سیدمحمد حسینی کارشناس برنامه و بودجه اداره کل بیمه سلامت استان البرز
وقتی بیماری نباید خـانواده را به مــرز فقـر برساند
حفاظت مالی خانوارها؛ یکی از مهمترین کارکردهای بیمه سلامت
در نظام سلامت، موفقیت تنها به معنای دسترسی مردم به پزشک، دارو و خدمات درمانی نیست؛ بلکه زمانی میتوان از یک نظام سلامت عادلانه سخن گفت که بیماری، خانواده را در معرض فروپاشی اقتصادی قرار ندهد. یکی از مهمترین چالشهای نظامهای سلامت در جهان، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، هزینههای کمرشکن سلامت است؛ هزینههایی که میتواند بخش قابل توجهی از توان مالی خانوار را به خود اختصاص دهد و حتی خانواده را به آستانه فقر یا تشدید فقر موجود سوق دهد.هزینههای سلامت زمانی به مسئلهای جدی تبدیل میشوند که پرداخت مستقیم از جیب برای خدمات تشخیصی، دارویی و درمانی، توان خانواده برای تأمین سایر نیازهای اساسی زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. پیامد این وضعیت نیز تنها یک فشار اقتصادی نیست؛ گاهی خانواده برای تأمین هزینه درمان ناچار به فروش دارایی، استقراض یا حذف برخی نیازهای ضروری میشود و در مواردی نیز ممکن است از دریافت خدمات مورد نیاز صرفنظر کند. نتیجه چنین تصمیمی میتواند تأخیر در درمان، تشدید بیماری و در نهایت تحمیل هزینههای بیشتر به خانواده و نظام سلامت باشد.
چرا هزینههای درمان میتواند کمرشکن شود؟
یکی از مهمترین عوامل شکلگیری هزینههای کمرشکن، وابستگی بیش از حد تأمین مالی سلامت به پرداخت مستقیم مردم است. هرچه سهم پرداخت از جیب در تأمین هزینههای سلامت بیشتر باشد، احتمال آسیبپذیری اقتصادی خانوارها نیز افزایش مییابد.این مسئله در مورد بیماریهای مزمن، صعبالعلاج و پرهزینه نمود بیشتری پیدا میکند. بیماریهایی مانند سرطان، نارسایی کلیه، بیماریهای نادر و سایر بیماریهایی که نیازمند درمان و مراقبت طولانیمدت هستند، میتوانند هزینههای مستمری را به خانواده تحمیل کنند.از سوی دیگر، ضعف مراقبتهای اولیه و نبود نظام ارجاع کارآمد نیز میتواند به افزایش هزینهها منجر شود. هنگامی که بیمار بدون طی مسیر مناسب مراقبت، مستقیماً به سطوح تخصصی و خدمات گرانتر مراجعه میکند، هم منابع نظام سلامت بیشتر مصرف میشود و هم ممکن است هزینه بیشتری بر دوش خانواده قرار گیرد.
بیمه؛ سپر مالی خانواده در برابر بیماری
یکی از مهمترین کارکردهای بیمه سلامت، تسهیم ریسک و توزیع هزینه بیماری میان جمعیت بزرگتری از بیمهشدگان است. فرد سالم امروز، ممکن است فردا با یک بیماری پرهزینه مواجه شود و فلسفه بیمه آن است که هزینه چنین ریسکی صرفاً بر دوش فرد و خانواده او قرار نگیرد.گسترش پوشش همگانی سلامت و تجمیع منابع مالی، امکان توزیع عادلانهتر ریسک را فراهم میکند. هرچه منابع در یک نظام بیمهای گستردهتر و متنوعتر تجمیع شوند، امکان حمایت از بیماران پرهزینه و کاهش فشار مالی بر خانوارها نیز افزایش مییابد.در کنار پوشش بیمهای، طراحی بسته خدمات پایه نیز اهمیت ویژهای دارد. خدمات ضروری سلامت باید بهگونهای تعریف و پوشش داده شوند که دسترسی اقشار کمدرآمد و آسیبپذیر به خدمات حیاتی با مانع مالی مواجه نشود.
حمایت هدفمند از بیماران پرهزینه
همه بیماران با سطح یکسانی از خطر مالی مواجه نیستند. برخی بیماریها به دلیل طولانی بودن دوره درمان، هزینه بالای دارو یا نیاز مستمر به خدمات تخصصی، فشار اقتصادی بیشتری بر خانوادهها وارد میکنند.از این رو، ایجاد سازوکارهای حمایتی ویژه برای بیماران خاص و صعبالعلاج اهمیت زیادی دارد. صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج در کشور نمونهای از این رویکرد است که با هدف حمایت از بیماران واجد شرایط و کاهش بخشی از هزینههای درمان آنان شکل گرفته است.چنین حمایتهایی زمانی اثربخشتر خواهند بود که بر اساس شناسایی دقیق نیازها، اولویتبندی منابع و پایش مستمر وضعیت اقتصادی بیماران طراحی و اجرا شوند.
پیشگیری؛ ارزانتر از پرداخت هزینه بیماری
حفاظت مالی فقط به معنای پرداخت بیشتر هزینههای درمان نیست. یکی از مؤثرترین راههای کاهش هزینههای سلامت، جلوگیری از ایجاد یا پیشرفت بیماری است.تقویت مراقبتهای اولیه، توسعه پزشک خانواده، تشخیص زودهنگام بیماریها و مدیریت عوامل خطر میتواند از رسیدن بیماری به مراحل پیچیده و پرهزینه جلوگیری کند. در واقع، هر بیماری که زودتر شناسایی و کنترل شود، احتمال نیاز به درمانهای پیچیده، بستری و توانبخشی پرهزینه نیز کاهش مییابد.از این منظر، سرمایهگذاری در پیشگیری، هم سرمایهگذاری برای سلامت مردم است و هم اقدامی برای حفاظت از منابع مالی خانوادهها و نظام سلامت.
آنچه اندازهگیری نشود، قابل اصلاح نیست
سیاستهای حفاظت مالی بدون دادههای دقیق و بهروز، امکان ارزیابی اثربخشی کافی نخواهند داشت. پایش مستمر شاخصهایی مانند هزینههای کمرشکن سلامت و فقر ناشی از هزینههای سلامت، به سیاستگذاران کمک میکند تا نقاط ضعف نظام تأمین مالی را شناسایی
و حمایتها را هدفمندتر طراحی کنند.این شاخصها در چارچوب اهداف توسعه پایدار نیز مورد توجه قرار گرفتهاند و اندازهگیری آنها میتواند تصویری روشنتر از میزان موفقیت کشورها در دستیابی به پوشش همگانی سلامت ارائه دهد.
سلامت؛ حق مردم، نه عامل فقر
حفاظت مالی خانوارها در برابر هزینههای کمرشکن سلامت، یکی از پایههای عدالت در سلامت و از الزامات تحقق پوشش همگانی سلامت است. خانوادهای که با بیماری یکی از اعضای خود مواجه میشود، نباید همزمان با یک بحران اقتصادی نیز دستوپنجه نرم کند.تحقق این هدف نیازمند مجموعهای هماهنگ از اقدامات است: گسترش پوشش بیمهای، کاهش پرداخت از جیب، حمایت هدفمند از بیماران خاص و صعبالعلاج، تقویت مراقبتهای اولیه و پزشک خانواده و پایش مستمر شاخصهای مالی سلامت.
در نهایت، فلسفه وجودی بیمه سلامت را میتوان در یک مفهوم مهم خلاصه کرد: بیماری نباید به فقر منجر شود. هر اندازه نظام بیمهای بتواند ریسک مالی بیماری را بهتر میان جامعه توزیع کند و همزمان با پیشگیری و تشخیص زودهنگام از هزینههای قابل اجتناب بکاهد، یک گام اساسی در مسیر عدالت و حفاظت از سلامت مردم برداشته خواهد شد.