تهدیدِ نخست اسرائیل؟
محمد محسن فایضی
کارشناس مسائل فلسطین
پس از 7 اکتبر منطقه ما و سرزمین فلسطین و سرزمینهای اشغال شده آن از سوی صهیونیستها آتشین و بیثباتترین دوران صد سال اخیر را تجربه کرد. تنش و آتش جنگی که هنوز تمام نشده، هرچند دورانگذار و شکلگیری نظم جدید پس از آن آغاز شده و هر بازیگری سعی دارد نظم مطلوب خود را بسازد. اگرچه تهدیدات امنیتی از نوارغزه یا مرز لبنان برای صهیونیستها کمتر شده، اما تکراری شدن آژیرهای خطر شبانگاهی در کنار مسأله آتشبس و تبادل اسرا موجب شده هنوز سایه شرایط جنگی بر اسرائیلیها برقرار باشد. هفته گذشته مؤسسه نظرسنجی و آمارگیری میدگام (Midgam) که سابقهای 30 ساله دارد، نظرسنجیای از یهودیها انجام داد و نتایج آن را منتشر کرد که احتمالاً با تصور اولیه متفاوت است. براساس این نظر سنجی صهیونیستها در پاسخ به بزرگترین تهدید اسرائیل 66% وضعیت دموکراسی، 28% تهدیدات امنیتی و 6% هم گزینه نمیدانم را انتخاب کردهاند.
همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا دموکراسی در اسرائیل در خطر است 61% پاسخ آری، 34% خیر و 5% نمیدانیم را به عنوان پاسخ انتخاب کردند. این پاسخها نشان میدهد چالشها و اتفاقاتی که از سال 2022 بهواسطه تلاش کابینه نتانیاهو برای اصلاحات قضایی آغاز شد و اکنون در پروندههای دیگری مثل تنش میان نتانیاهو و رونن بار رئیس شاباک و دخالت دادستان اسرائیل ادامه دارد، به یک بحران ذهنی برای اسرائیلیها در میان بزرگترین و طولانیترین نبرد نظامی و امنیتی تاریخ جعلی رژیم صهیونیستی بدل شده است. از این چالش که در اسرائیل از آن به عنوان بحران قانون اساسی یا بحران دموکراسی نام برده میشود بر دیگر موضوعات هم سایه انداخته است و تنشها را افزایش داده است. این تنش و ذهنیت نگران جامعه اسرائیلی از شکاف داخلی در اعتماد به نهادهای تصمیم گیر امنیتی و نظامی هم کشیده شده است. به طور مثال صهیونیستها در پاسخ به دلیل ادامه جنگ در غزه 54% دلیل آن را سیاسی دانستهاند و تنها 40% آن را امنیتی و نظامی میدانند. همچنین کلیدواژه فروپاشی از درون یا نابودی حکومتهای یهود در تاریخ بهدلیل نزاعهای داخلی در سالهای اخیر از سوی شخصیتهای اسرائیلی بارها تکرار شده است.
اسحاق هرتزوگ، رئیس رژیم صهیونیستی پیش از 7 اکتبر گفته بود اسرائیل در آستانه «فروپاشی» قانونی و اجتماعی است. این نزاع هرچند در ظاهر حقوقی و سیاسی است، اما ریشه در عدم شکلگیری یک هویت اجتماعی و شکاف داخلی است. این هویتهای ناهمگن امروزه در 4 اقلیت (هر کدام بین 20 تا 30 درصد) نمایان شده است. اول اعراب اسرائیلیاند که به نوعی فلسطینیهای ساکن در سرزمینهای 1948 هستند که به مرور جمعیت شان بیشتر شده و اکنون به یکی از احزاب مهم و تأثیرگذار در کنست تبدیل شدهاند. به گونهای که ائتلاف کابینه پیشین (بنت و لاپید) بدون همراهی آنان ممکن نبود. دوم حریدیها یا یهودیان تندرو هستند که بواسطه رشد جمعیت زیادشان و تغییر نسبت آنان از 4 درصد در دهههای ابتدای اعلام شکلگیری رژیم به حدود 20 درصد، عدم حضور در سربازی و... بر این شکافها افزوده است. بن گویر و اسموتریچ از این بدنه قدرت گرفتهاند و به یک چالش جدی در عرصه قانونی تبدیل شدهاند.
سوم جریان راستگرای سکولار است که در دهه اخیر تقریباً قدرت در دست این طیف بوده و این طیف چالشهای فراوانی با مذهبیها و اعراب دارند. جریان چهارم هم ملیگرا و چپها هستند که اگر در دهههای ابتدایی تا دهه 80 میلادی سکاندار بودند، امروزه به یک اقلیت تبدیل شده و آرای کمی دارند اما همچنان یک اقلیت تأثیرگذارند.
این 4 اقلیت، امروز بر سر آینده سیاسی و قوانین رژیم صهیونیستی به نزاع حقوقی و هویتی جدیای مشغولند. کابینه تندرو نتانیاهو، قانون اصلاح قضایی، بنبست دیوان عالی و... همگی ریشه در شکاف اجتماعی بالا دارد که نام برده شد؛ شکافی که در اسرائیل پسا 7 اکتبر جدیتر و عمیقتر هم خواهد شد و با اقدامات نتانیاهو برای حفظ خودش در قدرت و همراهی طیف راستگرای سنتی و یهودیان تندرو برای ماندن در قدرت این شکاف جدیتر و پیچیدهتر شده است.