده است.
دولت مهندسی چین در تولید کالاهای نظامی نیز کارآمد است. چین حدود ۸۰ درصد از پهپادهای غیرنظامی جهان را میسازد؛ ابزاری که بهآسانی قابلیت استفاده در میدان جنگ را دارد. ظرفیت ساخت کشتی در چین حدود ۲۰۰ برابر آمریکاست، درحالی که طبق گزارش دفتر حسابرسی دولت آمریکا، ساخت بسیاری از انواع کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده تا سه سال تأخیر دارد.
در دسامبر گذشته، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی وقت آمریکا، به صراحت گفت که اگر روزی با ارتش چین روبهرو شویم، آمریکا بهسرعت دچار «فرسودگی شدید در ذخایر تسلیحات» خواهد شد. ایالات متحده توان تولیدی لازم برای اداره یک جنگ بزرگ را از دست داده است.
تولید صنعتی آمریکا هرگز به سطح بالای خود در سال ۲۰۰۸ بازنگشته؛ نیروی کار تولیدی از آن زمان حدود یک میلیون نفر کاهش یافته است.
جامعهای که نمیتواند بسازد
آمریکا توان انجام کارها را از دست داده، زیرا بیش از حد بر رویهها تمرکز و نتیجه را فراموش میکند. در سال ۲۰۰۸، ساکنان کالیفرنیا - خاستگاه اقتصاد مدرن آمریکا – در انتخابات شرکت کردند تا اتصال ریلی پرسرعت بین سانفرانسیسکو و لسآنجلس را تأمین مالی کنند. همان سال، چین ساخت خط پرسرعت بین پکن و شانگهای را آغاز کرد. خط چین در سال ۲۰۱۱ با هزینه ۳۳ میلیارد دلار افتتاح شد و در ده سال اول، بیش از ۱.۳ میلیارد سفر را ثبت کرد.
اما هفده سال پس از آن رأی عمومی، کالیفرنیا تنها بخشی کوتاه از مسیر را میان دو شهر در دره مرکزی ساخته است که هیچکدام نزدیک سانفرانسیسکو یا لسآنجلس نیستند! برآورد جدید هزینه این پروژه ۱۳۵ میلیارد دلار است. طبق برآوردهای رسمی، بخش اول قطار بین سالهای ۲۰۳۰ تا ۲۰۳۳ آغاز به کار خواهد کرد؛ یعنی همان سه سالی که چین برای ساخت کل خط پکن-شانگهای نیاز داشت.
حتی پروژههای بسیار کوچکتر - مانند ساخت سرویس بهداشتی عمومی یا سایهبان ایستگاه اتوبوس - معمولاً دیر، بد یا گران تمام میشوند. آمریکاییها امروز در ویرانههای تمدن صنعتی خود زندگی میکنند؛ جایی که زیرساختهای باقیمانده بهسختی نگهداری و بهندرت گسترش مییابند. نتیجه، احساس عمیق «ناکارآمدی» است؛ حس اینکه هیچ چیز درست کار نمیکند.
بازگشت به گذشته سازنده
ایالات متحده همیشه چنین نبوده است. زمانی، بدنهای مهندسیمحور داشت؛ با ریلهای طولانی، پلهای باشکوه، شهرهای زیبا، سلاحهای جنگی سهمگین و موشکهایی که راهی ماه میشدند.
وقتی در قرن نوزدهم جمعیت و اقتصاد آمریکا بهسرعت رو به رشد بود، نخبگان سیاسی توافق داشتند که این سرزمین پهناور به کانالها، ریلها و بزرگراهها نیاز دارد. [اما] رونق ساختوساز آمریکا پس از دهه ۱۹۶۰ کند شد.
چه رخ داد؟ افکار عمومی آمریکا علیه آلودگیهای زیستمحیطی، بزرگراههایی که محلههای شهری را ویران میکردند و نهادهای نظارتی نزدیک به شرکتهای بزرگ، شورش کرد. حرفه حقوقی تغییر مسیر داد: پیش از دهه ۶۰، وکلای برجسته وارد دولت میشدند تا برنامههایی مانند «نیو دیل» روزولت را اجرا کنند؛ اما بعد از آن، دانشجویان آرمانگرا در مسیر «رالف نیدر» (Ralph Nader) گام برداشتند؛ نامزد مستقلی که شعارش «نظارتی بیامان بر دولت» بود.
شعار معروف آن دوران، «از آنها شکایت کنید!» بود؛ ترغیب به دادخواهی فعالان زیستمحیطی و دیگر گروهها علیه نهادهای دولتی. آن روحیه پرشور آن زمان، بسیاری از آمریکاییها را قانع کرد که «پویایی فیزیکی امری نامطلوب است» و جامعه را از توانایی پیشرفت محروم ساخت.
بسیاری از باهوشترین مهندسان کشور، بهجای فعالیت در توسعه شبکههای مترو، ساخت نیروگاههای هستهای یا مراکز فرآوری مواد کمیاب، به «والاستریت» و «سیلیکونولی» کشیده شدند؛ جایی که میتوانند هم سرگرمی بیشتری داشته باشند و هم پول کلانتری بهدست آورند.
البته من نمیگویم که ایالات متحده باید کاملاً الگوی چین را تقلید کند. پیروزیهای خیرهکننده دولت مهندسی چین بهایی سنگین داشته است. پکن با دیدگاهی فنی، شهروندان خود را همچون مواد خام ساختوساز میبیند و جامعه چین را چیزی میداند که باید مهندسی شود.
تنها یک «دولت مهندسمحور» میتوانست سیاست تکفرزندی را پیش ببرد که در عمل کارزاری از وحشت روستایی، عقیمسازیهای گروهی و سقط جنینهای اجباری بود.
تلاشهای چین برای مهندسی اقتصاد اکنون باعث سقوط ارزش املاک و کاهش شدید ارزش شرکتها شده و بسیاری از کارآفرینان و سرمایهگذاران را ترسانده است. برنامههای مهندسی اجتماعی چین نیز نسل جوان را دچار سردرگمی کرده و بخشی قابلتوجه از آنان خواهان مهاجرت به خارج هستند.
درسهایی برای هر دو قدرت بزرگ
با وجود کندی ساختوساز، جامعه حقوقی آمریکا همچنان ضامن بزرگترین مزیتش در برابر چین است: یعنی کثرتگرایی؛ توانایی همزیستی و شکوفایی فرهنگهای گوناگون زیر چتر حفاظت برابر قانون.
آمریکاییها درگیر بحثهای پرشور درباره چگونگی بهتر کردن کشور خود هستند. ایالات متحده از اروپا پویاتر است و میتواند با نگاهی به تاریخ خود مسیر آینده را بیابد. نشانههای «دولت مهندسی پیشین» در آمریکا هنوز در میان سازههای صنعتی عظیم سراسر کشور دیده میشود. مردم آمریکا میتوانند بر پایه همان میراث، «مرحله بعدی تحول ملی» خود را رقم زنند.
من دوست دارم از خود بپرسم که اگر هر دو ابرقدرت، بخشی از ویژگیهای طرف مقابل را در خود جذب کنند، جهان تا چه اندازه بهتر خواهد بود: چین بهتر خواهد شد اگر حقوقیتر شود - یعنی به حفاظت واقعی از حقوق فردی تن دهد؛ و آمریکا نیاز دارد «فرهنگ مهندسی» را دوباره بپذیرد تا بتواند ساخت و ساز کند، حملونقل عمومی را توسعه دهد، و نظامهای انرژی موردنیاز برای کاهش کربن را بیافریند. در نهایت، اگر آمریکا از ساختن سر باز زند، اسیر اراده کشورهایی خواهد شد که میسازند.
منبع: The Atlantic

