به بهانه کنسرت بداهه دونوازی «چهارگاهی» روزبه فدوی و مازیار یونسی
چهارگاهی در مراقبه
کیاوش صاحب نسق - آهنگساز و پژوهشگر موسیقی/ ششدانگ حواست هست؟ چهاردانگ حواست هم بود کافیست! به هر کدام دو دانگ میرسد، مثل «چهارگاه».
دو دانگ مثل هم که روی هم تا میشوند. چراغ صحنه خاموش بود که رسیدیم. قرارشان این بود که چهارگاه در هوا معلق باشد وقتی میرسیم. قرارشان این بود که پیش از آنکه اعلامِ آغاز کنند، نامحسوس و مثل مه، اِشباع نغمهها و ضربهها باشند که آهسته تسخیر کنند و اَشباح خاطرهای روشن را از مزمزه کردن در وادی «رجز «و «زابل» رقم بزنند. این دو خوب معاشرت کردهاند و سیر با هم نشسته و اساسِ سنگِ وزن و نَقَره و دور با هم واکنده. «درآمد» یکی «حصار» دیگری میشد که باشد.
چهارگاه که «زنگوله» و «زنگ شتر» دارد در طنین زنگها و چغانه و سنچهای چینی در ابد میغلتیدند و سر هر همآغازی رنگها وعدهگاهِ چهارم میان این دو، مازیار یونسی و روزبه فدوی سر میگرفت. غمزه دوری لنگ و پاسخ طناز لنگ مکرر که ادوار ۸ و ۷ را تنگ هم مینشاند. از «حصار» که میگذری در خندق «مخالف»، «مویه» میکنی. آنجا که تنهایی زن در نَفَس مرد خلاصه میشود و طنینِ سِنجی و زَنگی به کمانی به وجد میآید نه به تنبیه چوبکی.
بُنیه کنسرتِ قرار و بداهه «چهارگاهی» یونسی/ فدوی بیش از اینهاست. «آن» ی که به قول خودشان تازه به دنیا آمده و به نظر من هیچگاه به دنیا نخواهد آمد چرا که هزار گونه و تا ابد به هر شکل و تصمیم و خواسته این دو به وجود دیگری بدل میشود که آن بهینه وجود قبلی نیست. وجود معنا دار دیگری است که در چهارراه چهارگاه این دو مسیر دیگری را پیش گرفته است. خجسته شبی بود ز جان صبوری و قلندری این دو
خنیاگر جوان.
کنسرت «چهارگاهی» از «پروژه دو نوازی» با اجرای مازیار یونسی (پیانو) و روزبه فدوی (درامز) 4 و 5 اسفند 1403 در تالار رودکی تهران روی صحنه رفت. این پروژه که بر مبنای لحن، فرم و گویشهای متنوع موسیقی ایرانی شکل گرفته، با بهرهگیری از فرمها و منطق موسیقی ایرانی، قرار است شنونده را به یک سفر صوتی ببرد؛ سفری که در آن مرزهای موسیقی ایرانی در دایرهای به مرکزیت اصالت به چالش کشیده خواهد شد. در این اجرا، دو ساز پیانو و درامز، با گستره صوتی وسیع و توانایی متنوع در رنگآمیزی، تجربهای تازه و برداشتی نو از موسیقی ایرانی را ارائه کردند.