موسیقی تراپی و درد جامعه
مسعود کوثری
پژوهشگرحوزه ارتباطات، فرهنگ، موسیقی و توسعه
پرداختن به موضوعاتی مانند برگزاری کنسرت برای افراد کمتوان و اوتیسم از چند جنبه مورد توجه است و میتواند نقش مفیدی درجامعه داشته باشد. اول از منظر توجه به فردی که دارای بیماری خاص است و خانوادههایی که دارای چنین افرادی هستند. بنابراین برگزاری کنسرتهایی با این موضوع از سوی هنرمندان و دیگر اقشار جامعه میتواند خدمتی به این افراد باشد و آنها را در کانون توجه قرار بدهد. بنابراین ازنگاه من کار بسیار خوب و ارزشمندی است و در جهان هم سابقه چنین اجراهایی بوده است و هنرپیشهها و موزیسینهای بسیاری دست به چنین کارهایی زدهاند.
البته پرداختن به چنین موضوعاتی تنها به امروز خلاصه نمیشود و درگذشته هم اساتید موسیقی ایران همچون مرحوم عندلیبی در مراکز مختلف برای گروههای آسیبدیده اجراهایی داشتهاند.
نکته دیگردرخصوص نقش موسیقیدرمانی است و دراین زمینه تحقیقات بسیاری انجام گرفته است. موسیقیدرمانی میتواند نقش مهمی در بهبود وضعیت روحی و جسمی افراد، از جمله بیماران اوتیسم و افرادی با کمتوانیهای حرکتی، داشته باشد. جنبه سوم از برگزاری چنین رویدادهایی، انجام یک کار نیکوکارانه است و جامعه معاصر، نیاز به گسترش چنین کارهای جمعی دارد و میتواند کدورت، خستگی و تنهایی را از چهره خانوادههای این افراد بزداید. درباره موسیقیدرمانی باید بگویم از دوران باستان، موسیقی یا موسیقیدرمانی مورد توجه بوده است. به عنوان مثال بهره بردن از برخی مقامها یا گامهای موسیقی در ایجاد حالات رزمی یا رمانتیک. نکته قابل توجه اینکه اخیراً کاری را دیدم که بسیاربرایم قابل ارزش بود. افرادی که دچار کمتوانیهای حرکتی بودهاند و با نواختن سازهای خیلی ساده که موزیسینها در اختیارشان میگذاشتند، توانستند دایره حرکتی بزرگتری داشته باشند و حتی بدون واکر حرکت کنند. یا موجب برانگیخته شدن هیجانها و عواطفشان گردد. بنابراین فکر میکنم که این دایره پژوهشی و تحقیقی که به موسیقیتراپی یا موزیکتراپی مربوط میشود بسیار جدی است و تنها به بیماریهای خاص خلاصه نمیشود. بلکه در کاهش تنشها و فشارهای روزمره جامعه شهری نیز میتواند مفید باشد و در کاهش این فشارها و استرسها اثرگذار باشد.
رسانهها نیز میتوانند با پرداختن به این موضوعات و معرفی موسیقیهای مناسب، نقش مهمی در افزایش آگاهی و بهبود وضعیت جامعه ایفا کنند؛ چرا که بخش مهم یا بسیاری از زمان مردم یا حداقل گروههای سنی خاص پای برنامههای تلویزیونی میگذرد. بنابراین موسیقی میتواند نقش مهمی در این زمینه داشته باشد. اگرچه این سهم در صدا و سیما بسیار اندک است و نیازمند این است که مسئولان در این زمینه تجدید نظر جدی داشته باشند؛ چرا که هنرمند نقش بسیار اثرگذاری در جامعه دارد. در واقع یک داد و ستد بین هنرمند و جامعه وجود دارد. هنرمند موضوعاتی را از جامعه میگیرد و موضوعاتی را به جامعه عرضه و افقهایی را در جامعه ایجاد میکند و موضوعاتی را نشان میدهد و بیان میکند که درد و مشکل یا آرزوی جامعه است. بنابراین باردیگر تأکید میکنم نقش هنرمند در جامعه معاصر بسیار اثرگذار است البته هنرمند در محیط خود میتواند مؤثر باشد و درد و رنج مردم را حس کند و به آنها پاسخ بدهد.