سپهدار نوریزاده مسئول روابط عمومی بیمه سلامت استان مرکزی
از داشتن بیمه تا توانمندی در استفاده از آن؛ سواد بیمهای، حلقه مفقوده سلامت
نظام سلامت زمانی میتواند در مسیر ارتقای سلامت جامعه، افزایش دسترسی عادلانه به خدمات و مدیریت هزینهها موفق عمل کند که شهروندان، در کنار برخورداری از پوشش بیمهای، از دانش و مهارت لازم برای شناخت و استفاده صحیح از این پوشش نیز برخوردار باشند. از این منظر، «سواد بیمهای» را میتوان یکی از مؤلفههای مهم در کنار «سواد سلامت» دانست؛ مؤلفهای که به شهروند کمک میکند حقوق، تعهدات، خدمات تحت پوشش و مسیر صحیح دریافت خدمات سلامت را بهتر بشناسد.
سواد بیمهای تنها به دانستن نام سازمان بیمهگر یا میزان فرانشیز محدود نمیشود؛ بلکه مجموعهای از آگاهیها و مهارتهاست که فرد را قادر میسازد مفاهیم بیمه، خدمات تحت پوشش، ضوابط دریافت خدمت، نظام ارجاع، نسخهنویسی، مدارک مورد نیاز و فرآیند استفاده از خدمات را درک کند و بر اساس آن تصمیم بگیرد.
از سوی دیگر، «سواد سلامت» نیز مفهومی فراتر از توانایی خواندن اطلاعات پزشکی است. شهروندی که از سواد سلامت و بیمهای کافی برخوردار است، هنگام مواجهه با یک نیاز درمانی، صرفاً به دنبال دریافت یک خدمت نیست؛ بلکه میداند چه زمانی باید به پزشک مراجعه کند، از چه سطحی از خدمات استفاده کند، مسیر ارجاع را چگونه طی کند و چگونه از ظرفیتهای بیمهای خود به شکل صحیح بهره ببرد.در این میان، سازمانهای بیمهگر سلامت میتوانند نقش مؤثری در ارتقای سواد بیمهای جامعه ایفا کنند.
اطلاعرسانی شفاف، استفاده از زبان ساده و قابل فهم، آموزش حقوق بیمهشدگان، معرفی خدمات تحت پوشش و تشریح فرآیندهای دریافت خدمت، از جمله اقداماتی است که میتواند فاصله میان «داشتن پوشش بیمهای» و «بهرهمندی مؤثر از پوشش بیمهای» را کاهش دهد.
این موضوع از منظر مدیریت منابع سلامت نیز اهمیت دارد. شهروندی که مسیر دریافت خدمات را میشناسد، بهتر میتواند متناسب با نیاز خود از خدمات استفاده کند و از مراجعه غیرضروری به سطوح بالاتر یا انتخاب مسیرهای نامتناسب جلوگیری کند. در مقابل، ناآگاهی از حقوق و فرآیندهای بیمهای ممکن است به تأخیر در دریافت خدمات ضروری، پرداخت هزینههای قابل اجتناب و استفاده نامتناسب از منابع سلامت منجر شود.
بنابراین، ارتقای سواد بیمهای نباید صرفاً یک فعالیت اطلاعرسانی تلقی شود؛ بلکه میتواند بخشی از سیاستهای ارتقای سلامت، عدالت در دسترسی و حکمرانی مطلوب در نظام سلامت باشد.
توسعه محتوای آموزشی ساده و کاربردی، استفاده هدفمند از رسانهها و فضای مجازی، آموزش در مراکز ارائه خدمت و طراحی ابزارهای دیجیتال کاربرپسند، از جمله اقداماتی است که میتواند در این مسیر مؤثر باشد.
در واقع، اطلاعرسانی مؤثر زمانی محقق میشود که شهروند بتواند پاسخ روشنی برای پرسشهای ساده اما مهم خود پیدا کند: چه خدمتی تحت پوشش بیمه است؟ از کجا باید آن را دریافت کنم؟
آیا نیاز به ارجاع دارم؟ چه مدارکی لازم است؟ چه میزان از هزینه بر عهده بیمه و چه میزان بر عهده من است؟پاسخ روشن به همین پرسشها میتواند تجربه بیمهشده را از یک فرایند پیچیده اداری به مسیری قابل فهم و قابل استفاده تبدیل کند.
در نهایت، بیمه سلامت زمانی به
معنی واقعی کلمه «پشتیبان سلامت» خواهد بود که شهروند نهتنها تحت پوشش بیمه قرار داشته باشد، بلکه بداند چگونه، چه زمانی و از چه مسیری از این پوشش استفاده کند.
ارتقای همزمان سواد بیمهای و سواد سلامت میتواند شهروند را از دریافتکننده صرف خدمات به فردی آگاهتر و مسئولتر در نظام سلامت تبدیل کند؛ تغییری که آثار آن هم در سطح خانواده و فرد و هم در سطح نظام سلامت و منابع عمومی کشور قابل توجه خواهد بود.