اصلاح حکمرانی و سیاستگذاری، راه توسعه پایدار و نجات محیطزیست
خوزستان از «تولید ناخالص ملی بالا» و «کیفیت زندگی پایین» رنج میبرد
استان خوزستان، با وجود سهم ۸/۱۴ درصدی در تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران، یکی از استانهای با بالاترین شاخص فلاکت در کشور است. این تناقض بین تولید ثروت و کیفیت زندگی، نتیجه سیاستهای نادرست در حکمرانی، توسعه نامتوازن و تخریب گسترده محیطزیست است. نابودی تالابها، بحران آب، آلودگی شدید هوا و گسترش فقر، زنجیرهای از مشکلات را ایجاد کرده که بدون اصلاحات بنیادین در سیاستگذاری، امکان دستیابی به توسعه پایدار در این استان را ایجاد نمیکند.
حمیدرضا خدابخشی
متخصص برنامهریزی آب و توسعه
بحرانهای زیستمحیطی
یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی خوزستان، نابودی تالابهاست که مستقیماً بر شرایط اقلیمی، اقتصاد محلی و سلامت مردم تأثیر گذاشته است. تالاب هورالعظیم که یکی از مهمترین ذخایر آبی کشور است، به دلیل پروژههای نفتی و سدسازی، بیش از 60 درصد مساحت خود را از دست داده است. حفاریهای نفتی مسیرهای ورود آب را مسدود کرده و باعث افزایش کانونهای گردوغبار شده است.
تالاب شادگان نیز به دلیل ورود پسابهای شور مزارع نیشکر، در معرض نابودی قرار گرفته است. گزارشها نشان میدهند که ۶۰ درصد آب این تالاب آلوده به شوری شده و اکوسیستم آن در حال فروپاشی است.
کاهش منابع آبی و تغییر الگوی مصرف باعث شده است پوشش گیاهی در مناطق جنوبی استان ۳۰ درصد کاهش پیدا کند که این امر، همراه با خشک شدن تالابها، موجب افزایش گردوغبار شده است.
بحران سلامت
خوزستان یکی از آلودهترین استانهای ایران است و اهواز در سال ۱۴۰۲ بیش از ۲۰۰ روز هوای ناسالم را تجربه کرده است. عوامل اصلی این آلودگی شامل سوزاندن گازهای همراه نفت، فعالیتهای صنعتی، تردد خودروهای سنگین و افزایش گردوغبار است.
بر اساس گزارشهای بهداشتی، نرخ سرطان ریه در خوزستان ۲۵ درصد بالاتر از میانگین کشوری است که ارتباط مستقیمی با کیفیت پایین هوا دارد. بیماریهای تنفسی نیز در حال افزایش است و هزینههای درمانی ناشی از آلودگی هوا فشار زیادی به مردم وارد کرده است.
جایگاه سرمایهگذاری در توسعه پایدار
پول، اعتبار و سرمایهگذاری وابسته به زیرساختهای سیاسی است و نمیتوان آنها را مقدم بر این مؤلفهها دانست. در واقع، بدون ثبات سیاسی، حاکمیت قانون و حکمرانی کارآمد، سرمایهگذاری پایدار شکل نمیگیرد اما این رابطه دوسویه است: وقتی سرمایهگذاری و جریان مالی مناسب وجود داشته باشد، اجرای سیاستهای توسعهای هم سریعتر و مؤثرتر خواهد بود. در خوزستان، اگر حکمرانی بهبود یابد، سرمایهگذاران داخلی و خارجی با اعتماد بیشتری وارد پروژههای توسعهای میشوند.
شاخص فلاکت
بر اساس اطلاعات موجود، استان خوزستان پس از تهران، دومین استان کشور از نظر تولید ناخالص داخلی (GDP) است. در سال ۱۳۹۹، سهم خوزستان از تولید ناخالص داخلی کشور حدود ۱۴.۸ درصد بوده است. در سال ۱۳۹۸، تولید ناخالص داخلی خوزستان تقریباً ۴۹۵ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. با وجود این نقش مهم اقتصادی، خوزستان با شاخص فلاکت ۴۴.۱ واحد، دومین استان با بالاترین شاخص فلاکت در کشور است. این تناقض نشاندهنده توزیع نامتوازن ثروت و ضعف حکمرانی اقتصادی است.
تمرکز GDP در بخشهای غیرمولد برای مردم
بخش زیادی از تولید ناخالص داخلی خوزستان از صنایع نفت، گاز و پتروشیمی تأمین میشود که درآمد آن عمدتاً به بودجه ملی منتقل شده و تأثیر مستقیمی بر رفاه مردم محلی ندارد. در نتیجه، با وجود سهم بالای خوزستان در GDP، اشتغالزایی و درآمد سرانه مردم پایین است.
نرخ بیکاری و فقر بالا
شاخص فلاکت ترکیبی از نرخ بیکاری و تورم است. عدم بهرهمندی مردم از فرصتهای شغلی مناسب در صنایع پردرآمد، رکود بخشهای مولد غیرنفتی و گرانی معیشت، باعث افزایش نرخ فلاکت شده است.
ضعف زیرساختهای توسعهای و خدمات عمومی
سهم بالای GDP (تولید ناخالص داخلی) استان باید به بهبود زیرساختها، آموزش، بهداشت و خدمات اجتماعی منجر شود اما سوءمدیریت و تمرکزگرایی در تخصیص منابع باعث شده که این ثروت به رفاه عمومی تبدیل نشود.
خوزستان از «GDP بالا و کیفیت زندگی پایین» رنج میبرد. این یعنی اقتصاد استان رشد دارد، اما مردم از آن بهرهمند نیستند. راهحل، سرمایهگذاری در صنایع بومی، اشتغالزایی، بهبود خدمات اجتماعی و اصلاح حکمرانی اقتصادی است.
راهبرد ترکیبی
برای متوازن کردن رشد اقتصادی و توسعه پایدار در خوزستان، باید راهبردی ترکیبی اتخاذ شود که شامل اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشد.
اصلاح حکمرانی اقتصادی
تمرکززدایی مالی اولین گام ضروری برای اصلاح حکمرانی اقتصادی است. باید درصد بیشتری از درآمد نفت و گاز استان در بودجه محلی سرمایهگذاری شود.
-شفافیت در تخصیص منابع با نظارت مردمی و نهادهای مستقل بر هزینهکرد بودجه استانی افزایش یابد.
-سیاستهای یارانهای و حمایتی اصلاح شود و منابع حمایتی به سمت توسعه زیرساختها و اشتغال هدایت شود، نه صرفاً پرداختهای نقدی.
اشتغالزایی در بخشهای غیرنفتی
-حمایت از کشاورزی پایدار و صنایع تبدیلی با توسعه کشتهای کمآببر و زنجیره ارزش محصولات کشاورزی انجام شود.
-گسترش صنایع پاییندستی پتروشیمی و فولاد، ایجاد اشتغال پایدار و کاهش وابستگی به خامفروشی را در پی خواهد داشت.
-سرمایهگذاری در گردشگری و خدمات که به توسعه گردشگری تاریخی، فرهنگی و سلامت در استان بینجامد.
بهبود زیرساختهای اجتماعی و خدمات عمومی
-اصلاح نظام آموزشی برای مهارتمحوری که منتج به همسو کردن آموزش فنیحرفهای با نیازهای بازار کار استان شود.
-توسعه خدمات بهداشت و رفاه اجتماعی با کاهش هزینههای درمان و بهبود زیرساختهای سلامت اتفاق میافتد.
-مشکلات محیطزیستی با کنترل ریزگردها، احیای تالابها و مدیریت منابع آب برای پایداری زندگی مردم رفع شود.
ایجاد ثبات سیاسی و بهبود حکمرانی محلی
اختیارات مدیریت استانی با تقویت نهادهای تصمیمگیرنده محلی برای مدیریت اقتصادی و اجتماعی افزایش یابد. تقویت نقش نخبگان، بخش خصوصی و جامعه مدنی در سیاستگذاریهای توسعهای که به جلب مشارکتهای مردمی منجر میشود.
مبارزه با فساد و رانت با اصلاحات شفافیتزا برای جلوگیری از هدررفت منابع و بهبود کارایی دولت محلی از دیگر گامهای ضروری برای برونرفت از این وضعیت است. خوزستان نمونهای از استانی است که با وجود تولید ثروت بالا، درگیر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی شده است. توسعه پایدار تنها با اصلاح ساختارهای مدیریتی، شفافیت اقتصادی، تمرکززدایی و سیاستهای محیطزیستی دقیق امکانپذیر است.
راه نجات خوزستان، تغییر مدل اقتصادی از «رانتی و وابسته به نفت» به «اقتصاد پایدار و متنوع» است و این تنها از مسیر اصلاح حکمرانی و سیاستگذاری کارآمد میگذرد.