«ایران» از جدال یک تالاب بین‌المللی با نفت گزارش می دهد

لکه نفتی «سهراب» بر سیمای هورالعظیم

محیط‌زیستی‌ها و نفتی‌ها توی غروب هورالعظیم برمی‌گردند زل می‌زنند توی چشم خبرنگاران. بعد لبخندی کم‌صدا و پر از حرف، از صورت نفتی‌ها سر می‌خورد روی صورت محیط‌زیستی‌ها و جمع می‌شود توی چهره خبرنگاران! آن بخش از واکنش ایرانی‌ها به اتفاق یا ماجرایی که همیشه یک خنده‌ای یا طنزی جای آن را می‌گیرد. توی موقعیتی که کلمات و جمله پس رانده می‌شوند. حالا آن لبخند که کمی تمایل دارد خنده شود، دارد تقسیم کاری را که شرایط به کارشناسان نفت و محیط‌زیست تحمیل کرده، توضیح می‌دهد. محیط‌زیستی‌ها ونفتی‌ها، صبح‌ها توی دادگاه همدیگر را می‌بینند و بعد‌ازظهرها درباره طرح‌های مشترک حرف می‌زنند تا به قول خودشان استخراج نفت، کمتر محیط‌زیست را آزار دهد. نفت البته کارش را در تالاب هورالعظیم کرده است حالا باید قبول کنی هورالعظیم مثل انسانی است که یک پایش را برای همیشه از دست داده؛ با ارفاق. این شرایط را تک‌اقتصادی بودن کشور رقم زده که رنج بیشترش مال خوزستانی است که گنجش را خرج کشور می‌کنند، بی‌آنکه خود سهمی ویژه از آن داشته باشد. همان دردی که مسعود پزشکیان رئیس‌جمهوری هم وقتی میهمان خوزی‌ها شد از آن سخن گفت. «احمد لاهیجان‌زاده» معاون محیط طبیعی کشور و «داوود میرشکار» مدیرکل حفاظت محیط‌زیست خوزستان وسط جمعیتی از نفتی‌ها می‌گویند در خوزستان بیشترین شکایت را از نفتی‌ها دارند.

زهرا کشوری
دبیر گروه زیست‌بوم

 وسط هورالعظیم یک دوگانگی یقه‌ات را می‌گیرد و تا آخر سفر ولت نمی‌کند. درست در زمانی که مسئولان استانی و ملی حفاظت محیط‌زیست دارند از آبگیری و خیس‌شدگی 60 هزار هکتار وسعت هورالعظیم که نفتی‌ها به خاطر میدان نفتی آزادگان شمالی و جنوبی در دهه 80 خشک کردند صحبت می‌کنند، دلنگرانی‌ها برای احداث میدان نفتی سهراب پا به پای جمعیت، هورالعظیم را قدم می‌زند؛ دلنگرانی‌ای که از تهران توی کوله ات جا خوش کرده بود. البته لاهیجان‌زاده می‌گوید گفت‌و‌گو میان محیط‌زیستی‌ها و نفتی‌ها، تخریب میدان نفتی سهراب را در بکرترین نقطه پایین آورده است و این اطمینان را می‌دهد که هنوز موافقت‌نامه‌ها نهایی نشده و همچنان خط رایزنی‌ها باز است اما...

 نقبی به دهه 80
لاهیجان‌زاده نقبی می‌زند به دهه 80 که شرکت نفت تصمیم گرفت برای کاهش هزینه‌ها دکل نفتی را بزند وسط هورالعظیم و هور را خشک کند. بخش بسیار بزرگی از خرج اداره کشور را باید از دل خوزستان بیرون می‌کشیدند. البته آن خشک کردن هم موافقت مسئولان وقت حفاظت محیط‌زیست را داشت هرچند این روزها درباره آن بخش کمتر حرف می‌زنند. ولی هیچ سکوتی نمی‌تواند آن لکه نفتی بزرگ را از کارنامه سازمان حفاظت محیط‌زیست پاک کند. تصمیم‌گیران، آن روزها با شرکت ژاپنی که می‌توانست خارج از تالاب نفت را بکشد بیرون به توافق نرسیدند، شرکت چینی اما رحم نکرد، درد را به اندازه یک دکل نفتی زد توی دل تالاب هورالعظیم.
 
زخم عمیق
 با احداث میدان نفتی آزادگان، محیط‌زیست به گفته لاهیجان‌زاده یک عرصه بزرگ از تالاب را از دست داد. معیشت جوامع محلی از آنها گرفته شد، بی‌آنکه جایگزینی برای معیشت آنها تعریف شده باشد. بعضی محلی‌ها چقدر باید خوش‌شانس بوده باشند که توانستند نگهبان تأسیسات نفتی بشوند. لاهیجان‌زاده می‌گوید: آنها که تا پیش از خشک شدن تالاب، آقای خودشان بودند، دام داشتند، کشاورزی می‌کردند، مجبور شدند زار و زندگی‌شان را بردارند بروند حاشیه‌نشینی؛ بعد بشوند سوژه بحران‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در حاشیه‌نشینی. به گفته لاهیجان‌زاده، مسأله فقط خشک کردن تالاب نبود. دکل حفاری، گِل‌ها را از دل تالاب بیرون می‌کشید و در بخش دیگر تالاب می‌ریخت. هیچ جایی برای پسماند‌های نفتی نبود. فاضلاب انسانی را هم اضافه کردند. پسماند که روی پسماند می‌افتاد وسط همان تالاب آتش می‌زدند. لاهیجان‌زاده می‌گوید که از همه آن شرایط عکس و فیلم تهیه کرده است. تعریف می‌کند که جنگ تحمیلی و بعد نفت جاده آنتنی و جاده اکتشاف در تالاب زد، بدون اینکه کالورت(زیر گذر) برای عبور آب ایجاد کنند. اگر جایی هم کالورت زدند لوله‌های آن آنقدر کوچک بود که همان ماه اول دچار گرفتگی می‌شد.
 
درخواست تشکیل جلسه
محیط‌زیستی‌ها به نفتی‌ها درخواست تشکیل جلسه می‌دهند. لاهیجان‌زاده می‌گوید که آن روزها یک پاورپوینت از عکس‌ها را هم زیر بغل می‌زند و می‌رود تا هشدار وضعیت بدهد. مسئول جلسه می‌آید و می‌پرسد دستور جلسه چیست؟ محیط‌زیستی‌ها می‌گویند هورالعظیم و سد گتوند که روی گنبد نمکی ساخته شد و شوری کارون را افزایش داد. به گفته لاهیجان‌زاده، مسئول نفتی نمی‌گذارد پاورپوینت نمایش داده شود. ختم جلسه را اعلام می‌کند. برایش جای سؤال بود که محیط‌زیستی‌ها وسط جلسه آنها چه می‌کنند. گفت تالاب متعلق به محیط‌زیستی‌هاست، بروید هرکاری دلتان خواست با آن بکنید. «هر کاری» را نفت انجام داده بود. لاهیجان‌زاده می‌گوید که از جلسه بیرون آمد و از مسئولان دستگاه‌های دیگر گله کرد که چرا هیچ‌کس چیزی نگفت؟ البته خودش می‌گوید انتظاری نداشت از میان آن همه مدیر دولتی، مسئول آموزش و پرورش درباره اهمیت تالاب چیزی بگوید. البته آن مسئول هم تا سال‌ها بعد چیزی نگفت.
 
چهارراه گردوغبار
تالاب از ماهیان و ماکیان خالی شد تا بیابانی لم‌یزرع جای آن را بگیرد. بعد گردوغبار از دل تالاب بلند شد، کلاس‌های درس را تعطیل کرد، به فرودگاه‌ها رفت و پرواز‌ها را هم کنسل کرد. انگار تالاب شروع کرد به انتقام گرفتن از خوزستانی‌ها. خوزستانی‌ها را در رنج خود شریک کرد بی‌آنکه گنج نفت را به سر سفره خوزستانی‌ها بیاورد. آنقدر نیاورد که نرخ فلاکت در خوزستان بالا رفت.
 
کانون گردوغبار
خوزستان خاکستری شد تا مسئول ساکت آن روزهای آموزش و پرورش در جلسه نفتی‌ها، چند سال بعد، تعطیلی مدارس به دنبال گردوخاک را باعث افت تحصیلی دانش‌آموزان اعلام کند. معلم‌ها شروع کنند به مهاجرت. زنبورداری در منطقه باطل شود. البته همه گردوغبار زیر سر نفت و در دل تالاب هورالعظیم نبود اما هورالعظیم یک کانون بزرگ بود که از یک‌سو به دشت آزادگان می‌رسد و از یک‌سو با هویزه همسایگی دارد. دود از دل تالاب به رنگ خاک بلند که می‌شد تا صدها شهروند را راهی اورژانس نمی‌کرد، آرام نمی‌نشست. حالا لاهیجان‌زاده به خبرنگاران داخل هور می‌گوید که تلاش‌ها جواب داده و 60 درصد از تالاب آبگیری یا دچار خیس‌خوردگی شده است. آمارهای آب منطقه‌ای هم همین را می‌گوید. از صد درصد وسعت تالاب 57 _56 درصد تالاب همان وضعیتی را دارد که محیط‌زیستی‌ها می‌گویند. براساس آمارهای آب منطقه‌ای، حوضچه یک و دو آب دارد، حوضچه 3 از سرریز حوضچه 2 خیس می‌شود، حوضچه 4 و 5 هم زهکش دارد. البته هورالعظیم در ایران شکل کاسه کجی است که کجی آن اجازه نمی‌دهد آب به حوضچه  5 برسد. آب در آن نقاطی که محیط‌زیستی‌ها به خبرنگاران نشان می‌دهند جریان دارد. اوایل بهمن‌ماه 1403 است، فلامینگوها و کاکایی‌ها نوک می‌زنند توی تالاب و طعمه برمی‌دارند. زمستان‌گذرانی پرندگان مهاجر در این هور بین‌المللی به راه است. مرد ماهیگیر هم تور پهن کرده است تا از هور رزق بردارد اما آنقدر که می‌خواهد صید نمی‌کند. هنوز حسرت تالاب را در دهه 80 دارد. بهمن سال‌جاری، براساس آمار محیط‌زیست، هورالعظیم آنقدر آب دارد که از فهرست کانون‌های بحرانی تولیدکننده گردوخاک‌های داخلی بیرون بیاید. البته نه اینکه اصلاً گردوخاکی از هیچ کجای تالاب بلند نشود.

دریچه‌ها باز شدند
لاهیجان‌زاده وسط تالابی از نیزار‌ها که پای در آب دارند، بحث را می‌برد روی پل ارتباطی شطعلی در دهه هشتاد که بین دو حوضچه بود و نفت دریچه‌های ورودی آب آن را بست. پل شطعلی بخشی از جاده‌ای است که در زمان جنگ ساخته می‌شود. بعدها دریچه‌هایی روی آن نصب کردند تا بتوانند آب را کنترل کنند. نفتی‌ها آن دریچه‌ها را مسدود می‌کنند تا با حساب و کتاب لاهیجان‌زاده یک عرصه 13 هزار هکتاری و یک عرصه (حوضچه شماره 4) 60 هکتاری را خشک کنند. او قصه را می‌برد به سال 1392 و 93 که گردوخاک این نقطه آنقدر بود که آسمان زندگی را برای خوزستانی‌ها خاکستری کند، که باعث شود هرکس می‌تواند خوزستان را بگذارد و برود، چون نفتی‌ها نمی‌خواستند آب به تأسیسات نفتی آسیب بزند.

آب به تأسیسات نفتی ضرر نزد
حالا اما لاهیجان‌زاده می‌گوید: محیط‌‌زیستی‌ها، نفتی‌ها را متقاعد کرده‌اند که آب تالاب به تأسیسات نفتی خسارت وارد نمی‌کند. به گفته او حالا هم تالاب آب دارد و هم نفتی‌ها دارند، سوخت را از دل تالاب بیرون می‌کشند. این شرایط به گفته او به آن معناست که وزارت نفت می‌تواند فعالیتش را انجام بدهد بدون اینکه لازم باشد تالاب را خشک کند.

60 هزار هکتار چطور آبگیری شد؟
لاهیجان‌زاده آبگیری و خیس‌شدگی 60 درصدی تالاب را فقط در رهاسازی آب در تالاب نمی‌داند. فقط لایروبی انجام نگرفت. آمدند برای جاده‌هایی که نفت احداث کرده بودند 230 کالورت(زیرگذر برای عبور آب) زدند تا آنطور که او می‌گوید هم اقتصاد باشد و هم محیط زیست. به گفته لاهیجان‌زاده این کالورت‌ها باعث شد تا ارتباط بین حوضچه‌ها و جاده‌های آنتنی برقرار باشد. مسأله بعدی که لاهیجان‌زاده و همکاران در جلسه با نفتی‌ها پیش کشیدند، آب‌دار بودن تالاب در زمان برداشت نفت است. بعد محیط‌زیستی‌ها به گفته خودشان، نفتی‌ها را مجاب کردند که در تالاب پراکنده کاری نکنند. به قول لاهیجان‌زاده اینها(نفتی‌ها) وقتی شروع به استخراج نفت می‌کردند هرجا دستشان می‌رسید چاه می‌زدند تا تن خشک تالاب هزار زخم بردارد. لاهیجان‌زاده می‌گوید: با اقداماتی که محیط‌زیست انجام داد حفر چاه توسط نفت تجمعی شد. یعنی یک پد ایجاد کردند و سه تا چهار حلقه چاه را روی یک پد زدند. به گفته او حفر این چاه‌ها به صورت مورب است و میزان تخریب را در بستر تالاب به حداقل می‌رساند.

میدان نفتی سهراب
 حالا تالاب آنقدر در حوضچه یک، دو و سه و کمی هم در حوضچه چهار آب دارد و آنقدر تنش خیس است که به تایید لاهیجان زاده علیه خوزستانی نشورد و آسمان زندگی‌شان را خاکستری نکند اما دلنگرانی درباره میدان نفتی سهراب که هنوز در ابتدای اکتشاف و استخراج است دست‌بردار نیست.
لاهیجان‌زاده می‌گوید: محیط‌زیست در این مرحله توانسته است از فعالیت میدان نفتی سهراب در حوضچه شماره یک که از آن به بکرترین بخش تالاب یاد می‌شود جلوگیری کند، البته به معنای انجام نشدن این پروژه نیست بلکه پیامدهای منفی تخریبی آن را کم کرده‌اند. او نتیجه جلسات متعددی میان محیط زیست و شرکت نفت را کاهش تعداد 14 پد به 6 پد و خروج پدها از بستر تالاب می‌داند که در نهایت قرار شده این پدها در کنار دایک مرزی ایجاد شود. به گفته او رایزنی‌ها میان این دو باعث شده که تا کنون میدان نفتی سهراب، کمترین اشتغال به لحاظ مساحت را در تالاب داشته باشد. لاهیجان‌زاده می‌گوید همه تلاش‌ها برای آن است که اتفاقات تلخ دهه هشتاد دوباره اتفاق نیفتد. او این نکته را هم یادآور می‌شود که بحث‌های کارشناسی ادامه دارد و هنوز به نتیجه نهایی نرسیده‌اند که مجوز نهایی را برای آغاز کار به میدان نفتی سهراب بدهند.

لکه‌های نفتی در بکرترین نقطه
شواهد اما نمی‌گذارد آن دلنگرانی را که از تهران توی کوله‌ات جا خوش کرده، بگذاری توی هور و برگردی. همه شواهد و مدارک نشان می‌دهد که در بهترین حالت، 70 درصد تالاب آبگیری و خیس خواهد شد چون نفتی‌ها در مخزن 1 و 2 کانال‌های عجیب و غریبی زدند. کانال‌هایی که معکوس عمل می‌کنند. آب را از داخل تالاب می‌کشند بیرون. کشاورزان هم بخشی از تالاب را خشک کرده‌اند برای کشت گندم. پمپ گذاشته‌اند و آب تالاب را می‌کشند پای گندمزارها. خبر بد دیگری هم به گوش می‌رسد. در بکرترین جای تالاب، آنجا که میدان نفتی سهراب منتظر مجوز محیط زیست است، لکه نفت دیده شده است!

 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • زیست بوم
  • گزارش
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • ورزشی
  • حوادث
  • اجتماعی
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
<
۱۴۰۳ بهمن
>
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
۲۹ ۳۰ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹
۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۱ ۲ ۳
۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰
شماره هشت هزار و ششصد و هفتاد و دو
 - شماره هشت هزار و ششصد و هفتاد و دو - ۱۸ بهمن ۱۴۰۳
۸